X
تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی جوان نیوز رودسر

پایگاه اطلاع رسانی جوان نیوز رودسر

تالار گفتمان آزاد اندیشی (سیاسی)

 

با توجه به بیانات اخیر مقام معظم رهبری در نماز جمعه مبنی  بر اینکه مسئولین وسعت دید بیشتری در تایید صلاحیت ها داشته باشند. نظر شما در مورد پرونده سازی ها و شایعه سازی های اخیر جهت رد یا عدم احراز صلاحیت چهره های شاخص کاندید در نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی و تاثیرات آن بر افکار عمومی جامعه چیست ؟ شما کدام یک از دیدگاه های زیر را می پسندید :

1- این گونه رد صلاحیت ها به هیچ وجه جنبه سیاسی ندارد و در جهت آرمانهای امام  و انقلاب است.

2- این گونه پرونده سازی های افراطی و شایعه سازی های مخرب توسط افراد خاصی جهت دهی می شود و صرفا در جهت ضربه زدن به چهره های شاخص بوده تا فرصت رقابت از آنها گرفته شود و قطعا این دست از حرکات موجب سر خوردگی منابع انسانی کار آمد گشته و به نوعی به پدیده قهر سیاسی دامن می زند .

3- استفاده از گزینه هایی چون شایعه سازی ، تخریب ، پرونده سازی های افراطی برای کنار زدن افراد و اندیشه ها به نفع کشور و نظام است و با اخلاق اسلامی هیچ منافاتی ندارد.

4- سایر موارد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 1:30  توسط دانشجو  | 

تالار گفتمان آزاد اندیشی ( اجتماعی )

 

  

نظر شما در مورد فیلم " جدایی نادر از سیمین " و افتخارات جهانی بدست آمده توسط این فیلم چیست؟ شما کدام یک از دیدگاه های زیر را می پسندید :

1- فیلم جدایی نادر از سیمین افتخاری برای ایران عزیز است و باید از سازندگان آن در مجامع و رسانه های داخلی  تجلیل شود .

2- کسب جوایز بین المللی معتبر توسط  این فیلم را افتخار نمی دانم و سکوت نسبی رسانه های داخلی در انعکاس اخبار مربوط به افتخارات بدست آمده توسط این فیلم را بجا و مناسب می دانم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 21:17  توسط دانشجو  | 

مجموعه سخنرانی ها و یادداشت های دکتر نورعلی عباسپور

 

 

 

 

 

 

برای مشاهده روی لینک زیر کلیک کنید:

مجموعه سخنرانی ها و یاداشت های دکتر نورعلی عباسپور

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 19:15  توسط دانشجو  | 

نخبگان سياسي و بلوغ سياسي

نويسنده : محمدرضا حق شناس

از آنجا که هر امري يک  متولي مي خواهد که آن مهم را هدايت کند، در حوزه نخبگي است که مجري يا متولي پديد ميآيد و شکل مي گيرد و نهايتا بخشي از جامعه يا ترکيبي از بخش هاي مختلف بايد مجري و متولي امر مهم باشند و مسووليت توسعه،ساماندهي و... جامعه را بر عهده گيرند.  اين بر اساس ضرورت حکمراني  است نه سليقه يا فهم خود محورانه. جان کلام نخبگان اين است، که در هر جامعه اي ممکن است اقليتي وجود داشته باشد که تصميمات عمده  را در جامعه مي گيرد.  نخبگان سياسي معمولا به طبقه اي برگزيده از افراد جامعه اطلاق مي شود که صاحب قدرت و  نفوذ بوده و در تدوين و پيشبرد  خط مشي دستگاه سياسي به اشکال گوناگون تاثير مي گذارند. نخبگان سياسي به توليد چارچوب هاي مفهومي اداره امور جامعه و  وارد کردن آنها در چرخه هاي تصميم گيري و عرصه هاي رقابتي مي پردازند. در اين نوشتار نخبگان سياسي در مفهومي وسيع شامل فعالان، شخصيت هاي سياسي و نمايندگان برگزيده  مي شود، که به گونه اي رسمي يا غير رسمي در توليد و تدوين و اجراي سياست هاي نظام سياسي نقش دارند. بر آن اساس که استعداد، توانايي و مهارت افراد متفاوت  است و سياست و مملکت داري يک بحث انساني و مجموعه اي است، بنابراين بايد بهترين ها، پيچيده ترين، کارا ترين  و آشنا ترين و متخصص ترين افراد وارد حوزه ودستگاه سياسي شوند تا بدين صورت جامعه از بهترين هاي خود، مسووليت  و کارآمدي طلبيده تا زمينه و شرايط يک جامعه غني وپويا فراهم شود. نخبگان سياسي علي الا صول مي بايستي داراي تفاهم واجماعي کلان و اساسي درباره هنجار هاي حاکم بر اداره  امور حکومتي و در باره "قواعدبازي"  و سيستم اجتماعي" باشند. چون حيات سيستم سياسي و تداوم آن بسته به تفاهم و اجماع نخبگان است اين اجماع به معني عدم اختلاف و فقدان رقابت بين آنان نيست،  بلکه به اين مفهوم است که نقاط اشتراک اساسي آنان بيش از اختلافات آنان است. سياست گذاري و مملکت داري مطلوب، اساسا محصول فرآيند تعاملي نخبگان است و اين مستلزم آن است که نخبگان سياسي تساهل لازم را براي به کارگيري نيروهاي متفاوت در  سطوح مختلف جامعه نشان دهند  تا هرنخبه سياسي خود را در  پرتو يک مجموعه و يک کليت مشاهده و عمل کند  و گرنه عدم تعامل بين افراد وانديشه هاي مختلف در نهايت به سو» معاشرت و عدم  تفاهم مي رسد که مسووليت اصلي در ايجاد تفاهم و تعادل به عهده نخبگان سياسي است که اهميت وجودي خود را براي طرف مقابل اثبات کنند.   اما اين مسئله به آن بستگي دارد که نخبگان و رهبران يک جامعه چگونه مي خواهند مملکت را اداره کنند،  به عبارت ديگر فلسفه و چارچوب مديريتي  رهبران و نخبگان اهميت دارد. بنابراين موضوع به روحيه، خلق و خوي و مباني فکري حکومت کنندگان، بافت اجتماعي، سياسي و حتي قانون اساسي آنها بستگي دارد. اما  آنچه که نخبگان سياسي بايد به آن قائل باشند تا ضرورت تعامل انتقادي-تفاهمي و  تقابل فکري پيش آيد و متعاقبا قاعده مندي رفتاري  آنها، خود به  اصل کارآمدي و به عبارتي به  بلوغ سياسي  متکي  است. اما بلوغ به طور اعم و بلوغ سياسي به طور اخص ، در خلا» به وجود نميآيد. زيرا جامعه نابالغ بدون تعمق در ويژگي هاي جامعه نابالغ و جدي گرفتن اين تعمقات نمي تواند به بلوغ برسد.
جامعه بالغ بدون گذر از طفوليت سياسي، به بلوغ سياسي نمي رسد و اين مستلزم آن است که  در درجه اول نخبگان سياسي به درجه اي از بلوغ سياسي رسيده و با  درک و فهم وجوه تمييز ميان طفوليت سياسي(جامعه نابالغ) و بلوغ سياسي،  زمينه وبستر جامعه بالغ را فراهم و تسهيل کنند.  زيرا جامعه بالغ  اصول کنجکاوي، انتقاد ،تعامل و تفاهم را جدي مي گيرد و آن را تقويت مي کند تا ثمره آن، کارآمدي، مطلوبيت و خلاقيت  باشد. به عبارتي آن جامعه به ويژه نخبگان سياسي  آن عادت به" چرا گويي" و تحمل "چراگويي" داشته باشند. در جامعه بالغ  با حاکم شدن بلوغ سياسي  وتبلور آن در روابط نخبگان سياسي،  تعامل انتقادي و گفت وگو ميان افراد از همه نوع انديشه وسليقه هاي فکري وجود  دارد.  چون کسب  قدرت  "عقل و آرامش"  مي خواهد  و درچارچوب قدرت است که انديشه ها تا اندازه اي درگير مصالحه  مي شوند.  از اين رو  اصل  يا مغالطه" همه يا  هيچ" حاکم نيست و لذا افراد استعداد سخن گفتن خود را از  دست نمي دهند  و منطق رقابت  بنابر فحاشي و تهديد نيست و افراد بي اعتنا ونافرمان نيستند.
نخبگان سياسي با  سوار بر بلوغ سياسي،  بيش از آن که به بيراهه ها بينديشند به راه هاي اصلي و بزرگراه ها مي انديشند، در عالم واقع  انديشه کرده، طراحي کرده و کاربردي ارائه  طريق و راه حل مي کنند. عاقبت انديش و عاقبت سنج هستند، بازخور (dack Feeb) دارند و مي توانند غير از انجام وظيفه به موفقيت نيز بينديشند و مي دانند که گذشته قابل تغيير نيست و به آينده نظر مي کنند. از آنجا که  جامعه ما جامعه اي در حال گذار است و بسياري از موضوعات با مسائل سياسي آميخته، لذا ساختن آينده سازنده، به يک شجاعت و بلوغ سياسي در درون شاکله نخبگان سياسي که متعاقبا  بتواند کل جامعه را در برگيرد، نياز دارد.

کارشناس ارشد روابط بين الملل

منبع :سایت مردم سالاری

پاورقی : تمامی اخبار موجود در این سایت از سایت های مجاز داخلی گرفته می شوند و طبق قانون سایت جوان نیوز رودسر هیچگونه مسئولیتی در برابر بازتاب اخبار منتشر شده از سایر سایت های مجاز داخلی ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 22:51  توسط دانشجو  | 

صادق زیبا کلام : حضرت عیسی و آدم نیز اصلاح طلب بودند

فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: جریان وابسته به احمدی‌نژاد و مشایی در انتخابات مجلس نهم ۱۰۰ کاندیدا دارند و بیشترین کرسی‌های مجلس را به دست خواهند آورد.
به گزارش سرویس خانه ملت پایگاه 598 به نقل از خبرگزاری فارس، در همایش "انقلاب اسلامی، انتخابات مجلس نهم و بیداری اسلامی" که به همت نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری دانشگاه تهران، امروز در تالار علامه امینی این دانشگاه برگزار شد، صادق زیباکلام استاد علوم‌‌‌سیاسی دانشگاه تهران و عباس سلیمی‌نمین رئیس مرکز تدوین تاریخ معاصر ایران درباره آرایش سیاسی احزاب و گروه‌ها در انتخابات مجلس نهم با یکدیگر به مناظره پرداختند.

* زیباکلام: جریان وابسته به احمدی‌نژاد و مشایی بیشترین کرسی مجلس را به دست می‌آورند

صادق زیباکلام گفت: معتقدم گروه‌ها و جریان‌هایی که در انتخابات مجلس نهم شرکت کردند در مجموعه حاکمیت هستند پس چیزی در کشور تغییر نخواهد کرد.

وی افزود: ۳ جریان در انتخابات مجلس نهم شرکت دارند که جریان اول وابسته به دولت یعنی احمدی‌نژاد و رحیم‌ مشایی است.

زیباکلام خاطرنشان کرد: جریان دوم، کمیته ۸+۷ یعنی اصول‌گرایان سنتی هستند و جریان سوم نیز جبهه پایداری یعنی دوستان و متحدان احمدی‌نژاد هستند که به دلیل حضور رحیم مشایی در کنار رئیس‌جمهور ترجیح می‌دهند با احمدی‌نژاد کاری نداشته باشند.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با اشاره به اینکه مشکل جبهه پایداری با دولت نهم و دهم عملکرد رئیس‌جمهور نبوده است، تصریح کرد: آقایان کوچک‌زاده و آقاتهرانی هیچ‌گاه نگفتند به دلیل عملکرد دولت نهم و دهم با آنان کاری ندارند و مشکل این جبهه حضور آقای مشایی در دولت است.

وی افزود: اگر همین الان احمدی‌نژاد دستش را از رحیم مشایی رها کند، جبهه پایداری با دولت یکی می‌شود.

این استاد دانشگاه اظهار داشت:‌ افرادی چون کواکبیان و احزابی که با نام اصلاح‌طلب در انتخابات آتی شرکت کرده‌اند، اصلاح‌طلب نبوده و در واقع غیر اصول‌گرا هستند.

زیباکلام افزود: جریان اول که وابسته به احمدی‌نژاد و مشایی هستند در انتخابات مجلس نهم ۱۰۰ کاندیدا دارند و بیشترین کرسی‌های مجلس را به دست خواهند آورد.

استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: کمیته ۸+۷ به زعامت آیت‌الله مهدوی‌کنی، ۷۰ تا ۸۰ کرسی مجلس را به دست خواهند آورد و جریان افراطی و رادیکال جبهه پایداری حدود ۴۰ تا ۵۰ کرسی مجلس را به دست می‌آورد و مابقی کرسی‌ها را جریان غیر اصول‌گرا و افرادی چون کواکبیان و تابش به دست می‌آورند.

زیباکلام تصریح کرد که مجلس نهم قطعاً با مجلس هشتم تفاوتی نخواهد داشت.

* سلیمی‌نمین: حلقه مشاوران احمدی‌نژاد با دو لایه آشکار و پنهان وارد انتخابات شدند

عباس سلیمی‌نمین در ادامه این مناظره با بیان اینکه نباید از هم‌اکنون پیش‌بینی‌های انتخاباتی کنیم، گفت: اصول‌گرایان کارنامه خوبی از خود به نمایش گذاشتند و این‌گونه نیست که در مجلس تمام قد از احمدی‌نژاد حمایت کردند.

وی افزود: بیشتری استیضاح و عدم رأی اعتماد به وزیران احمدی‌نژاد در مجلس هشتم رقم خورد و این مجلس ایرادات جدی به دولت احمدی‌نژاد داشت و ضعف‌های وی را نپوشاند.

سلیمی‌نمین خاطرنشان کرد: متأسفانه در حال حاضر اصول‌گرایان دو دسته شدند و جبهه پایداری با ادله‌ای که دارد سر ناسازگاری گذاشته است.

رئیس مرکز تدوین تاریخ معاصر ایران تأکید کرد: حلقه اول مشاوران احمدی‌نژاد با دو لایه آشکار و پنهان وارد عرصه انتخابات شدند. این حلقه به دلیل اینکه حساسیت‌‌هایی در جامعه علیه آنان به وجود نیاید، پنهان عمل می‌کنند و لایه آشکار این حلقه نیز قصد دارد ۲ لیست انتخاباتی ارائه دهد.

وی افزود: گروه‌هایی نزدیک به محسن رضایی و یا علی مطهری نیز گروه‌هایی تشکیل دادند و قصد ارائه لیست واحد دارند.

سلیمی‌نمین خاطرنشان کرد: عده‌ای از گروه‌های سیاسی لایه‌های پنهانی دارند و به همین دلیل تشخیص این لایه‌ها در انتخابات آتی مجلس مشکل خواهد بود.

وی با بیان اینکه در انتخابات مجلس نهم دو جریان انحرافی و دوم خرداد لایه پنهان دارند، تصریح کرد: قطعاً برخی از دوم خردادی‌ها با دشمن همکاری داشتند و ادله‌ها علیه آنان مشهود است و در حال حاضر از صحنه سیاسی دور هستند.

رئیس مرکز تدوین تاریخ معاصر ایران، اظهار داشت: جریان دوم خرداد چندین حزب دارد و در حال حاضر به غیر از حزب مردم‌سالاری چند حزب دیگر نیز در انتخابات آتی شرکت دارند. پس چطور می‌توان گفت که اصلاح‌طلبان در انتخابات شرکت نکرده‌اند و یا اینکه چون احزاب تندرو اصلاح‌طلب در این انتخابات حضور ندارند، انتخابات موفقی برگزار نخواهد شد.

* زیباکلام: مشکل جبهه پایداری با مشایی است

صادق زیباکلام گفت:‌ هیچ‌گاه افرادی که در جبهه پایداری حضور دارند، به عملکرد احمدی‌نژاد و دولتش انتقادی وارد نکردند.

وی افزود: مشکل جبهه پایداری بر روی سیاست‌های احمدی‌نژاد نیست. بنده به آقای مطهری و توکلی احترام قائلم چون از همان سال ۸۴ به عملکرد دولت احمدی‌نژاد انتقاد داشتند اما آیا آقا تهرانی نیز از عملکرد احمدی‌نژاد انتقاد کرده است؟ پس مشکل جبهه پایداری با آقای مشایی است.

* سلیمی‌نمین: آیا تنها توکلی و مطهری رأی اعتماد به وزیران احمدی‌نژاد داده‌اند؟

عباس سلیمی نمین گفت: آقای زیباکلام در هر زمان که فراخور شرایط باشد صحبت می‌کند و طبق هواشناسی که می‌کند، سخن می‌گوید. گاهی اوقات اعلام می‌‌کند که آقای جاسبی خوب است و برخی اوقات می‌گوید آقای جاسبی بد است.

وی افزود: آقای تابش چند سال است که رئیس فراکسیون اصلاح‌طلبان در مجلس است و آیا می‌توان گفت که وی اصلاح‌طلب نیست؟ آیا می‌شود براساس وضع هواشناسی که خودمان تعیین می‌کنیم، سخن بگوییم؟

سلیمی‌نمین خاطرنشان کرد: سابقه نداشت که در ابتدای کار یک دولت، نمایندگان مجلس رأی عدم اعتماد به وزیران دولت دهند و در فاصله کوتاهی چند وزیر را استیضاح کنند. آیا تنها آقایان توکلی و مطهری رأی اعتماد به وزیران احمدی‌نژاد داده‌اند؟

* زیباکلام: حضرت عیسی و آدم نیز اصلاح‌طلب بوده‌اند

صادق زیباکلام در واکنش به سخنان سلیمی‌نمین گفت: بنده اگر هواشناس بودم بدون حتی یک واحد گذراندن درس تاریخ رئیس مرکز تدوین تاریخ معاصر ایران نمی‌شدم و بنده نون به نرخ روز خور نیستم.

وی افزود: اصلاح‌طلبی به معنای یک جریان سیاسی پس از انتخابات دوم خرداد تشکیل شد اما اگر بخواهیم از نظر فلسفی تحلیل کنیم، حضرت عیسی(ع)، حضرت آدم و نبی مکرم اسلام هم اصلاح‌طلب بودند.

زیباکلام خاطرنشان کرد: این که بگوئیم تنها افرادی چون کواکبیان، تابش و عارف اصلاح‌طلب هستند و بقیه، همکاران بیگانگان و جرج سوروس بوده‌اند، درست نیست.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب تصریح کرد: از دوم خرداد سال ۷۶ مردم‌سالاری دینی مطرح شد و پیش از آن بحث بر روی انقلاب اسلامی و ولایت‌فقیه بود.

این استاد دانشگاه گفت: حکومت جمهوری اسلامی ایران هر کاری که دلش خواسته کرده و این کارها را به عنوان مردم‌سالاری دینی قلمداد کرده است پس من نمی‌توانم بفهمم مردم‌سالاری دینی یعنی چه؟

* سلیمی‌نمین: تمام مورخان حتی یک واحد درس تاریخ هم نگذرانده‌اند

عباس سلیمی‌نمین در واکنش به سخنان صادق زیباکلام، گفت: تمام مورخان کشور حتی یک واحد درسی تاریخ هم نگذرانده‌اند و بنده یک فرصت‌طلب نیستم.

وی افزود: بنده فردی نیستم که شیمی خوانده باشم؛ اما علوم سیاسی تدریس کنیم.

رئیس مرکز تدوین تاریخ معاصر ایران تصریح کرد: نباید هر آنچه را که تحلیل خودمان است به عنوان واقعیت جا بزنیم.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی غیر دولتی انتخابات ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 22:46  توسط دانشجو  | 

جاي خالي گفت وگو با منتقدان

شهيد مطهري از يکي از دوستان انديشمند خود خواسته بود زمينه اي فراهم کند تا بتواند به ديدار مهمترين متفکران مارکسيسم در کشور رفته و با آنان به بحث و گفتگو بپردازد. اين دوست استاد، در يکي از اين ديدارها با منظره اي ديدني مواجه شده بود: شهيد مطهري با آن متفکر ملحد در حالي که سگش هم کنارش بود ساعت ها در يک پارک قدم زده و با يکديگر بحث و گفتگو مي کردند. اگر خبري با عنوان «مرتضي مطهري در کنار يک ملحد معروف و سگش + عکس» در روزگار پيش از انقلاب منتشر مي شد، فضاي جامعه به گونه اي بود که اکثريت افراد، غرض از چنين گفتگويي را درک کرده و آن را افتخاري براي يک روحاني محسوب مي کردند، اما جامعه امروز چطور؟ متاسفانه کلمه «ملاقات» در ادبيات سياست زده فعلي، معناي تاييد و وابستگي و گاهي تسليم و دلدادگي به خود گرفته است. حتي در مجالس ختم، برخي شخصيتهاي سياسي و غيرسياسي هر لحظه رصد مي کنند که مبادا فردي «مساله دار» در کنار آنان بنشيند و انتشار عکسي از اين کنار هم نشستن «مساله ساز» شود، يعني نه تنها ارتباط و گفتگو بلکه گاهي نشستن اتفاقي چند دقيقه اي در کنار يک فرد هم واژه هايي نظير «ساده انديشي»، «تاثير پذيري» و «همسويي» را به دنبال دارد. برخي مراکز حوزوي و غيرحوزوي افتخارشان اين است که هيچ روشنفکري تا کنون نتوانسته از نگهباني آنها عبور کند و از سوي ديگر برخي روشنفکران و دگرانديشان نيز از ارتباط نداشتن با «جنس آخوند!» به خود مي بالند.  عده اي از دو طرف نيز که به فوايد اين گفت وگوها واقفند، در جو سياست زده کنوني به خاطر شلوغ بازي هاي بعدي عطاي آن را به لقايش مي بخشند.نتيجه اين مي شود که افراد فرهيخته و دانش پژوه جامعه از بسياري ملاقات ها و گفت وگوهاي سودمند محروم شده و هر کس خود را محدود به ديدار با همفکران خود مي کند. افراطي با دوستان افراطي اش خوش است و تفريطي با دوستان تفريطي اش. کسي هم که چند مورد موضع اعتدالي داشته، خود و دوستانش را صراط مستقيم در همه امور تلقي مي کند و افراد نوعا توسط اطرافيان و دوستان خود تاييد شده و خود را معتدل مي پندارند. هر وقت هم سخن از ملاقات يا مواجهه با منتقد يا مخالف فکري مي شود راه حل را مناظره در جمع مي بينند که هدف اصلي از آن غالبا اثبات خود و نفي ديگري است. در چنين شرايطي جامعه از ثمرات بي شمار گفتگوهاي صميمانه و رو در رو - که رسوا شدن اختلاف افکنان از آن جمله است - دور مانده و در نتيجه عرصه به دست افراد کم سواد و غوغاگر مي افتد. اين گونه است که بدخواهان به راحتي از يک متفکر سنتي حوزوي در ذهن برخي دانشجويان يک موجود بي منطق و خشن، و از هر روشنفکري در ذهن برخي طلاب، فردي وابسته و بي دين و بلکه ضد دين مي سازند. شهيد مطهري کتاب «دو قرن سکوت» مرحوم دکتر عبدالحسين زرين کوب را شديدا مورد انتقاد قرار داد، اما چون مرز انتقاد و نيز رسم دوستي را مي شناخت رابطه دوستانه اش با دکتر زرين کوب را چنان حفظ کرده بود که وقتي کتاب ننگين «بيست و سه سال» منتشر شد چنين تشخيص داد که پاسخ اين کتاب را اگر افراد غير روحاني بدهند موثرتر است و لذا از سه دانشمند دانشگاهي از جمله دکتر زرين کوب خواست که نقدي بر آن بنويسند و وي نيز با طيب خاطر پذيرفت (متاسفانه بخش اعظم دست نوشته اين کتاب مفقود شد). پرسش مهم در اينجا اين است که با توجه به اينکه «تهمت نيوز» ها - که از طيفهاي مختلف فکري هستند- حتي گفتگوي علمي با منتقدان را برنمي تابند، واقعا چه راهي براي حل اين معضل وجود دارد؟ در شرايطي که به محض آنکه يک مرکز متعهد حوزوي يا غيرحوزوي بخواهد جلسه گفت وگوي نقادانه با يک روشنفکر بگذارد مدير آن به دهها اتهام از غربزدگي و غيره مزين مي شود چاره چيست؟ در فضايي که بسياري روحانيون حاضر نيستند حتي براي پاسخ به سوالات شرعي، به کسي که بيست سال پيش زير نامه مساله داري را امضا کرده يا جواني که به خاطر مساله اي سياسي چند شبي را در زندان گذرانده وقت ملاقات بدهند چه بايد کرد؟ به نظر مي رسد يک راه حل مناسب، سامان دادن حرکتي جمعي است به اين نحو که تمام عالمان حوزوي و دانشگاهي و مراکز علمي از سنتي و روشنفکر که درست يا نادرست، ادعاي فهم درست اسلام را دارند در يک حرکت هماهنگ، يک زمان مشترک و معين در ماه را «روز گفت وگو با منتقدان فکري» قرار دهند و دربها را به روي آنان بگشايند. تا زماني که «کنار هم نشيني» مشکل ساز تلقي شود، زمينه اي براي رشد کرسيهاي آزادانديشي فراهم نمي شود، همچنان که بي هزينه کردن ارتباط و گفت وگوهاي علمي با منتقدان و مخالفان، پيش شرط هر گونه اقدام در راه وحدت حوزه و دانشگاه است. تحقق اين امر با يک حرکت جمعي که قبح خيالي ملاقات با منتقد يا مخالف را مي زدايد ممکن است. البته گفت وگو با منتقد و مخالف  بر خلاف تصور برخي  ملازم با نسبي بودن حقيقت، عدم قاطعيت در برخورد با معاندان در آنجا که اسلام تجويز کرده، يا انفعال، وادادگي و عقب نشيني از مواضع فکري خود نيست. استثنا شدن موارد نادري در شرع مانند منع همنشيني با بدعت گزاران در شرايط خاص را نبايد از نظر دور داشت. روشن است که مانند بسياري امور ديگر، گفتگو نيز در مواردي ممکن است تنها در ظاهر به شکل ملاقات و گفت وگو باشد اما اغراض ديگري را دنبال کند. در عين حال هرگز به خاطر سو» استفاده عده اي اندک نبايد جامعه را از چنين نعمت بزرگي محروم کرد و همه ملاقاتها را با نگاه بدبيني نگريست. اين مانند آن است که چون در مواردي ماموران قلابي از لباس پليس سو» استفاده کرده اند، مردم به همه پليس ها به ديده ترديد بنگرند يا پليس از استفاده از يونيفورم منع شود. آيا اسلام به ما مي گويد فرد غيرمغرضي را که نسبت به اعتقادات يا عملکرد ما انتقاد داشته و متفاوت از ما فکر مي کند بايکوت کنيم تا هر روز در موضع مخالفش تندتر شود؟ تجربه نشان داده است که با برخوردهايي از اين دست، فرزندان چنين افرادي که بي مهري به پدر يا مادر خود را لمس کرده اند غالبا نه يک منتقد، که يک مخالف جدي از آب درمي آيند. اين برخوردهاست که دشمنان را خوشحال مي کند و لذا دشمن چه بسا براي رسيدن به اين هدف سعي کند با ابراز خوشحالي تصنعي از ملاقات يک فرد با منتقدان، اين تصور را براي ما ايجاد کند که اين گفت وگوها به نفع دشمن است چون باعث شادي او شده است و با اين ترفند ساده، رفتار ما را در جهت دلخواه مديريت کند و مي کند. شهيد مطهري با روشنفکراني که بعضا منتقد جدي اساس روحانيت بوده و همسران برخي از آنان بي حجاب بودند در عين حفظ صلابت و سلامت فکري، دوستي و ارتباط علمي مستمر داشت. ما چه کرده ايم؟ آيا نبايد هرگز با منتقدان خود روبرو شويم؟ آيا ملاقات کنندگان با ما تنها بايد از مريدان يا همفکران ما باشند؟ آيا جز يک اراده و حرکت جمعي مي تواند به اين برداشت هاي کودکانه که الف در کنار ب نشست، پس، از نظر فکري و عقيدتي از يک طايفه اند پايان دهد؟
فرزند استاد شهيد مرتضي مطهري

نويسنده : محمدمطهري

منبع :سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 22:18  توسط دانشجو  | 

پاسخ به سوالاتی درباره نقدمسئولان در نظام اسلامی

توضيح دبير بخش تحليلي الف:

انتشار يادداشت «در نظام اسلامی نقد مسئولان بر همه واجب است» توشته دكتر سعيد زاهد (عضو هيات علمي دانشگاه شيراز) با استقبال قابل توجهي از سوي بينندگان فضاي مجازي فارسي روبرو شد و نظرات و نقدهاي متعددي برانگيخت.

يكي از بينندگان الف كه خود را معرفي نكرده است، ذيل يادداشت دكتر سعيد زاهد، با نگارش نقدي كوتاه، نكاتي تذكر داده و از مسئولان سايت خواسته بود نوشته اش را به اطلاع نويسنده آن يادداشت برسانند. آقاي دكتر زاهد پس از ملاحظه اين نكات، پاسخهايي نوشته اند كه خواندن اين نقد و پاسخ مي تواند براي ديگر بينندگان نيز جالب باشد و امكان ادامه بحث درباره اين موضوع مهم را فراهم كند.

الف اميدوار است در كشور ما شرايط و فضايي فراهم شود تا همه صاحبنظران و منتقدين، آزادانه و با ذكر نام، بدون رياكاري يا نگراني از تبعات خاصي، نظرات خود را بيان كنند و در ترويج و اجراي فريضه امر به معروف و نهي از منكر، بخصوص از مسئولان جامعه و صاحبان قدرت بكوشند.

ابتدا نقد بدون كم و كاست خواننده اي كه خود را معرفي نكرده اند و سپس پاسخ آقاي دكتر زاهد:

قبل از ملاحظه اين نقد و پاسخ آن، پيشنهاد مي شود اصل يادداشت «در نظام اسلامی نقد مسئولان بر همه واجب است» را مرور كنيد.

نظر بيننده ناشناس:
جناب آقای دکتر سید سعید زاهد! من در برابر عنوان دکتر شما یک بی سواد محسوب می شوم اما، چند نکته از بحث شما برای من قابل هضم و پذیرش نیست:

۱- اولا شما این تعریف نظام مردم سالاری دینی را که ذکر کرده اید از کجا آورده اید؟ یعنی تعریف شما مبتنی بر کدام نظریه ی قابل قبول از طرف علما و محققین و مورد پذیرش کدام مردم است؟

۲- شما می گویید در نظام مردم سالاری دینی باید اینچنین باشد و باید آن چنان باشد (بحث نقد و انتقاد و پاسخگویی مسئولین)، اما ما که در عمل هیچ اینگونه ندیدیم، مثلا نظام کمونیستی شعارهای بسیار زیبایی داشت اما در عمل آن شد که همه دیدند، بنابر این عمل مهم است وگرنه من و شما هر یک می توانیم شعارهای زیبایی سر دهیم.

۳- شما می گویید در لیبرال دموکراسی معیار رای مردم است، به همین دلیل جو سازی اجتماعی نقش زیادی دارد، اما در نظام اسلامی همه چیز عندالله و قربتا الی الله است، "از این رو خطا ها با ادلۀ کامل به شخص خاطی گوشزد می شود و بر شخص خاطی واجب است در صورت متقن دیدن ادله رفتار خویش را تغیر دهد و اشکال را جبران کند در غیر این صورت می باید طبق ضوابط اسلامی در مقابل مراجع ذی صلاح پاسخ گو باشد."

در این سخن شما نخست اینکه یک حقیقت نگفته در سخن شما مستتر است که در دید شما در نظام اسلامی رای و نظر مردم معیار نیست، که در این صورت باید گفت چرا نام مردم سالاری بر آن می نهید، و چه ارتباطی این نظام مورد نظر شما به جمهوری اسلامی دارد؟؟؟ آیا منظور شما از نظام اسلامی همین نظام کنونی جمهوری اسلامی است؟ یا شما نظر خاصی برای نظامی مورد نظر خود دارید و از آن تعریف ارائه می دهید، اگر منظور شما همین نظام کنونی باشد که رهبر کبیر(امام خمینی) این نظام و انقلاب فرمودند میزان رای ملت است، و مردم به نظام جمهوری اسلامی رای داده اند نه نظام اسلامی که شما می فرمایید و فعلا همین قانون اساسی جمهوری اسلامی در این مملکت جریان باید داشته باشد، امیدوارم نظر شما با این تعریفات همین نظام کنونی نباشد. دوم در همین نظامی که شما می فرمایید عندالله و قربتا الی الله است مگر بی سابقه ترین اختلاس طول تاریخ به وقوع نپیوسته است (۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰تومان) ؟!!! ایا با تمام مستندات و گفتن خطاهای مسئولین با ادله ی کافی هیچ اثری داشته؟!!! آیابا تمام عاملین و مباشرین آن برخوردی صورت گرفته؟!!! تاکید می کنم با تمام عاملین آن، شما فکر می کنی همین که شما گفتی این نظام عندالله است و همه ی کارها قربتا الی الله است دیگر نظارت مطبوعات و رسانه ها و به قول شما جو سازی اجتماعی که لازمه ی نظارت همگانی بر مسئولین است غیر لازم می شود؟!!! تازه آن فساد بیمه ی ایران و فلان و فلان و چند میلیارد دلار از پول نفت که هنوز هم معلوم نشد به کجا رفته هم روی همین اختلاس اخیر جمع بزن ببین به کجای فلک سر می زند؟!!! شما فکر می کنی اگر این فساد در جای دیگر یا به قول شما در همان لیبرال دموکراسی که می فرمایید بود چگونه با آن برخورد می شد؟!!!

۴- در مورد نحوه ی نظارتی هم که شما از نظام اسلامی مورد نظر خود گفته اید و هیچ تناسبی با قانون اساسی ندارد حتی اگر هم اکنون در جریان باشد؛ در مورد نظارت خبرگان که باید گفت وقتی مجلسی چون خبرگان برای تشکیل خود به منظور نظارت بر رهبری دچار دور باطل می شود دیگر انتظاری از آن نمی توان داشت، چرا که اعضای شورای نگهبان که خود منصوب رهبری نظام هستند(بحث فرد نیست، اگر از عنوان رهبر معظم استفاده نمی شود برای این است که از عنوان رهبر نظام به طور کلی سخن گفته می شود)، نامزدان مجلس خبرگان را تایید می کنند، که بهتر است بدون تعارف بگوییم نامزدهایی از سوی شورای نگهبان منصوب می شوند تا ما از بین منصوبین انتخاب کنیم، من در اینجا به این دلیل از لفظ منصوب استفاده می کنم که در چنین مواردی باید بدبینانه ترین شرایط را در نظر گرفت، چرا که به هر حال احتمال وقوع آن هست، بنابر این ما از بین منصوبین شورای نگهبان که با یک واسطه منصوب رهبری نظام محسوب می شوند باید کسانی را بر گزینیم که بر رهبری نظارت کنند، در ضمن همین افراد اکثرا خود نمایندگان رهبری در ارگانهای مختلف و امامان جمعه ی منصوب رهبری نظام هستند، خب این نوع نظارت به نظر شما می تواند مورد اعتماد باشد؟!!! این بحث یک بحث فلسفی و حقوقی است، و اصلا ارتباطی به سیاست و گروه بازی ها ندارد؟ آیا به نظر شما هیچ اشکالی بر این نظارت نیست و این دور باطل محسوب نمی شود برای نظارت؟!!!

۵- در مورد نظارت نمایندگان مجلس بر دیگر مسئولین هم به همین روش، اولا که نظارت استصوابی یک مرحله نصب(فیلتر به نفع حکام و به ضرر نظارت مردم) را در مسیر انتخاب مردم ایجاد می کند، و متاسفانه یک فیلتر دائمی که مجلس هشتم تصویب کرد که باید گفت ضلمت در ضلمت است و نظارت شورای نگهبان را بر نمایندگان دائمی کرد، هر عقل سلیمی می تواند تشخیص دهد که این نظارت دائمی خواسته ی مقامات نظام برای کنترل مجلس بود نه به نفع نظارت مردم بر مسئولین، چرا که مجلس نماینده ی مردم است نه شورای نگهبان، شورای نگهبان نماینده ی رهبری نظام است، تمام این مسائل بر می گردد به همان دید شما که می گویید در نظام لیبرال دموکراسی معیار رای اکثریت است، و معنی مستتر آن، این است که اینجا معیار همان اقلیت است که حکومت می کند حالا هر نام و عنوانی که داشته باشد.

بنابر این آنچه شما با زبان بی زبانی در پی بیان آن بوده و هستید و متاسفانه در جاهایی در حال جریان است، این است که تمامی راه های نظارت مردم که مهمترین راه آن طبق قانون اساسی ما مجلس خبرگان، و مجلس شورای اسلامی است به شکلی که گفتیم محدود شده و از همه مهمتر فضای آزاد رسانه ها و مطبوعات که برای شفاف سازی رفتار و کردار مسئولین واجب است متاسفانه کاملا به محاق رفته است.

بنا براین از سخنان شما نتیجه می گیریم که در این نظام جمع خاصی تمام تصمیمات کشور را می گیرند، نمایندگان مجلس که از فیلتر شورای نگهبان عبور می کنند حالا باید دائما مانند اینترنت ما فیلتر شوند و مجلس خبرگان هم که ابتدا از سوی شورای نگهبان نصب، سپس از بین نصب شدگان توسط مردم انتخاب می شوند، به قول شما و به قول بسیاری از کسانی که اکنون عزیز نظام هستند و دستی بر اتش دارند رای مردم هم ملاک و معیار نیست(البته امام فرمودند میزان رای مردم است) پس بفرمایید نظام خبره سالاری دینی، آن هم تنها خبرگانی که شورای نگهبان نصب می کند و شورای نگهبان هم منصوب رهبر نظام است، و در یک کلام نظام دین سالاری که یک نفر در راس آن قرار می گیرد و گروهی پیرامونش، که هر چه بگوید همان می شود!!!! چرا خجالت می کشید بفرمایید!!!!! دوست عزیز دیگر اسم این را نباید نظام مردم سالاری دینی گذاشت، مگر این که تعریف خود را طوری بیان کنید که رای مردم به قول حضرت امام و به تشخیص عقل میزان باشد، نه این که مردم فقط مکلف به زندگی تحت حکومت گروهی خاص باشند و مردم فقط برای راهپیمایی و رای به منصوبین آن گروه خاص و حضور در نماز جمعه و اعلام حمایت ها باشند، و تازه برای بیان نظرات خود سیل نامه ها را به سوی مسئولینی که هیچ احترام و اهمیتی برای رای آنها قائل نیستند راه بیاندازند!!!! لطفا یک بار دیگر نوشته ی خود را مطالعه کنید ببینید هیچ ارتباطی حتی با قانون اساسی ما دارد، خوشبختانه هنوز قرابتی هم بین انچه شما می گویید و آنچه در قانون اساسی هست نمی بینم، در ضمن ما امروز باید اگر در همین قانون اساسی هم ایراداتی در نظارت مردم و محدود بودن آن می بینیم رفع کنیم نه این که بر آن محدودیت ها بیفزاییم، شما این را در نظر داشته باشید که امام تقریبا از سوی تمام مردم انتخاب شده بود، اما اگر به همین روش که امثال شما در نظر دارید پیش برود رهبری حتی کم کم تبدیل به سلطنت موروثی می شود، چرا که دستچین کردن خبرگان کار چندان سختی نیست و بنا بر این نشاندن فردی خاص به جای رهبری دور از ذهن نیست، من فکر می کنم دفاع بیش از پیش گروهی برای اجرای این چنینی قانون اساسی به امیدی که در آینده برای رهبر شدن دارند بی ارتباط نیست، چرا که هر اندازه قدرت مردم کم شود احتمال رهبری انها در آینده بیشتر می شود.

امیدوارم این نظر از طرف سایت الف منتشر شود و البته اگر نه برای شخص جناب شما ارسال گردد

پاسخ آقاي دكتر زاهد
سردبير محترم سايت الف،
با سلام. ضمن تشكر از ارسال يادداشت (كامنت) بر نوشتة اينجانب در سايت الف، سعي مي كنم به سؤالات مطرح شده اين خواننده محترم با همان شماره هائي كه سؤال را مطرح فرموده اند پاسخ گويم.

۱- اين جانب پس از بيش از چهل سال دانشجوئي در دانشگاه هاي داخل و خارج و بيش از سي سال تلمذ از محضر علماي دين برداشت خود را از مردم سالاري ديني در اين مقاله تقديم نموده ام. در ضمن در محافل علمي عرفاً براي رد يا قبول، نظريه ها را به رأي مردم نمي گذارند.

۲- قياس نظام اسلامي با نظام كمونيستي به نظر درست نمي آيد. نظام اسلامي مبتني بر آراء الهي است و نظام كمونيستي را انسان ها تدوين نموده اند. براي ارزيابي هر يك ملاك صحت جداگانه اي وجود دارد. براي نظام هاي ساختة بشر آراء انساني ملاك صحت را تعيين مي كند از اين رو شعار دادن مورد دارد، اما براي نظام الهي مراجعة منطقي به قرآن كريم و سيرة معصوم ملاك مي باشد. بنابراين وقتي از مردم سالاري ديني سخن مي گوئيم درست و غلط آن مربوط به رعايت ارزش هاي الهي در حد مقدور است. ارزيابي مسلمانان به عمل آن ها است. اگر عمل مبتني بر خواست خداوند داشته باشند درست است و در غير اين صورت غلط عمل كرده اند. نظام اسلامي هم همين طور اگر بر اساس آراء الهي عمل كند درست است و اگر نكند غلط عمل كرده است. در مورد جمهوري اسلامي تا كنون در جائي مشاهده ننموده ام كس مسئولي (مانند حضرت امام (ره) يا مقام معظم رهبري) ادعا كرده باشد كه ما كاملاً منطبق بر اسلام عمل مي كنيم و به مقصد رسيده ايم.

۳- در مورد نقش مردم در نظام اسلامي بايد گفت كه اين نظام بر اساس خواست مردم تأسيس مي شود و بر اساس خواست آنان تداوم مي يابد. ميزان اسلامي عمل كردن نظام هم به اسلامي عمل كردن مردم بستگي دارد. البته براي اسلامي عمل كردن جامعه (غير از آحاد مردم) نيز طراحي نظام ها و نهاد هاي اسلامي لازم است كه به دست علما و نخبگان صورت مي گيرد. درخواست و رهنمود هاي رهبران معظم انقلاب در مورد اسلامي شدن دانشگاه ها و علوم انساني اسلامي و جنبش نرم افزاري براي همين است. تا نهاد هاي اسلامي طراحي نشوند عمل جامعه، اسلامي نمي شود. براي مثال تا نظام بانكداريِ منطبق بر اسلام طراحي نشود جامعه از اثرات ربا در امان نيست. اين طراحي به عهدة نخبگان جامعه است. هر مقدار كه آن ها در اين تنظيمات عقب باشند اسلامي عمل كردن جامعه به تأخير مي افتد و شاهد نارسائي هاي موجود خواهيم بود. نحوة برخورد با متخلفين هم همراه با طراحي نظام ها، مي بايد طراحي شوند. لازم به ذكر است كه ايجاد اين تنظيمات بر عهدة متخصصين علوم انساني و اجتماعي است و رهبر جامعه وظيفة هدايت حركت ها به آن سو را دارد. كم كاري متخصصين را نبايد به پاي رهبري جامعه نوشت. البته در همين شرايط موجود، كه هيچكس ادعا نمي نمايد اسلامي است، به هر صورت مي بايد حداكثر تلاش در راستاي درست عمل كردن و نظارت صورت گيرد. به عنوان نمونه در بارة اختلاس سه هزار ميليادي مي توانيد به رهنمود هاي رهبري و گفتار ايشان بعد از اين حادثه مراجعه كنيد.

۴- در مورد عملكرد شوراي نگهبان شما را به پاراگراف آخر مقاله ارجاع مي دهم. در جمهوري اسلامي حزب و منافع حزبي و گروهي وجود ندارد. تجربة سي و چند سال انقلاب را بررسي كنيد، مي بينيد كساني كه زماني كاملاً مورد اعتماد بوده اند، هم اكنون به علت عملكرد خودشان، ديگر مورد اعتماد عمومي قلمداد نمي شوند. هر حزبي هم كه در زماني تشكيل شده به علت بر هم خوردن ميثاق هاي حزبي، دوام نياورده و امروز حزب، به معناي نظام سياسي ليبرال دموكراسي، در جامعه مشاهده نمي شود. پايبند بودن به ارزش هاي اسلامي مانع از اين است كه ميثاق هاي حزبي بر آنان ترجيح داده شود.

شما چرا به جاي واقع بين بودن بدبين بودن را انتخاب مي كنيد؟ آيا منفعتي را تشخيص مي دهيد كه كساني كه رو به سوي صدر نظام در حركت بوده اند، با خود به همراه آورده باشند؟ در مورد شوراي نگهبان، مجلس، رهبري و مجلس خبرگان دور، اتفاق نمي افتد زيرا اشخاص عوض مي شوند. نهاد ها باقي مي مانند. نهاد ها هم طبق قاعده عمل مي كنند نه سليقه. اگر هم در جائي اعمال سليقه اي صورت گرفته باشد، حركتِ كليِ نهادي براين منوال نيست.

اگر با معيار هاي ليبرال دموكراسي نگاه كنيم و ملاك را رقابت احزاب بر اساس منافع خود بدانيم تعداد ناظرين شوراي نگهبان در سراسر كشور اكثريتي را تشكيل مي دهند كه با معيار هاي ليبرال دموكراسي حق حاكميت پيدا مي كنند. اگر به تعبير شما حزب شوراي نگهبان مي تواند اين تعداد نفر را بسيج كند و منافع خويش را پيگيري كند، با توجه به منطق ليبرال دموكراسي، حق پيدا مي كند. حال آنكه هرگز چنين نيست. نه شوراي نگهبان حزب است و نه ناظرين شوراي نگهبان نگاه حزبي به پديدة انتخابات دارند. همه بر اساس وظيفة شرعي و بدون مزد و مواجب خدمت مي كنند و معيار اكثر قريب به اتفاق آنان قرب الهي و كار در محضر خداوند است. مي توانيد به صورت تصادفي از ناظرين شوراي نگهبان سر صندوق هاي رأي پرسشگري كنيد و اين مطلب را به صورت تجربي هم لمس نمائيد. خود رهبري هم ناظر بر اعمال شوراي نگهبان هستند و مطالبي كه ايشان در خطبه هاي نماز جمعة اخير در مورد رد يا تأييد صلاحيت ها بيان فرمودند دال بر همين موضوع است.

۵- در مورد مجلس هم استدلال فوق صادق است. شما چون در قالب نظرية ليبرال دموكراسي و ملاك صحت اقليت و اكثريت نگاه مي كند چنين تحليل مي نمائيد. عرض بنده اين است كه نظام اسلامي نظام ملاك سالاري است؛ ملاك هائي كه از متن دين گرفته مي شود. از اين روست كه خطبة اول نماز جمعه ها در مورد تقوي است و امام جمعه همه و خود را به تقواي الهي توصيه مي كند. تقوي داشتن يعني از ملاك هاي الهي پيروي كردن. نظارت مردم هم وقتي ارزش دارد كه بر اساس ملاك هاي اسلامي و از روي تقوي باشد نه هر نوع نظارت بي قيد و شرطي كه در نظام ليبرال دموكراسي موجود است و معمولاً بر اساس منافع فردي و گروهي مي باشد. در نظام اسلامي زر و زور ملاك و يا شاخص فعاليت سياسي نيست. تقوي و تقوي.

چون نظام اسلامي نظام ملاك سالاري (تقوي سالاري) است به تعبير شما نخبه سالاري و دين سالاري در آن اتفاق مي افتد، اما توجه داشته باشيد كه وقتي چنين اتفاقي مي افتد كه مردم مسلمان باشند و بخواهند بر اساس معيار هاي اسلامي زندگي كنند. "مردم سالاري" بي قيد وشرط "مردم سالاري ديني" نيست. قيد "ديني" پشت "مردم سالاري" نبايد قيد بي بو و بي خاصيتي تلقي شود. هر گاه مردمي اراده كنند دين بر آنان حاكم شود و نظام اجتماعيشان با ملاك هاي ديني اداره شود، مردم سالاري ديني تحقق مي يابد. براي اين كه بدانيد چگونه اين نظام تحقق مي يابد مجدداً پاسخ به بند ۲ و۳ را ملاحظه فرمائيد.

با عرض تشكر از شما برادر يا خواهر عزيز كه با طرح اشكالات خود موجب شديد بنده بتوانم چيزي را كه در يك مقالة به اصطلاح روزنامه اي نتوانستم مبسوط بيان دارم با وسعت بيشتري بحث كنم.

منبع : سایت الف

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 22:16  توسط دانشجو  | 

آيت الله هاشم زاده هريسي: همه مشکلات از تندروي هاست

 وحدت اين نيست که همه افراد جامعه مثل هم فکر کنند

در جامعه ما وحدت مظلوم ترين مفهوم است. از اين جهت که همه داد از وحدت مي زنند و شعار مي  دهند اما در عمل اکثرا حتي آنهايي که درد وحدت دارند، آسيب به وحدت مي زنند پيشرفت و پيروزي مان در همه عرصه ها وابسته به وحدت است، پيشرفت چه داخلي، وچه جهاني وابسته به" وحدت" است.
آيت الله هاشم زاده هريسي در مورد وحدت از منظر حضرت امام تصريح کرد: نظر حضرت امام  بر وحدت يکي از اصول مهم و اوليه محسوب مي شود. اين حقيقتي است که با مطالعات علمي وبا استناد به سخنان حضرت امام مطرح مي شود. عمل، سيره و گفتار امام در وحدت اينگونه بود که وحدت را به عنوان يک اصل مطرح کرده و برآن تاکيد و اصرار نمود و گاهي هم فرياد کشيد که وحدت رعايت شود. اگر گفتار حضرت امام را جمع آوري کنيم، به طور کامل و جامع موضوع را بيان مي کند و براي همه اديان و همه اقوام کفايت مي کند. اما گفتار حضرت امام نيازمند تحليل ، بررسي و تجزيه لازم است  نيازمند به تفسير دارد بايد در باره آن سمينار گذاشته شود; کتاب و مقاله راجع به آن تهيه شود برخي اصولي که حضرت امام براي ما به يادگار گذاشته متاسفانه فراموش شده است و برخي از آنهايي که مورد اعتراض حضرت امام بوده الان به صورت اصول درآمده است يکي از آن موارد وحدت است.
هاشم زاده هريسي در گفت وگو با جماران در مورد چگونگي تحقق و دست يابي به وحدت گفت: بايد تحقيقات و  پژوهش هاي بيشتري برآن صورت گيرد و هم به صورت کاربردي درآيد کشور ما به هر دو وحدت نيازمند است به خصوص در زمان انتخابات که زياد در معرض خطر است و ممکن است که آسيب ببيند در انتخابات معمولا و متاسفانه وحدت آسيب مي بيند. بعد کمي ترميم مي شود و پس از آن باز دوباره آسيب مي بيند. در انتخابات اصول اسلامي و ادب رعايت نمي شود ; هر کسي خود را حق و ديگري را ناحق و خائن مي داند و اين باعث مي شود که وحدت مخدوش مي شود در جامعه ما وحدت مظلوم ترين چيز است از اين جهت که همه داد از وحدت مي زنند و شعار مي دهند اما در عمل اکثرا حتي آنهايي که درد وحدت دارند، آسيب به وحدت مي زنند.  پيشرفت و پيروزيمان در همه عرصه ها وابسته به وحدت است. پيشرفت چه داخلي، و چه جهاني وابسته به"وحدت" است.  اگروحدت  وجود داشته باشد خدا هم کمک مي کند و عکس آن هم ممکن است علت آن اين است که وحدت از توحيد است. وحدت همان توحيد است.
وي افزود: پس بنابراين کلام امام در موضوع وحدت بايد کاربردي شود يعني معناي اين سخنان امام اين است که نه تنها ما بايد نگذاريم که اختلاف ايجاد شود، نزاع نداشته باشيم و با هم تنازع نکنيم; تهمت نزنيم که منتج به اختلاف شود، وحدت را رعايت کنيم، علاوه بر همه اينها مي گويد که بايد از اختلاف پيشگيري کنيم. اگر پيشگيري شود و اگر از سوي همگان موضوع وحدت رعايت شود اين اختلافات پيش نمي آيد به جاي محبت اگر تندي صورت گيرد تبديل به اختلاف مي شود در آن صورت مساله درست مي شود عده اي قرباني مي شوند وعده اي از جمع ما خارج مي شوند. امام مي فرمايد که حتي پيشگيري کنيد. وقتي به آيات قرآن نگاه مي کنيم مي فرمايد که شما امت اسلام امت واحده هستيد اين منطق قرآن است قرآن مي فرمايد به جان همديگر نيفتيد.
اين عضو خبرگان رهبري در مورد اين سوال که آياحضرت امام منشور برادري را در ارتباط با وحدت نوشته است تصريح کرد: حضرت امام گروه ها و جناح ها را هم مورد تاکيد قرار مي دادندبراي اين منظور منشور برادري را صادر کردند. منشور برادري اکنون نه تبيين مي شود و نه سميناري تشکيل مي شود و نه اسمي از آن است. فقط کلام آن اکنون وجود دارد. جملات رحمت آميز حضرت امام در کنار ديگر موارد گفته نمي شود بطوري که براي توجيه کارهايمان از آن استفاده مي کنيم. جملات حضرت امام متاسفانه به صورت گزينشي استفاده مي شود. ما بايد همه سخنان امام را نقل کنيم امام محور وحدت و امام مردم گرا را بايد به نسل جديد معرفي کنيم اگر امام زير سوال برود و اگر جملات رحمت آميز امام مخدوش شود انقلاب و نظام مخدوش مي شود چون انقلاب و نظام محصول امام و منتسب به او است.
 وي افزود: امام وقتي وحدت را بيان راه وحدت را هم بيان مي کنند و مي فرمايند اگر بخواهيم وحدت باشد وحدت چگونه حاصل مي شود; با نصيحت وحدت حاصل نمي شود تنها دعوت به وحدت کردن وحدت حاصل نمي شود; امام معتقد است که در مسائل ملايمت و جهت رحمت بيشتر از جهت خشونت تاثير مي کند. خشونت ممکن است که در ظاهر اثر بگذارد ولي فرد در درون متنفر مي شود. با ملايمت انسان بهتر مي تواند مسائل را حل و فصل کند. اينها راه هاي ايجاد وحدت است که امام گفته است.
هاشم زاده هريسي با اشاره به اين موضوع که ما اگر به خواست امام عمل نکنيم، باعث نابودي امام مي شويم، خلف ناصالح از خط امام خارج مي شويم گفت: امام چنين خواسته و رفته است  امام مي فرمايند:  ميل دارم وضع امور با ملايمت و اخلاق حسنه صورت بگيرد. و اين خيلي بهتر است اصولا کارها با ملايمت بهتر انجام مي گيرد.
وي در اين اظهار داشت: وحدت اين نيست همه افراد جامعه مثل هم  و يک نوع فکر کنند و يا يک نوع عقيده داشته باشند، اگر بخواهيم وحدت را اينگونه معني کنيم همه به مانند ما فکر کنند و بعد هم بگوئيم که چرا اظهارنظر نکرده ايد؟چرا حرف نزديد. حرف به خلاف گفتن جرم است! حرف نگفتن جرم نيست! چرا ساکت شديد؟! چرا آن طور که من گفتم تو نگفتي؟! اينها نشانه هاي وحدت نيست. وحدت اين است هيچ کس نمي تواند يک عقيده و يک سليقه و يک ديدگاه داشته باشد. مگر در مسائل کلي مثل توحيد، قرآن، نبوت. در ضروريات دين بايد يکي بود. غير از اينها در هيچ موردي نمي توان گفت که همه بايد يک جور فکر کنند. اگر با اين ديدگاه بخواهيم وحدت حاصل شود وحدت زمين مي ماند. معناي وحدت اين است که غير از ضروريات دين مثل توحيد، نبوت و در همه مسائل هر کس سليقه و ديدگاه خاصي دارد، با حفظ آن در اصول مشترکاتي موجود در آن محور وحدت کنيم. با اين معنا هم وحدت داخلي و هم وحدت اسلامي درست مي شود. بايد وحدت را در معناي خودش معني کرد حضرت امام وقتي منشور حوزه را صادر کرد و همچنين در منشور برادري همه اين موارد را گفته است. چارچوب و دايره وحدت را بيان کرد. امام هم دعوت به وحدت کرد هم به وحدت عمل کرد، هم با وحدت کار خود را پيش برده، و هم در جامعه آن را پياده کرده و راه هاي ايجاد وحدت را بيان کرد. وحدت را آن طور معنا کرده که خيلي از انسان ها را شامل مي شود وحدت را نبايد در يک گروه و يک جريان معني کرد در آن صورت از نظر امام وحدت تحقق پيدا نمي کند.
وي در پاسخ به اين سوال که قبول داريد که وحدت در ارزشها و مشترکات اکنون گمشده جامعه ما است؟ گفت: کلا وحدت اکنون دچار مشکل شده است اصولگرايي همين است ضروريات دين ارزش است بايد بر آنها وحدت کنيم. فکر و سليقه و انديشه در جاي خود محترم است اما بر ارزشها بايد وحدت کرد. تضارب انديشه وقتي حاصل مي شود که نظرهاي متفاوت وجود داشته باشد. تضارب انديشه باعث شکوفايي جامعه مي شود. جامعه با تضارب انديشه زنده است. انسان با انديشه زنده است. يک کشور و يک نظام با انديشه پيش مي رود. تضارب نبايد فقط در مسائل علمي صرف صورت بگيرد. مثل شيمي کاربردي، فيزيک و... خير. در همه مسائل در فقه، در حقوق و در مسائل سياسي بايد تضارب انديشه وجود داشته باشد افراد آزادانه حرف هاي خود را در چارچوبه همان اصول مشترک مطرح کنند.
هاشم زاده هريسي مهم ترين آسيب وحدت را  تندروي  دانست و گفت: همه مشکلات ما از تندروي ها است تندروي بر نمي تابد که همه باشند. تندرو فقط خودش را مي خواهد. قلم ها، گفتارها، تريبون هاي تند کشور را به هم مي ريزد. نبودن اعتدال يکي ديگر از آسيب هاي وحدت است. دين اسلام دين اعتدال است در اعتدال دشمني هم حد دارد. با دوست و دشمن اندازه را رعايت مي کند. "اسب چون فربه شود سرکش شود". در اسلام هم به اعتدال سفارش شده است مورد بعدي آسيب وحدت تنگ نظري است. فرد تنگ نظر فقط عقيده و ديدگاه خودش را برتر مي داند. موضوع بعدي اين که در جامعه اي اغماض نباشد; سعه صدر نباشد; متاسفانه در جامعه ما دچار تنازع و تقابل شده ايم و پايان هم نمي پذيرد،انشاالله که همه تشتت ها به وحدت منتهي شود چرا که حضرت امام اين ظرفيت را در جامعه ما ايجاد کرده است.

منبع :مردم سالاری

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 13:36  توسط دانشجو  | 

عباسپور

دولت، نه مجلس را قبول دارد، نه شورای نگهبان و نه مجمع تشخیص را

رییس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مجلس نمی‌تواند گفتمان غیر منطقی دولت را در مورد نظام و ارکان آن بپذیرد، گفت: آنجا که دولت خطا می‌کند و خواسته انقلاب و مردم و رهبری را در پیش نمی‌گیرد مجلس باید شدیدترین برخوردها را انجام دهد.

علی عباس پور تهرانی فرد درباره انتقاد اخیر الهام از طرح سؤال از رئیس جمهور و اینکه مجلس آینده باید با گفتمان دولت همسو باشد، گفت: یک نوع همسویی با گفتمان دولت یعنی اینکه سعی شود با دولت در همه زمینه ها همکاری صورت گیرد و آنجایی که دولت اشتباه می کند نمایندگان وارد عمل شده و جلوی حرکت دولت را بگیرند.
خانه ملت نوشت: نماینده مردم تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس شورای اسلامی، ادامه داد: نوع دیگر همسویی با گفتمان دولت این است که ما اجازه دهیم دولت کار خود را انجام دهد و در برابر قانون شکنی های آن صدایی از مجلس برنخیزد اگر به این صورت باشد ما به قوه مقننه نیاز نداریم دولت کار خود را خواهد کرد و مجلس هم به یکی از کمیسیون های اجرایی دولت تبدیل خواهد شد.
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، ادامه داد: براساس قانون اساسی مجلس ما مجلس مقتدری است که با ابزارهای نظارتی خود می تواند از وزیر و رئیس جمهور سؤال کند اگر دولت تئوری هایی دارد که با روند اجتماعی کشور منطبق نیست، مجلس باید وارد عمل شود.
عباسپور به مواردی از غیر منطقی بودن رفتار دولت اشاره کرد و افزود: امروز مردم، رهبری و مجلس همه عنوان می کنند بیداری اسلامی اما رئیس جمهور می گوید بیداری انسانی این دو تفکر از یکدیگر مجزا است و نوع سیاست خارجی ما در منطقه را متفاوت خواهد کرد.
وی تصریح کرد: در اینجا نظر دولت با رهبری و مردم اختلاف دارد و به این ترتیب مجلس است که باید وارد عمل شود.
عباسپور تهرانی با بیان اینکه ما در این موارد نمی توانیم همسو با گفتمان دولت در برنامه ریزی سیاسی شرکت کنیم ادامه داد: وقتی سکوت دولت را در ارتباط با مسائل اقتصادی مشاهده می کنیم وقتی ارزش پول ملی کاهش می یابد و دولت چند هفته ای کاملاً بی تفاوت عمل می کند و اجازه می دهد در ظرف کمتر از یک ماه ارزش پول ملی تقریباً به نصف برسد مجلس نمی تواند همسو با گفتمان اقتصادی دولت حرکت کند.
رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، تأکید کرد: گفتمان دولت این است که خود را مرجع قانون خوب و بد می داند مجلس را قبول ندارد، شورای نگهبان و مجمع تشخیص را نیز قبول ندارد ما نمی توانیم این گفتمان دولت را در مورد نظام و ارکان آن بپذیریم و علت مخالفت مجلس با اقدامات دولت همین اختلافات است.
عباسپور تهرانی با تأکید بر اینکه مجلس باید هماهنگ با قوه مجریه حرکت کند، اضافه کرد: اما آنجا که دولت خطا می کند و خواسته انقلاب و مردم و رهبری را در پیش نمی گیرد مجلس باید شدیدترین برخوردها را انجام دهد. سؤالی که ما در مجلس از رئیس جمهور داریم سؤال بسیار ارزنده ای است و رئیس جمهور باید پاسخگو باشد؛ استفاده از این اقتدار مجلس است که پیشرفت نظام را حاصل می کند.
 
 
منبع :
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 10:47  توسط دانشجو  | 

آقای رئیس جمهور! حذف صفر از پول ملی نشانه رشد اقتصادی است؟

در حالیکه اوایل سال گذشته، محمود بهمنی رئیس وقت بانک مرکزی از اجرای این طرح بعد از طرح تحول اقتصادی دولت خبر داد، هنوز از اجرایی شدن آن خبری نیست اما حالا زمزمه‌هایی مبنی بر حذف ۴ صفر از پول ملی رنگ و بوی جدی تری به خود گرفته است. در خبر‌ها آمده است، «لایحه حذف ۴صفر از پول ملی در کمیسیون اقتصادی دولت نهایی شده و پس از امضای رئیس‌جمهور …

شفاف: ماجرای حذف صفر از پول ملی کشور داستان تازه‌ای نیست. موضوع حذف صفر از واحد پول ملی در ایران نخستین بار مرداد ماه سال ۱۳۸۵ توسط طهماسب مظاهری، رییس وقت بانک مرکزی ایران، و در پی انتشار چک پول‌های دو میلیون ریالی در کشور مطرح شد.

این طرح بنا به دستور رئیس دولت نهم این طرح در سال ۸۶ در بخش‌های تخصصی بانک مرکزی تحت بررسی قرار گرفت و قرار شد عملی شود و در این راستا اقداماتی از جمله تولید ایران چکهای ۵۰ و ۱۰۰ هزار تومانی که سه صفر آن حذف شده بود، صورت گرفت. ایران چک‌هایی که بعضی از آن‌ها با یک تصمیم دیگر ار چرخه اقتصادی کشور حذف شدند!

اوایل سال گذشته بودکه محمود بهمنی رئیس وقت بانک مرکزی از اجرای این طرح بعد از طرح تحول اقتصادی دولت خبر داد، طرحی که هنوز از اجرایی شدن آن خبری نیست اما حالا زمزمه‌هایی مبنی بر حذف ۴ صفر از پول ملی رنگ و بوی جدی تری به خود گرفته است.

در خبر‌ها آمده است، «لایحه حذف ۴صفر از پول ملی در کمیسیون اقتصادی دولت نهایی شده و پس از امضای رئیس‌جمهور تقدیم مجلس می‌شود.» تا بالاخره طرح حذف صفر از پول ملی که ابتدا قرار بود ۳ صفر باشد و بعد‌ها با توجه به تورم فزاینده به ۴ صفر افزایش یافت، بعد از رایزنی‌ها و اختلاف‌نظرهای مسئولان بر سر حذف تعداد صفر‌ها در کمیسیون اقتصادی دولت رای آورد.

این در حالی است که بانک مرکزی از ماه‌ها پیش، مشغول رایزنی برای انتخاب نام جدید پول کشور با استفاده از نظر مردم است و رای گیری برای انتخاب نام پول بدون ۴ صفر را آغاز کرده است و به نظر می‌رسد به زودی زود باید از ریال و تومان خداحافظی کرد.

البته اگر این طرح دولت به مجلس هشتم برسد و قبل از پایان سال نهایی شود که با توجه به تاخیرهای مداوم دولتی‌ها این امر کمی بعید به نظر می‌رسد.

در هر حال، معاون برنامه‌ریزی معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهورمی گوید: در نشست کمیسیون اقتصادی دولت در روزشنبه ۱۵ بهمن تصمیم‌گیرهایی شد که مهم‌ترین آن در مورد لایحه حذف ۴ صفر از پول ملی کشور بود که این لایحه نهایی شد و به زودی از سوی دولت به مجلس ارائه خواهد شد.

داوود منظور افزود: تا سال ۹۳ مقدمات حذف ۴ صفر از پول ملی انجام خواهد شد و این کار برکات زیادی برای اقتصاد کشور خواهد داشت و گام مهمی از طرح تحول اقتصادی در دولت به شمار می‌رود.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا حذف ۴ صفر باعث تقویت پول ملی می‌شود، گفت: مزایای حذف ۴ صفر از پول ملی فراوان است که عمده آن تسهیل در روابط اقتصادی و پولی کشور است و اثر واقعی بر تولید ناخالص ملی و پارامترهای اقتصادی نخواهد داشت، اما به روان‌تر شدن جریان اقتصاد کشور و انتقال پولی و ثبت ارقام مالی در حساب‌ها و کم شدن میزان سکه و اسکناس مورد نیاز مردم برای معاملات می‌انجامد.

در این میان موافقان طرح حذف صفر از پول ملی ازاین امر به عنوان عاملی برای کاهش تورم یاد می‌کنند وحذف صفر‌ها را باعث کاهش حجم اسکناس در دست مردم، کاهش صف پشت گیشه‌ها برای شمارش پول، جمع‌آوری دستگاه پول ‌شمار و… می‌دانند.

این در حالی است که مخالفان حذف صفر از پول ملی معتقدند حذف صفر‌ها نه تنها موجب کاهش تورم نمی‌شود، بلکه ممکن است حتی به تورم دامن هم بزند.

کار‌شناسان اقتصادی مخالف معتقدند که حذف صفر‌ها به بروز مشکلاتی منجر می‌شود و عملا کاهش تعداد صفرهای اسکناس‌ها با ارزش گذاری پول ملی بی‌ربط است و در واقع این سیاست فقط مشکلاتی را به وجود می‌آورد.

آنچه مسلم است به اعتقاد بسیاری از کار‌شناسان بی‌گمان اگر دولت تنها به حذف صفرهای پول ملی اکتفا کند و برنامه هاو اصلاحات اقتصادی فراگیر و همه جانبه وجامعی را اجرا نکند، اعمال سیاست حذف صفر به خودی خود کارساز نخواهد بود.

بی‌شک مهم‌ترین عامل در بی‌ارزش شدن پول ملی که نقش صفرهای آن رابیش از هر چیز مشخص می‌کند وضعیت بیمار اقتصادی آن کشور و بخصوص تورم آن است. رابطه میان افزایش تورم، کاهش ارزش پول ملی و ناتوانی دولت‌ها در کنترل تورم و حذف صفرهای پول ملی کشور‌ها رابطه‌ای مستقیم است که همه آن‌ها ریشه در اجرای سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد دارد.

بنا بر آنچه که تجربه‌های جهانی نشان داده است، افزایش یا کاهش صفر‌ها به تنهایی عامل بی‌ارزشی پول ملی یا افزایش و کاهش قدرت خرید مردم نیست واین امر به تنهایی نمی‌تواند در نرخ تورم موثر باشد بلکه فرایند پیچیده اقتصاد کشور، با رشد اقتصادی وارزشمند شدن واحد پولی کشور، ارزشمند می‌شود و در این صورت نیازی به حذف صفر از پول ملی نیست.

در واقع این صفرهای پول ملی هر کشوری است که تابع اقتصاد آن کشور هستند نه اقتصاد ملی کشور تابع صفر‌ها و این امری است که به سادگی نمی‌توان از آن گذشت چرا که با وجود اخبار خوش اقتصادی از سوی دولتی‌ها و خبر رئیس جمهور از رشد اقتصادی ۷ درصدی در سال ۹۰، معلوم نیست چرا نیاز به حذف صفر از پول ملی دیده می‌شود و اگر اقتصاد کشور بیمار نیست و رو به راه است چه نیازی به امضای فرمان حذف ۴ صفر و نه ۳ صفر! از پول ملی است؟ این سوالی است که دولتی‌ها هنوز پاسخی برای آن ارائه نداده‌اند.

منبع : سایت لمون پرس

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 10:44  توسط دانشجو  | 

انتقاد شدید توکلی از لایحه بودجه 91

این لایحه حیرت آور است/ این چیزی که ارائه شده است اصلا بودجه نیست

فرارو- رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی با انتقاد شدید از لایجه بودجه سال 91 آن را مجموعه ای در هم برهم و حیرت آور خواند.

احمد توکلی در گفتگو با مهر در رابطه با لایحه بودجه ارایه شده از سوی دولت برای سال 91 تصریح کرد: «لایحه بودجه ای که دولت برای سال 91 به مجلس ارائه کرده مجموعه در هم و برهمی است که از جهت نقض قوانین بودجه ریزی و عدم رعایت قوانین و فروش اموال دولت حیرت آور است.»

وی اضافه کرد: «متاسفانه در بودجه سال 91 شدید تر از سالهای پیش، دولت قوانین مربوط به قانون برنامه بودجه و قانون محاسبات عمومی را در تدوین بودجه نقض کرده و اصول 52، 53 و 55 قانون اساسی را نادیده انگاشته است.»

توکلی با بیان اینکه مجلس باید به چند نکته در بررسی بودجه توجه و برای اصلاح آن تلاش کند اظهار داشت: «دولت طبق قانون برنامه پنجم و قانون اساسی باید درآمد ها و هزینه های خود را آشکار کرده و در سر جمع بودجه بیاورد اما دولت عددهایی که آورده در داخل احکام ذیل ماده واحده دهها حکم آورده که خرج می تراشد و درآمد معرفی می کند که در سرجمع بودجه نیامده که باعث شده ارقام بودجه به این شکل که ارائه شده غیر واقعی باشد.»

رئیس مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: «به عنوان مثال دولت باید برای تعداد زیادی هزینه های خود برداشت از صندوق توسعه ملی را مجاز دانسته که این با سیاست های کلی ابلاغی رهبری مغایرت دارد چون صندوق توسعه ملی برای سرمایه گذاری بخش غیردولتی در نظر گرفته شده نه استفاده جهت هزینه های دولت.»

وی به هدفمند کردن یارانه ها اشاره کرد و گفت: «در این خصوص نیز قانون رعایت نشده چون دولت ملزم شده در چهار ردیف ارقام را بیاورد از جمله ارقام مربوط به درآمدهای حاصله از افزایش قیمت حامل های انرژی که دولت باید برنامه خود را در این رابطه آشکارا ارائه دهد تا گرفتاری امسال در سال آینده تکرار نشود و در سه ردیف نیز باید هزینه هایی را که در بحث هدفمند کردن یارانه ها داشته بیاورد. یکی مبلغی که به بین خانوارها توزیع کرده ، دیگری سهم تولید و سوم مبلغ جبران هزینه های دولت که اینها را نیز نیاورده و قانون را نادیده گرفته است.»

توکلی یادآور شد: «دولت تنها حدود 3 میلیارد تومان در این زمینه آورده که این خرج جاری سازمان هدفمندی یارانه ها است نه پولی که از بابت تولید و حاملهای انرژی می گیرد.»

وی ادامه داد: «نکته دیگر این است که دولت اجازه های متعددو کثیری در لایحه بودجه گنجانده که می تواند اوراق مشارکت منتشر کند که این به معنای تامین کسری بودجه است که سرجمع اش باید در بودجه بیاید و محل مصرفش نیز در بودجه آمده باشد.»

این کارشناس اقتصاد خاطرنشان کرد: «وجه دیگر این است که 47 هزار میلیارد تومان شرکت های دولتی می توانند اوراق مشارکت منتشر کنند که اگر این مبلغ جمع شود بخش خصوصی پولی برای سرمایه گذاری نخواهد داشت که در اقتصاد می گویند دولت آنقدر حضورش زیاد شده که به بخش خصوصی جایی اختصاص نمی یابد و تجربه نشان داده که این اتفاق رخ نمی دهد اما هرج و مرج و بی انضباطی مالی ایجاد می کند.»

توکلی در رابطه با بررسی بودجه سال 91 در سال جاری گفت: «حتی اگر بودجه خیلی شفاف و منضبط و طبق قانون به مجلس ارائه می شد فرصت کافی برای بررسی و تصویب آن وجود نداشت چه برسد به آن که بعد از دو ماه از زمان قانونی مجموعه ای درهم ریخته و ناقص تحویل داد که فهمش طول می کشد چه برسد به رسیدگی و تصویب آن. بنابراین بررسی بودجه به بعد از عید موکول خواهد شد.»

نماینده مردم تهران در پاسخ به این سئوال که آیا نیاز است اشکالات بودجه را خود دولت رفع کند یا مجلس این کار را انجام خواهد داد بیان داشت: «تجربه نشان داده دولت بنا دارد کار صحیح انجام دهد و همراهی کند بنابراین مجلس باید با زحمت بسیار زیاد تا جایی که امکان دارد آن را اصلاح کند.»

وی در پایان گفت: «چیزی که ارائه شده اصلا بودجه نیست و نه با علم نه با واقعیت و نه با قانون همخوانی ندارد.»

منبع : سایت فرارو

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1390ساعت 10:38  توسط دانشجو  | 

ناصر قوامي:

 برخي به راي مردم که تبلور جمهوريت است، اعتقاد ندارند

 نماينده اصلاح طلب مجلس ششم گفت: اهداف اساسي انقلاب محوري ترين شعارهاي سال 57 و پيش از آن محسوب مي شوند که حتي در سال هاي پس از انقلاب هم در شعارهاي مناسبتي مردم، به گوش مي رسد. به طور کلي مي توان اين شعار ها را در سه محور اصلي يعني   همان استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي خلاصه کرد.
ناصر قوامي در گفت و گو با ايلنا، در خصوص روند دستيابي به اهداف مذکور تصريح کرد: جمهوريت در فرآيند انتخابات آزاد تحقق مي يابد. اگرچه شعار اصلي انقلاب اين بود که همه مردم بايد از حق انتخاب برخوردار باشند ولي شاهد اين هستيم که برخي اعتقادي به راي مردم ندارند.
اين فعال سياسي تاکيد کرد: اگر چه وجود احزاب از ديگر نشانه هاي جمهوري است، ولي متاسفانه همانطور که شاهد هستيم در ايران احزاب به معناي واقعي وجود ندارد.
قوامي ضمن انتقاد به عملکرد رسانه ها، يادآور شد: صدا و سيما در ايران در اختيار جناح خاصي است که نه تنها از احزاب مخالف حمايت نمي کنند بلکه در راستاي تضعيف آن ها نيز عمل مي کند.
اين فعال اصلاح طلب در واکنش به خانه نشين شدن برخي از ياران امام، تاکيد کرد: اين افراد تاريخ انقلاب هستند، ولي متاسفانه کساني که براي انقلاب کوچک ترين حرکتي نکردند و حتي با امام و انقلاب مخالف نيز بودند، در حال حاضر به نشر انديشه هاي امام مي پردازند و با عناوين مختلف در پي ضربه زدن به ياران راستين امام هستند.

منبع : سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 9:50  توسط دانشجو  | 

از سوي مرتضي اشراقي و حميد انصاري صورت گرفت

اعتراض به مراسم نمادين ورود امام خميني (ره) 

 پس از پخش مراسم سبک نمادين لحظه ورود بنيانگذار انقلاب اسلامي به کشور و استفاده از ماکت مقوايي ايشان واکنش هاي مختلفي نسبت به اين اقدام صورت گرفت. بي سليقگي مسوولان برگزار کننده به نحوي در افکار عمومي اثر بدي گذاشت که برخي عوامل خارج، اين موضوع را دستاويز خواسته هاي خود کردند که همين امر موجب واکنش بسياري از فعالان سياسي و شخصيتها و نزديکان بيت امام شد، در همين راستا آيت الله هاشمي رفسنجاني در جلسه مجمع تشخيص مصلحت اين حرکت سخيف و بي محتوا در مراسم گراميداشت دهه فجر را تقبيح کرد و از برنامه هاي بي محتواي فرهنگي هم انتقاد کرد.
در همين راستا مرتضي اشراقي نوه بنيانگذار انقلاب اسلامي و حميد انصاري قائم مقام موسسه حفظ تنظيم و نشر آثار امام نسبت به اين حرکت واکنش نشان داد.
مرتضي اشراقي در اين باره نوشت: در ابتداي اين نوشتار لازم مي دانم دهه مبارک فجر را به تمامي ايرانيان و هموطنان عزيز تبريک و تهنيت عرض نمايم.
دهه فجر سر آغاز تحولي عظيم و شگرف در زندگي اجتماعي و سياسي مردم ايران مي باشد که اين تحول به نوبه خود کم نظير و يا بي نظير در چند قرن اخير، مي توان از آن ياد کرد.
انقلاب اسلامي ايران با همت و حمايت مردم از رهبري شخصيتي بزرگ و تکرار نشدني به سرانجام رسيد که جا دارد براي بررسي ابعاد گوناگون شخصيتي بزرگ، همچون امام خميني(ره) تمامي دست اندرکاران و بزرگان کشور همت گمارند و امام خوبيها و مهرباني ها به نسل جديد و نسل هاي آينده به درستي و حقيقي نشان دهند; که اين هم به نفع نظام است و هم منافع ملي.
در ادامه اين مطلب آمده است: مراسم هايي که در ايام مبارک دهه فجر انجام مي شود بايد بيشتر جنبه تبيين و آگاه سازي نسل جديد و اشاعه و نشر هدف والاي امام خميني(ره) در تاسيس حکومت جمهوري اسلامي را داشته باشد و بگونه اي انجام گردد که علاوه بر الگو سازي از منش و رفتار امام براي نسل امروز، بتوان اين نوع و شيوه حکومتداري را براي کشورهاي ديگر بعنوان الگو و نمونه معرفي کرد.
نکته قابل تذکر اين است که تبليغ و تبيين تفکر و شخصيت و منش امام در تمام ابعاد، همواره بايد با دقت و حساسيت ويژه اي از سوي مسوولين امر، انجام شود; زيرا خداي ناخواسته سو»تبليغ در اين خصوص مي تواند خسارات جبران ناپذيري را در پي داشته باشد و در برداشت نسل جديد نسبت به معمار کبير انقلاب اسلامي که دوران ايشان را درک نکرده اند، آثار منفي بر جاي بگذارد.
متاسفانه با کوتاه بيني و کم توجهي بعضي از مسوولان برگزارکننده اين دهه مبارک، فقط به کارهاي پيش پا افتاده و نمادين تبديل شده است که خود اشتباهي غير قابل قبول است.
در مراسم نمادين ورود امام، نهايت اين کج سليقگي به منصه ظهور رسيد که توسط رسانه هاي معاند با نظام و انقلاب به تصوير کشيده شد و مورد سو» استفاده دشمنان امام و انقلاب قرار گرفت که جا دارد مسوولان برگزارکننده هر چه سريعتر نسبت به اين اشتباه فاحش و غير قابل قبول خود، از مردم مومن و انقلابي ايران عذر خواهي نمايند و تمام تلاش و سعي خود را براي جبران چنين سهل انگاري انجام دهند.

تلاش براي جلوگيري از تحريف ها

اما  حميد انصاري قائم مقام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(رع) در اين جلسه ضمن تبريک ايام دهه فجر و خوش آمدگويي به شرکت کنندگان گفت: در دهه مبارک فجر هستيم و طبيعتا دغدغه همه مراکز اسنادي کشور انتقال واقعيت ها و حقايق تاريخ معاصر و فراز و فرودها و تلخي ها و شيريني هاي تاريخ کشورمان و خصوصا واقعيتهاي تاريخ انقلاب اسلامي و جلوگيري از تحريف آن است براي آشنايي نسل جوان و نسل هاي آينده.
 به گزارش جماران، وي ادامه داد: متاسفانه بعضا شاهد هستيم که در انتقال واقعيت هاي تاريخ و مخصوصا آن چه مربوط به تاريخ پرشکوه انقلاب اسلامي مي شود حرکت هايي صورت مي پذيرد که موجب خنثي شدن تلاش ها و زحمات مراکز پژوهشي مي شود ازجمله برنامه اي که تحت عنوان مراسم نمادين سالگرد ورود حضرت امام در 12 بهمن امسال برگزار کردند حقيقتا مي توان گفت وهن آميز بود و جدا باعث تاسف است که بعد از گذشت سي و اندي سال از وقوع انقلاب و تجربه سي ساله اي که در اين عرصه وجود دارد و با اين همه هنرمند متعهدي که داريم و مي توانستند کمک کنند تا به خوبي و شايستگي اينگونه بزرگداشت ها صورت بگيرد بايد شاهد اجراي برنامه اي تا اين حد نازل باشيم. در حالي که فيلمها و عکسها و مستندات آن دوران وجود دارند حتي اگر  مي خواستند يک بازسازي از آن داشته باشند نيزاين چيزي که به نمايش در آمد بخش عمده اي از واقعيات گفته نشد و به نوعي سانسور شد که ظلم به تاريخ آن مقطع است.
انصاري در ادامه با تاکيد بر وجود مستندات و شاهدان فراوان آن روز تاريخي و اشاره به حضور خويش بعنوان عضوي از تيم حفاظت کميته استقبال حضرت امام گفت: آنچه که در اين برنامه به اصطلاح نمادين اجرا شد نه واقعيت را بيان کرده است و نه حتي يک شماي اندکي از آن شرايط پرشکوه معنويت و آرامش حضرت امام و انتظار و اشتياق 14 ساله استقبال کنندگان در محوطه فرودگاه در آن ديده نمي شود; و با کمال تاسف برنامه بازسازي جلوس حضرت امام در مدرسه رفاه نيز به همين صورت سطحي و حتي موهن به اجرا در آمده است.
  وي خاطرنشان ساخت: اگر دوستان در ستاد مراسم دهه فجر عنايت مي کردند و مانند روال معمول از اطلاعات و تجارب ارزشمند موسسه به عنوان نهادي که در حوزه مسائل مربوط به امام بصورت تخصصي فعاليت مي کند استفاده مي کردند قطعا چنين اتفاقي نمي افتاد. واقعا اين دو اجرا حادثه تلخي بود که اتفاق افتاد. من در اين يکي دو روزه مکررا تلفني و حضوري شاهد گلايه و اعتراض افراد مختلف بوده ام حتي امروز يکي از اساتيد دانشگاه گريه مي کرد که اين چه ظلمي است که نسبت به  حقايق آن روزهاي پرشکوه مي شود و آن جلوه ملکوتي که امام و جايگاه معنوي و مردمي اي که در آن ورود تاريخي داشت کجا و آنچه که اکنون به اين صورت براي فرزندانمان باز سازي مي شود کجا؟
حميد انصاري گفت: نمي گوييم حتما سو» نيت و عمدي در کار بوده است اما نتيجه يکي است و آن هم ارائه برنامه اي خشک و بي روح در نازلترين سطح ممکن. اجراي اين برنامه و پخش آن بهره اي دربر نداشت جز تخريب ذهن جوانان ما نسبت به عظمت و شکوه وقايع آن روز. و جاي گلايه دارد از رسانه ملي که چگونه در پخش همه مراسم ها و حتي برنامه هايي نظير فوتبال را کنترل و مانيتور مي کنند که مبادا حرکت و سخني خلاف هنجارهاي اخلاقي و سياسي پخش شود ولي به راحتي اين برنامه ها را که سخيف و موهن بودن آن آشکار است پخش مي شود البته بعدا در برنامه اي، انتقاد از آن را هم مطرح کردند اما به هرحال آنچه که اجرا و پخش  شد در سطحي بسيار نازل بود که صرف نظر از اشتباه بودن اصل تصميم، ابتدايي ترين اصول اوليه جاذبه ها و تکنيکهاي هنري نيز در آن رعايت نشده بود، از عدم تناسب بين ابعاد تصوير با ابعاد محيط و افراد پيرامون گرفته تا کاستيهاي فراوان در مقدمات و روش اجرا، و متاسفانه اجراي اين دو برنامه  در آغاز برنامه هاي دهه فجر دستاويزي  شد براي وهن و استهزاي رسانه هاي بيگانه. اينگونه برنامه ها تاثير برخي از برنامه هاي بسيار جالب و متنوع قابل تقديري که اين روزها از شبکه هاي رسانه ملي در ياد آوري خاطرات دهه فجر 57 پخش مي شود را از بين مي برد.
 انصاري ادامه داد:  از جمله عللي که مرحوم يادگار امام در سال 67 نامه اي را به حضرت امام نوشتند و از ايشان خواستند که مرجعي براي مسائل مربوط به انتشار زندگينامه و نهضت امام و آثار ايشان از قبيل تصاوير و اسناد و مدارک و فيلم هايشان مشخص شود يکي همين بود که از يک سري برداشت هاي سليقه اي و سطحي و يا تحريف و تغيير جلوگيري شود، اميدواريم با رعايت نظر حضرت امام و قوانين مربوط به همين امر ديگر شاهد اتفاقات تلخي از اين قبيل نباشيم.

منبع : سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1390ساعت 9:45  توسط دانشجو  | 

منتظر احراز صلاحیت‌ها هستیم

شورای نگهبان سخنان مقام معظم رهبری را نصب العین قرار دهد
 
فرارو- دبیرکل حزب مردمسالاری ابراز امیدواری کرد که شورای نگهبان با مد نظر قرار دادن توصیه اخیر مقام معظم رهبری درباره روند احراز صلاحیت‌ها، زمینه برگزاری انتخاباتی پرشور را فراهم کند.

مصطفی کواکبیان در گفتگو با فرارو ضمن بیان این مطلب، درباره سخنان مقام معظم رهبری در نماز جمعه دیروز درباره روند احراز صلاحیت‌ها از سوی شورای نگهبان مبنی بر اینکه «شورای نگهبان از لحاظ قانونی باید صلاحیت افراد را احراز کند البته همیشه گفته‌ایم که سطح صلاحیت‌ها را در حد معقول نگه دارند و آنقدر بالا نبرند که عده کمی احراز صلاحیت شوند» گفت: معتقدیم که دوستان محترم در شورای نگهبان باید این سخنان مقام معظم رهبری را نصب العین خود قرار دهند.

وی افزود: شورای نگهبان اگر احراز صلاحیت‌ها را در حد معقول نگه دارد و صلاحیت‌ها را با سعه صدر بیشتری بررسی کند امکان حضور نمایندگان افکار و سلایق گوناگون در انتخابات را فراهم می‌کند که این اتفاق منجر به شور انتخاباتی خواهد شد.

دبیرکل حزب مردمسالاری تصریح کرد: از پیش زمینه‌های برگزاری انتخاباتی پرشور و با شکوه و با حضور حداکثری مردم پای صندوق‌های رای ایجاد شور انتخاباتی است که این محقق نخواهد شد جز با حضور نمایندگان همه افکار علایق و سلایق در رقابت انتخاباتی.

کواکبیان ادامه داد: بر این اساس شورای محترم نگهبان برای برگزاری یک انتخابات پرشور و باشکوه در این دوره همچون سایر دوره‌ها وظیفه خطیری برعهده دارد که امیدواریم دوستان در این برهه حساس که نظام جمهوری اسلامی ایران نیازمند حضور دوباره مردم پای صندوق‌های رای است، در این آزمون سربلند شوند.

وی در ادامه درباره فهرست انتخاباتی جبهه مردم سالاری در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی گفت: جبهه مردم سالاری برای تکمیل فهرست انتخاباتی خود به دلیل عدم پاسخ شورای نگهبان به تایید صلاحیت در برخی حوزه‌ها با تردیدهای روبرو است.

دبیرکل حزب مردمسالاری گفت: امیدواریم که شورای نگهبان خیلی زود صلاحیت نامزدهای مورد نظر جبهه مردم سالاری را در حوزه‌های انتخاباتی سراسر کشور مشخص کند تا ما نیز بتوانیم همچون اصولگریان برای شرکت در رقابت انتخاباتی به برنامه ریزی کنیم.

کواکبیان ادامه داد: دوستان ما در جبهه اصولگریان شرایطی به مراتب متفاوت با نامزدهای جبهه مردم سالاری دارند چرا که صلاحیت‌های آن‌ها با تسامح و تساهل بیشتری از سوی شورای نگهبان مورد بررسی قرار خواهد گرفت و همین امر هم سبب شده تا آن‌ها از مدت‌ها قبل به برنامه ریزی برای حضور در رقابت انتخاباتی بپردازنند.

وی افزود: در هر حال شورای نگهبان به ما اعلام کرده است که در ‌‌نهایت تا ۲۱ بهمن ماه فهرست نامزدهای تایید صلاحیت شده را اعلام خواهد کرد که پس از آن ما نیز به سرعت نسبت به تهیه فهرست‌های مور نظر جبهه مردم سالاری در حوزه‌های انتخاباتی سراسر کشور اقدام خواهیم کرد.

دبیرکل حزب مردمسالاری گفت: تنها نامزدهای که حضورشان در فهرست انتخاباتی جبهه مردمسالاری تاکنون مشخص شده است اعضای ثبت نام کرده و مورد تایید صلاحیت قرار گرفته فراکسیون خط امام (ره) مجلس است.

کواکبیان در خاتمه افزود: در جبهه مردم سالاری بنای ما از ابتدا این بود که تمامی اعضای محترم فراکسیون خط امام که در انتخابات ثبت کرده باشد در فهرست جبهه قرار دهیم و از آن‌ها برای کسب آرای مورد نیاز برای حضور دوباره در مجلس حمایت کنیم.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 19:30  توسط دانشجو  | 

لزوم تعقیب قضائی مسئولینی که با اشتباهاتشان فاجعه می آفرینند

بانک مرکزی در پایان سال گذشته و در غالب بسته سیاستی – نظارتی سال ۹۰ ، به شکل دستوری نرخ سود بانکی را از ۱۴ درصد به۱۲ درصد و همزمان نرخ ذخیره قانونی را که به عنوان مهمترین ابزار پولی کنترل عرضه پول شناخته می شود، کاهش داد. رئیس کل بانک مرکزی به این هم اکتفا نکرد و در مصاحبه ای گفت ما حاضریم این مبلغ را در غالب عملیات بازار باز به بانکها برگردانیم و این را به بانکها اعلام کردیم. این در حالیست که سیاست های پولی باید هماهنگ با سیاستهای مالی تدوین و اجرا شوند و مهمترین طرح مالی سال ۹۰ که دارای آثار شدید و قابل پیش بینی در نقدینگی محسوب می شد طرح هدفمند کردن یارانه ها بود.

سیاستهای پولی مصوب بانک مرکزی برای سال ۹۰ به روشنی با آنچه نیاز اقتصاد کشور بود یعنی افزایش سود سپرده ها برای جذب نقدینگی به بانکها و نیز افزایش نرخ ذخیره قانونی در تعارض بود. در این میان رئیس کل بانک مرکزی که به نوعی متوجه اشتباه شده بود طرحی را مبنی بر افزایش نرخ بهره در خرداد ماه امسال به شورای پول و اعتبار برد . اما این پیشنهاد با مخالفت این شورا و بخصوص یکی از مهمترین اعضای آن یعنی وزیر اقتصاد رو به رو شد. وزیر اقتصاد در حالیکه می داند مجلس شورای اسلامی در قالب برنامه پنجم توسعه ، قانونی را تصویب کرده است که نرخ سودبانکی باید بالاتراز نرخ تورم باشد؛ در همایش بانکداری اسلامی در مرداد ماه گفت: "باید به مارپیچ تعیین نرخ بهره براساس نرخ تورم پایان داد" و به نوعی قانون مصوب را تخطئه کرد. نهایتا این تصمیمات ناپخته و سردرگم دولت باعث مشکلاتی در بازار کالا وخدمات و بازار ارز شد وشکاف قیمتی قابل ملاحظه ای در بازار رسمی و آزاد ارز ایجاد کرد.

در این میان پس از رد شدن پیشنهاد بانک مرکزی در خرداد ماه، بانک مرکزی بارها سعی کرد تا این طرح را دوباره به این شورا ارسال کند. اما رئیس جمهوری و وزیر اقتصاد با این پیشنهاد مخالفت کردند. نهایتا با تشدید بحران در بازار ارز و سکه و در حالی که رئیس جمهور و وزیر اقتصاد در سفر به آمریکای جنوبی به سر می برند، شورای پول و اعتبار بالاخره پیشنهاد افزایش نرخ سود بانکی را تایید کرد. اما همین مصوبه هم پس از بازگشت رئیس جمهور برای تائید معطل ماند و معاون معاون اول رئیس جمهور که اساسا مشخص نیست چه مسئولیتی در سیاست پولی کشور دارد، در مصاحبه ای کاملا مشکوک مصوبه افزایش نرخ سودبانکی را سوءبرداشت رسانه ها دانست وهمین مصاحبه به التهابات بازار ارز به شدت دامن زد. اما سئوال اساسی اینجاست که چه کسی پاسخ این اشتباهات دومینو وار که منجر به سقوط بی سابقه ارزش پول ملی، فشار بر تولیدکنندگان، خالی شدن سفره شهروندان شد و نان آوران زیادی را پیش خانواده و فرزندانشان شرمنده کرد جوابگو خواهد بود.

سابقه اینگونه اشتباهات هم در اقتصاد ایران فراوان است و در همه دولت ها می توان نظیر چنین اشتباهاتی را به خوبی مشاهده کرد. اما ابزارهای قانونی در برخورد با مسئولین مربوطه و از جمله استیضاح و سئوال در مجلس شورای اسلامی غالبا به دلیل تبعات سیاسی ناکارآمدند. قانون جزایی ایران هم تنها در مقابل خسارات وارده به بیت المال و حیف و میل آن به تعقیب قضائی مسئولین می پردازد. اما در قبال اشتباهات فاحش در تصمیم گیری مسئولین که به مردم زیان وارد می کند سکوت کرده است.

ماده ۹۴ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح می گوید: هر نظامي كه عمل عمدی وی موجب اخلال در نظام (بهم خوردن امنيت كشور) ويا شكست جبهه اسلام گردد به مجازات محارب محكوم مي شود

شواهد فراوانی وجود دارد که دولت در التهابات ارزی اخیر حدود ۱۸ روز عمدا وظایف قانونی خود را انجام نداد و ارزش پول ملی را به طوفان شایعات و هیجانات بازار سپرد. اما برای مجازات مسئولان اقتصادی کشور که بی تدبیری سهوی یا عمدی شان اینطور به حیثیت اقتصاد ملی ضربه زد و قدرت خرید شهروندان ایرانی را کاهش داد، قانون مجازاتی تعیین نکرده است.

این شرایط می طلبد تا قانونی تصویب شود که مسئولین را در قبال این گونه تصمیمات پاسخگو کند وحق شکایت و احقاق حق را برای شهروندان فراهم کند. تصویب چنین قانونی خود نقشی بازدارنده هم خواهد داشت و باعث خواهد شد مسئولینی که یا به دلیل جهل به موضاعات اقتصادی و یا به دلیل تملق گوئی از مسئول بالاتر بصورت آگاهانه تصمیمات غلطی را اتخاذ می کنند در قبال اشتباهاتشان و به تک تک شهروندان پاسخگو باشند و تصمیماتشان را با تامل و تحقیق بیشتری اتخاذ کنند.

منبع :سایت الف

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 19:19  توسط دانشجو  | 

تایید صلاحیت 431 نفر از ردشدگان

 

رییس ستاد انتخابات کشور: با روندی که شاهد هستیم و تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های دیروز، تصور می کنیم رویکرد موسع و آسان گیرانه‌ای در بررسی صلاحیت ها دنبال شود.

 

/ رویکرد آسان‌گیرانه در بررسی صلاحیت‌ها
رییس ستاد انتخابات کشور از تایید صلاحیت 431 نفر از نامزدهای احراز صلاحیت نشده در شورای نگهبان خبرداد و اعلام کرد: با روندی که شاهد هستیم و تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های دیروز ، تصور می کنیم در چارچوب موازین قانونی ، رویکرد موسع و آسان گیرانه‌ای در بررسی صلاحیت ها دنبال شود.


به گزارش خبرگزاری پانا، سید صولت مرتضوی در حاشیه مراسم تجدید میثاق مسئولان وزارت کشور با امام راحل در گفت وگویی، درباره نگاه حضرت امام در امر انتخابات گفت: در فرهنگ امام رضوان ا... تعالی علیه انتخابات حق مردم است و در عین حال همواره توصیه امام به مردم مشارکت گسترده در انتخابات و توجه به انتخابات به مثابه یک تکلیف بوده است . حضرت امام خمینی در این زمینه جمله معروفی دارند که "من هم باید رای بدهم، تو هم باید رأی بدهی ، آن روستائی هم که در کنار مزرعه خودش کار می کند باید رأی بدهد. تکلیف است، این یک تکلیف الهی است" دقت در جهات مختلف این فراز از بیان حضرت امام راحل عظیم الشأن ما بیانگر نگاه عمیق امام به مقوله انتخابات است.
وی یادآور شد: امام در فراز و نشیب های متعدد دوران انقلاب و حتی در دوره دفاع مقدس برگزاری انتخابات را حق مردم می دانستند و حاضر نشدند تحت هیچ شرایطی حتی در سایه خطرات و تهدیدات جنگ دشمن علیه ما ، انتخابات را به تاخیر بیندازد. این سیره امام است که در دوران خلف صالح ایشان هم استمرار پیدا کرده است.
مرتضوی با اشاربه سخنان مقام معظم رهبری در روز گذشته تصریح کرد: بیانات مقام معظم رهبری در خطبه نماز جمعه روز گذشته که مسئولین اجرایی، دستگاههای نظارت کننده ازجمله شورای نگهبان، داوطلبان و کاندیداهای نمایندگی و همچنین مردم مخاطب آن بودند همان نگاه راهبردی و چند وجهی امام به مقوله انتخابات را تداعی می کند.
رییس ستاد انتخابات کشور درباره آخرین شرایط و وضعیت اجرایی انتخابات، گفت: بحمدا... و المنه تمام دستگاههای اجرایی با بهره گیری از ظرفیت های مردمی برای برگزاری انتخابات آماده کار هستند و پیش بینی می شود که به فضل الهی انتخاباتی با شکوه و در تراز جمهوری اسلامی ایران انشاء ا... داشته باشیم.
وی افزود: خوشبختانه تاکنون شورای محترم نگهبان با دقت به اعتراض داوطلبان رد صلاحیت شده رسیدگی کرده و علاوه بر تعداد کثیری که پیش از این اعلام شده، صلاحیت 431 نفر را در بازنگری هایشان احراز و تایید نموده است و با روندی که شاهد هستیم و تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه های دیروز ، تصور می کنیم در چارچوب موازین قانونی ، رویکرد موسع و آسان گیرانه‌ای در بررسی صلاحیت ها دنبال شود و بر این اساس انشاء ا... یک انتخابات کاملاً رقابتی را پیش رو خواهیم داشت .
مرتضوی تصریح کرد: در بعد اجرایی هم بحمد ا... ، هیات های اجرایی بسترهای لازم را برای تعیین محل شعب اخذ رای و انتخاب اعضای شعب فراهم کرده اند و تمام نیازهای اجرایی تا پایان مرحله اخذ رأی از جمله امکانات مورد نیاز شعب و ملزوماتی از قبیل مانند تعرفه و مهر و صندوق به تعداد نیاز تامین شده است.


»» تاریخ انتشار: 15/11/1390
منبع : پایگاه اطلاع رسانی غیر دولتی انتخابات ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 19:5  توسط دانشجو  | 

عماد افروغ: مکتب ایرانی، فرصت‌طلبی است

عماد افروغ از آن دست فعالان سياسي است كه همواره نقش منتقدانه خود را حفظ كرده است؛ از دوره اصلاحات گرفته تا الان. هرچند خودش هم مي‌گويد در آن دوران مجال بيشتري براي بيان انتقادات خود داشت؛ چيزي كه الان كمتر يافت مي‌شود. او در مجلس هفتم در كميسيون فرهنگي مجلس حاضر بود و بعد از آن به گفته خودش به اين نتيجه رسيد كه حضور در عرصه پژوهش و دانشگاه برايش دلچسب‌تر است چرا كه كارآيي در اين عرصه بيشتر از هر عرصه ديگري است.

افروغ را در يك صبح نيمه‌برفي در خانه‌اش ملاقات كردم و او چنان صريح از دغدغه‌هايش گفت و عرصه‌هاي مختلف جامعه و سياست را به نقد كشيد كه به دليل برخي مصالح گاه ناچار به حذف بخشي از آنان شديم. او كه اين روزها به دليل حضورش در برنامه پارك ملت تلويزيون و بيان مطالبي درباره وضعيت سياسي كشور و نكاتي درباره انديشه‌هاي سياسي انقلاب مورد انتقادات شديد قرار گرفته است گفت كه جامعه ايران در عرصه‌هاي مختلف سياسي و اجتماعي و... دچار شكاف شده است و همين شكاف است كه از موانع مشاركت مردم در امور جامعه است.

اين استاد دانشگاه در طول مصاحبه از مجلس انتقاد كرد و از فهم غلط از گفتمان انقلاب اسلامي سخن گفت؛ مساله‌اي كه اين روزها بسيار از آن سخن مي‌رود و با نزديك شدن به سالگرد پيروزي انقلاب از زبان چهره‌هاي مختلفي درباره آن اظهارنظر شده است؛ اظهارنظرهايي كه گاه جنبه‌اي جنجالي هم به خود گرفته‌اند. آنچه در پي مي‌آيد ماحصل گفت‌وگوي دوساعته شرق با عماد افروغ است.

‌مشاركت مردم در امور جامعه چه لوازم و ضرورت‌هايي دارد؟
اين مشاركت يك‌سري ملزومات فلسفه سياسي، فرهنگي و تاريخي و يك‌سري هم ملزومات ساختاري و حكومتي دارد.
ملزومه فلسفه سياسي‌اش اين است كه براي مردم حقي قايل باشيم و نگاه معطوف به‌حق به مردم داشته باشيم و صرفا از سر تكليف به مردم ننگريم و به‌مثابه ابزار به آنها توجه نكنيم. نگاه حق‌مدار به انسان خود بحث مستقلي مي‌طلبد، اما تاريخ بشر به سمت اين تشخيص متعالي رفته كه انسان‌ها واجد حق هستند و اين حقوق هم متنوع‌اند و فقط فردي نيستند. هم حق فردي، هم حق گروهي، هم حق جامعه‌اي و هم در سطحي حق جهاني دارند.

همچنين من اميدوارم ان‌شاءالله به سمتي برويم كه حق جهاني جا بيفتد؛ از باب همان شعر سعدي كه «بني‌آدم اعضاي يكديگرند/ كه در آفرينش ز يك گوهرند/ چو عضوي به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار» يعني همه احساس كنيم كه به يك پيكر تعلق داريم و بايد به اين سمت برويم. اين چيزي است كه غايت آفرينش ما را به آن سمت هدايت مي‌كند و فرا مي‌خواند. به علاوه مباني فلسفه سياسي‌ ما مبتني بر مردم‌سالاري ديني است و اين مردم‌سالاري ديني تعريف جديدي از مشروعيت است و حق مضاعفي براي انسان قايل است، هم عطف به مردم‌سالاري آن و هم عطف به اسلاميت آن،‌كه البته برمي‌گردد به تعابير و تفاسير مختلف از اسلام.

البته ناگفته نماند كه وقتي پاي حق به ميان مي‌آيد، پاي تكليف هم به ميان مي‌آيد. اين هم يك نكته‌اي است كه بد نيست به آن توجه شود. نقدي كه به ليبرال‌ها وارد مي‌شود، اين است كه شما بيش از حد به‌حق تاكيد كرده و از تكليف غافل شده‌ايد. به هرحال ما معتقديم كه حق متنوع است و متناظر با هستي‌هاي مختلف (فردي، گروهي، جامعه‌اي و جهاني)، انسان حقوق و البته تكاليف متناظر دارد. مفهوم تكليف هم به اين معنا نيست كه شما از حق خودت صرف‌نظر كني بلكه به اين معناست كه هم از حق خودت و هم از حق ديگري دفاع كني و تكليفي هم در برابر حق ديگري داشته باشي و بايد متوجه همه حقوق و تكاليف و تعارض اقتضايي آنها باشي. اين در واقع يكي از ملزومات مشاركت است و اتفاقا مشاركت يكي از حقوق شناخته شده انسان‌هاست و معمولا آن را ذيل حقوق اجتماعي در كنار رفاه و امنيت ذكر مي‌كنند؛ اما مي‌تواند هم ناظر به فرد، هم ناظر به گروه‌هاي مختلف در سطح ملي و هم ناظر به كشورهاي مختلف در قلمرو جهاني و بين‌المللي باشد.

‌ملزومات فرهنگي كه گفتيد چه بود؟
ملزومه فرهنگي آن اين است كه جامعه با مشاركت آشنا باشد. جامعه به لحاظ فرهنگي و تاريخي، مشاركت را تجربه كرده و طعم خوش مشاركت را چشيده باشد و به صورت يك امر و واقعيت فرهنگي و تاريخي براي آن درآمده باشد. كشورهايي كه تجربه مستمر مشاركت به‌مثابه يك حق و به تبع دموكراسي را ندارند، به راحتي نمي‌توان اين معنا را در موردشان به كارگرفت كه به لحاظ فرهنگي - تاريخي نيز استعداد و قابليت خوبي براي پذيرش اين حق دارند. ممكن است عطف به آموزه‌ها و واقعياتي خاص، قابليت و ظرفيت خوبي براي مشاركت داشته باشند، اما در اينجا سخن ما ناظر بر وجه بالفعل و متراكم تاريخي استفاده از اين حق است كه ملكه يك قوم شده است يا خير.

بر اين اساس، آيا مي‌توانيم مدعي شويم كه جامعه ما به لحاظ تاريخي داراي اين قابليت و فعليت بوده است تا در تمام عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي و فرهنگي و در سطوح تصميم‌گيري، نظارت و اجرا، مشاركت قابل قبولي داشته باشد؟ تصور نمي‌كنم كسي بتواند اين ادعا را داشته باشد كه ما به لحاظ فرهنگي هيچ مانعي نداريم و به لحاظ تاريخي تجربه خوبي هم در تمام اين سطوح و عرصه‌ها از مشاركت داشته‌ايم.

‌و ملزومه ساختاري و حكومتي چيست؟ آيا ما در اين زمينه شرايط مساعدي براي مشاركت داريم؟
بحث ساختاري و حكومتي‌ برمي‌گردد به اينكه كشور ما به لحاظ ساختاري، با فراز و فرودش مستعد پذيرش مشاركت هست يا خير؟ مثلا آيا رابطه معطوف به قدرت- ثروت، تمركزگرايي در اداره كشور، عدم آمايش سرزمين و عدم تفويض اختيار به سكونتگاه‌هاي مختلف و اقتصاد نفتي و دولت تحصيلدار (رانتي)، زمينه‌هاي خوبي براي مشاركت هستند؟ پاسخ من خير است. سوال مي‌كنم آيا برخوردار از رابطه قدرت- ثروت است؟ مي‌گويم بله، مي‌پرسم آيا برخوردار از آمايش سرزمين و تفويض اختيار هست؟ مي‌گويم خير. پس بنابراين ما به لحاظ ساختاري بخش اعظمي از موانع را در اختيار داريم و ظرف مناسب را براي مشاركت ساختاري و نهادمند نداريم. با وجود رابطه قدرت - ثروت ناشي از تمركزگرايي و اقتصاد نفتي، نمي‌توانيد توقع يك مشاركت مدني تمام‌عيار داشته باشيد.

نكته دوم هم برمي‌گردد به نوع نگاه دولتمردان و حكمرانان ما، اينكه تا چه اندازه احساس مي‌كنند كه واقعا وكيل مردم هستند يا قيم مردم؟ يعني تا چه اندازه به آنها اختياراتي تفويض شده است كه با وكالت از مردم براي مردم تصميم بگيرند يا اينكه بر اين پندارند كه تفويضي صورت گرفته كه از جانب خود براي آنها تصميم بگيرند (همان دعواي ريشه‌دار وكالت و نمايندگي). نكته سوم آيا در اين بين توجه به مقوله‌اي به نام وحدت در عين كثرت دارند؟ آيا متوجه اين معنا هستند كه كشور را يك قشر و يك طبقه و يك جناح و يك گروه خاص (حالا هر گروهي كه مي‌خواهد باشد) نمي‌تواند به سلامت اداره كند. آيا به اين مساله توجه دارند كه بهترين شكل حكومت آن است كه در آن مردم در عرصه‌هاي مختلف به بازي گرفته شوند. عطف به اين عوامل است كه بر اين باورم كه هرچه به زمان اخير نزديك‌تر شده‌ايم، خواسته و ناخواسته شكافي را دامن زده‌ايم. برخي از ريشه‌هاي اين شكاف اقتضايي و غيرضروري بوده و بايد با تحول شرايط نسبت به بازنگري در آنها اهتمام ورزيد.

‌چه شكافي؟ مي‌توانيد توضيحي بدهيد؟
شكافي كه هم در عرصه اقتصاد، هم در عرصه سياست و هم در عرصه فرهنگ شاهد آن هستيم به تدريج احساس مي‌شود كه بين عرصه مدني، اجتماعي، نقد و غيررسمي ما از يك سو و عرصه قدرت رسمي ما از سوي ديگر يك فاصله ایجاد کرده و اين هشدار و زنگ خطر است. به لحاظ اقتصادي قرار بود با تحقق سياست‌هاي اصل 44 و با هدفمند كردن يارانه‌ها، شاهد مشاركت اقتصادي عرصه اجتماعي، به‌ويژه در بخش توليد باشيم، اما ديديم كه نه اصل 44 خوب پيش رفت و نه حتي هدفمند كردن يارانه‌ها، بخش‌خصوصي را تقويت و آزاد از دولت و پربار كرد، بلكه اين بخش به دليل مغفول ماندن وجه توليدي هدفمند كردن يارانه‌ها بيشتر به دولت وابسته شد، اگر نگوييم به تعطيلي كشيده شد.

به لحاظ سياسي هم به‌تدريج به سمتي مي‌رويم كه در واقع آن بدنه گرم و جوشان اجتماعي، به صورتي مستقيم و غيرمستقيم كنار زده شده است. شايد مستقيم و در تبليغات اين‌طور نباشد اما عملا ما مي‌بينيم كه كنار زده شده است و در عرصه‌هاي مختلف مي‌توان اين كنار زده شدن را نشان داد.

جامعه را بايد درگير در سياست خود كرد. اين درگيري و حضور مي‌تواند در ابعاد مختلف خودش را نشان دهد. اما متاسفانه به نظر مي‌رسد، سازوكارهايي در جامعه ما تعبيه شده كه اين اتصال ارگانيك و ديالكتيك بين عرصه اجتماعي و عرصه سياسي رسمي كم رنگ شده است و ما را عملا با پارادوكس‌هايي روبه‌رو كرده است.

در عرصه فرهنگ هم همين‌طور است. در عرصه فرهنگ هم به نظر مي‌رسد كه آن حيات پرنشاط و جوشان مدني و فرهنگي و هويتي مردم نمودي ندارد و اين مساله مي‌تواند خودش را در قالب تصدي‌گري، نظارت و اجرا نشان دهد. يعني عده‌اي بدون توجه به ضرورت چرخه ديالكتيك بين عرصه غيررسمي و رسمي، خود را متولي و وكيل و وصي فرهنگي مردم در ابعاد تصميم‌گيري، اجرا، نظارت و حتي نظريه‌پردازي مي‌دانند. اينها خطاست. ما بايد واقعا متوجه اين معنا بشويم كه جامعه نيازمند يك چرخه ديالكتيك است. بايد يك چرخه ديالكتيكي بين عرصه داغ اجتماعي و عرصه نسبتا خنك و منجمد رسمي وجود داشته باشد و ما بايد اين چرخه ديالكتيك را فهم و تقويت كنيم. ما در علم‌مان چرخه ديالكتيك نداريم، در اقتصادمان نداريم، در سياستمان نداريم، در فرهنگ‌مان نداريم.

ممكن است بگوييد دنيا هم ندارد، نداشته باشد مگر كعبه آمال و آرزوهايمان غرب است. من از منتقدان جدي غرب با روايت خاص آن هستم، اما نه به لحاظ صوري و شعاري كه شعار ضدغرب بدهيم اما تا نوك پنجه‌مان غربي باشد. بنابراين مراد ما غرب نيست، اما ممكن است از تجارب غرب هم استفاده كنيم. ممكن است من هم به غرب انتقاداتي داشته باشم و بگويم شما هم جامعه مدني فعالي نداريد، اولا جامعه مدني شما قطبي و در خدمت نظام سرمايه‌داري است و ثانيا اسير انواع و اقسام بحران‌ها از جمله بحران مشروعيت ناشي از دخالت عرصه رسمي سرمايه‌داري و عقل ابزاري در عرصه مدني يا عقل ارتباطي هستيد. ما خواهان قطبي‌شدگي جامعه مدني نيستيم. ما مي‌گوييم جامعه مدني ما طيفي است اما با دخالت‌هاي عرصه رسمي و برخي جريانات سياسي به ظاهر قطبي شده، اجازه بروز و ظهور ندارد. به نظر من در اين بين بايد حلقه واسطي وجود داشته باشد كه بيايد و اين شكاف را پر كند كه نمي‌دانم چرا آن حلقه واسط وجود ندارد، نمي‌دانم چرا فعال نيست، چرا نمود ندارد.

‌اين حلقه واسط كه از آن سخن مي‌گوييد، چيست؟
اين حلقه واسط عمدتا به روشنفكران و عالمان درد آشنا برمي‌گردد. يعني كساني كه فهم مي‌كنند، رصد مي‌كنند و شاخك‌هاي تيزي دارند، واقف و مشعر به نيازها و حقوق واقعي مردم هستند و در برابر القائات و اغوائات از طريق آگاهي‌بخشي ايستادگي مي‌كنند. احساس مي‌كنم اين حلقه هم روزبه‌روز كمرنگ‌تر مي‌شود. به هرحال به طور خلاصه مي‌گويم مكانيزم‌هايي كه در نظام سياسي ما به كار گرفته مي‌شود، هيچ ربطي به قانون اساسي ندارد و به گونه‌‌اي شكاف‌ها را زياد مي‌كند.

‌يعني در واقع فكر مي‌كنيد مانع اصلي كه در حال حاضر براي مشاركت وجود دارد، بيشتر ساختاري باشد؟
من همه عوامل را عرض كردم، يكي اينكه ممكن است ما فهم خوبي از فلسفه سياسي معطوف به مردم‌سالاري ديني نداشته باشيم و اجازه دهيم مفسراني بيايند كه هيچ جايگاهي در شكل‌گيري مباني تئوريك انقلاب نداشتند و امام هم هميشه آنها را مهار مي‌كردند، يعني كساني كه حق مردم و اختيار مردم را برنمي‌تابند، كساني كه به مردم نگاه ابزاري مي‌كنند و اگر اين نگاه ابزاري به نام دين باشد به مراتب مخرب‌تر است.

ما توقع داريم شهروندان ما فقط خود فردي‌شان را نبينند، جامعه را هم ببينند، مسووليت و اخلاق اجتماعي را احساس و درك كنند، اما وقتي شما آنها را به بازي بگيريد و مشاركت دهيد، آنها هم مصالح ملي را بهتر درك مي‌كنند، اما اگر آنها را به بازي نگرفتيد آنها هم مقاومت مي‌كنند. در واقع مي‌خواهم بگويم كه بايد نگاهي درهم تنيده و منظومه‌اي به حق و تكليف در عرصه‌هاي مختلف داشت. بخشي از آن فلسفي، ذهني و فرهنگي است و بخشي هم ساختاري و حكومتي است. متاسفانه ما به طور عمده از بخش ساختاري‌اش رنج مي‌بريم، يعني ظرفي در ايران وجود دارد كه از گذشته به ارث رسيده و ما محتوا و مظروف گران‌سنگي به نام انقلاب اسلامي را مي‌خواهيم در اين ظرف محقق كنيم كه امكان‌پذير نيست. اين ظرف به اصطلاح رابطه قدرت ثروت و تمركزگرايي، همراه با برخي شاخص‌هاي فرهنگي و تاريخي آن از جمله فرّه ايزدي مستعد اين مظروف نيست و ما به جاي اينكه ظرف تاريخي خودمان را بسط دهيم، مظروف را قبض و محدود مي‌كنيم و چون ظرف مدني‌مان را متناسب با اين مظروف گران‌سنگ بسط نمي‌دهيم، بيم آن دارم كه همان گونه كه اشاره شد، برخي از مظروف‌هاي متناسب با اين ظرف خودش را بازسازي و بازتوليد كند. قبل از اسلام وفاداري به شاه عامل هويت بود، اما با ورود اسلام قواعد و مذهب و اصول مبناي هويت‌ شد. با انقلاب اسلامي هم همين اتفاق افتاد. يعني قواعد و آموزه‌ها و اصول اساس هويت هستند نه شخص. علتش هم اين است كه ما توجه نداريم كه اين ظرف، ظرف مناسبي براي انقلاب اسلامي نيست. اين ظرفي است كه به نظر من در درازمدت انقلاب اسلامي را دچار آسيب مي‌كند. اتفاقاتي هم كه قرار بود با انقلاب رخ دهد، بخشي براي اين بود كه اين ظرف تغيير پيدا بكند. متاسفانه اين ظرف مناسب نيست و هنوز آن تغييرات لازم به وجود نيامده است. البته بخشي هم مربوط مي‌شود به آن سازوكارهايي كه ما در ارتباط با تحقق قانون‌اساسي به كار گرفته‌ايم. اين سازوكارها مساله دارد. گفته شد كه اين بدنه اجتماعي و مدني بايد در عرصه‌هاي مختلف نمود داشته باشد. مثلا در عرصه رسمي يكي از اين نمودها برمي‌گردد به مجلس خبرگان. به نظر من اين يك نكته‌اي است كه بايد به آن توجه شود و ما بايد عطف به يك‌سري صلاحيت‌هاي عمومي كه قانون دايره آن را مشخص كرده است، اجازه دهيم خبرگان غيرفقهي ما هم در اين مجلس نمود داشته باشند. اين واقعا باعث مي‌شود در شناسايي مسايل، چالش‌ها و مشكلات موفق‌تر باشيم و در واقع يك خبرگان فعال و جامع داشته باشيم. البته اين فقط يك نظر است و بنده در مورد سازوكارهايش نظري ندارم و اتفاقا بيم آن را دارم كه بار ديگر فرماليسم علمي و كور كشور وارد عمل شود و شاخص‌هاي پوسيده و غيرديالكتيك خود را به مردم تحميل كند. اما اين نگراني را كمتر در مورد حوزه‌هاي علميه با توجه به عقبه زيست جهاني و تاريخي آن دارم.

نكته دوم هم اين است كه چرا بايد صلاحيت فقهي فقها را شوراي نگهبان تعيين كند؟ اين توجيه خودش را بايد داشته باشد. اگر ما مي‌خواهيم كه كشور فقهي اداره شود، يعني قاعده‌مند و منضبط اداره شود بايد از تمام پتانسيل‌هاي مراجع عظام و حوزه‌ها استفاده شود. اولين باري كه در زمان مشروطه و مجلس دوم، اصل متمم قانون اساسي مطرح مي‌شود تعدادي از فقها (علماي طراز اول) بر مصوبات مجلس نظارت مي‌كردند، آيات عظام خراساني و مازندراني 20 نفر را معرفي ‌كردند و به حكم قرعه پنج نفر انتخاب شدند. بحث من اين است كه حوزه درگير بود. حالا چه توجيهي وجود دارد كه ما اجازه نمي‌دهيم مراجع، خودشان فقها را به مردم معرفي كنند و پس از احراز يك‌سري صلاحيت‌هاي عمومي از سوي شوراي نگهبان، مردم انتخاب كنند. ما احراز صلاحيت‌هاي عمومي را در مورد نمايندگان هم داريم، ما در مورد خبرگان غيرفقيه پيشنهادي نيز اين را مي‌گوييم. اما اجازه دهيم كه ميزان ملاك احراز فقاهت توسط خود مراجع تعيين شود كه باعث مي‌شود مراجع در سرنوشت و اداره فقهي كشور كه يكي از ضرورت‌هاي مغفول جامعه است و به كرات مورد تاكيد امام راحل(ره) و مقام معظم رهبري است، درگير شوند. اين باعث مي‌شود فقه سياسي زمين‌مانده و مغفول ما پويا و فعال شود. شايد اگر مقام معظم رهبري آن صحبت‌ها را در كرمانشاه نمي‌كردند، امروز من هم احساس نمي‌كردم مجالي براي اين صحبت‌ها باشد. ولي بحث نظام رياستي يا پارلماني و آزادانديشي ايشان فرصتي به دست مي‌دهد تا انسان بتواند حرف‌هايش را براي ارزيابي انتقادي ديگران بزند. نكته ديگر مربوط به سازوكار تعيين صلاحيت نمايندگان است. قطع نظر از بي‌اخلاقي‌ها و بد اخلاقي‌هاي رسانه‌اي و امكان اعمال سليقه جناحي هيات‌هاي اجرايي كه در مورد رد صلاحيت‌هاي اخير شاهدش بوديم، بخشي از اين سازوكارها مربوط به حوزه اختيارات شوراي محترم نگهبان است. احتمالا ما مي‌‌توانيم از يك سازوكار معقول‌تري استفاده كنيم. سال‌ها پيش قبل از نمايندگي بنده در مجلس هفتم به اتفاق يكي از اعضاي محترم شوراي نگهبان و مرحوم دكتر شهيدي و يكي ديگر از استادان به منظور سخنراني درخصوص مهدويت به يكي از شهرستان‌هاي كشور رفته بوديم. در هنگام صرف صبحانه بنده خطاب به اين عزيز شوراي نگهبان به يكي از سازوكارهاي موجود در يكي از كشورها براي احراز صلاحيت اشاره كردم، مبني بر اينكه هركس كانديدا مي‌شود بايد فهرستي از افراد شناخته و تعريف شده براي مثال عالمان و استادان دانشگاه، معلمان و فرهنگيان، رجال سياسي و... كه او را براي اين سمت تاييد مي‌كنند، با خود همراه داشته باشد. وي در جواب فرمودند عقلا چيز خوبي است اما دست‌مان به لحاظ قانوني بسته است. درواقع ما بايد از هر چيزي كه كشور را از چرخه ديالكتيك مزبور دور مي‌كند، پرهيز كنيم و هرچه اين چرخه ديالكتيك را فعال‌تر و با نشاط‌تر مي‌كند بايد از آن استقبال كرد.

‌نظام رياستي و پارلماني كه خودتان هم اشاره كرديد به نظرتان مي‌تواند بخشي از اين مكانيزم باشد؟
بله، به شرطي كه منظور خود را از نظام رياستي و پارلماني معلوم كنيم و به وجه تلفيقي آن نيز بينديشيم. شخصا وضعيت موجود قانون اساسي را قابل قبول و قابل دفاع مي‌دانم، چون به تفكيك قوا نزديك‌تر است. به اين دليل كه مجلس و حزب از طريق اشغال كرسي‌هاي مجلس، رييس‌جمهور را تعيين نمي‌كند. يكي از ملزومات نظام‌هاي پارلماني وجود احزاب غيردولت‌ساخته در فضايي غيرمتمركز و به دور از اقتصاد نفتي است كه ما فاقد آن هستيم. متاسفانه احزاب ما آلوده به رابطه قدرت - ثروت هستند.

‌شاخص شما براي اين گفته چيست؟
نيم نگاهي به موضع‌گيري‌هاي احزاب در طول تاريخ داشته باشيد، متوجه مي‌شويد كه چه اندازه تلون و تغير، حسب همين رابطه قدرت- ثروت داشته‌اند. وقتي احزاب، ‌متكي به كمك‌هاي دولتي و دولت‌ساخته باشند نه دولت‌ساز، حزب نيستند. اكثر حزب‌هاي معروف بعد از انقلاب با اتكا به قدرت‌هاي دولتي ايجاد شده‌اند مثال بارز آن دو حزب كارگزاران و مشاركت است. به هرحال عطف به واقعيت مزبور و با توجه به لابي‌ها و مصلحت‌انديشي‌هايي كه ما امروز در جامعه مي‌بينيم نمي‌توانيم ضمانت دهيم اگر مجلس، رييس‌جمهور را انتخاب كند بركار او نظارت هم خواهد كرد. ما در شرايط فعلي دو انتخابات جداگانه مجلس و رياست‌جمهوري و در بستري از در رأس بودن مجلس را در اختيار داريم، در امر نظارت بر دولت با ‌هزار اما و اگر روبه‌رو هستيم. تصور بفرماييد در اين شرايط و واقعيت‌ها مجلس، دولت را هم تعيين كند، چه مي‌شود؟! به هرحال ما در شرايط فعلي و به‌عنوان يك سند مكتوب، تفكيك قوا و استقلال قوا را داريم، ما فرمايش گرانقدر امام(ره) را داريم كه مجلس در رأس امور است و حتي رهبر هم به لحاظ قانوني نمي‌تواند مجلس را منحل كند. اين جايگاه مجلس را نشان مي‌دهد. بنابراين در اين مملكت‌ اگر مي‌خواهيد پاي مردم، مشاركت و نظارت را به ميان بكشيد بايد ببينيد جايگاه مجلس چه جايگاهي است. به هرحال من از وضع موجود به لحاظ مكتوبش دفاع مي‌كنم اما مي‌گويم يك‌سري واقعيت‌هاي غيرمكتوب وجود دارد كه مجلس را از در راس‌بودن خارج كرده است. در مجموع، به نظرم اشكال در قانون نيست، اشكال در وجوه ساختاري، سازوكارها، واقعيات تلخ تاريخي و فقدان نقادي‌هاي لازم است.

‌چه واقعيت‌هايي؟
ببينيد در واقع بايد آفت‌زدايي كرد كه چرا مجلس نمي‌تواند آن‌طور كه بايد و شايد در رأس باشد، آن طور كه بايد و شايد نظارت خودش را به رخ بكشد. واقعيت تاريخي ما هم اين را نشان داده كه هيچ‌گاه مجلس به جز مقاطعي خاص به صورتي مستمر در رأس امور نبوده است و هميشه اين قوه‌مجريه بوده كه يكه تاز ميدان بوده است، حتي زماني كه امام(ره) فرمودند مجلس در رأس امور است يك مطلوب را مي‌گفتند نه يك واقعيت را. اگر واقعيت داشت كه نياز به گفتن نداشت؛ يعني شايسته است كه مجلس در رأس امور باشد.

همان‌طوركه عرض كردم موانعي وجود دارد؛ موانع تاريخي، رابطه قدرت ـ ثروت، تمركزگرايي، اقتصاد نفتي و... . اينها همه مانع مي‌شوند كه مجلس بتواند نقش خودش را به خوبي ايفا كند. حالا يك‌سري مباحث فكري ديگري هم هست كه مي‌تواند مزيد بر علت باشد، مثل برخي تفاسير ايدئولوژيك غلط كه اصولا ربطي به اسلام ندارد؛ يعني تفاسيري كه همه توجهات را معطوف به عمل‌زدگي و تفكرات معطوف به پراگماتيستم قوه اجرايي مي‌كند و بيگانه با نقش‌هايي مي‌شود كه بايد در اختيار قوه‌مجريه قرار بگيرد، يعني قوه‌مجريه‌اي كه مجري مصوبات خودش باشد نه مصوباتي كه در جايي ديگر به تصويب مي‌رسد، ترجماني از ديكتاتوري است كه متوجه اهميت و فوايد مشاركت نيست. جايگاه مشاركت آنقدر بالاست كه حداقل جلو حس محروميت و حس انزوا و طردشدگي را مي‌گيرد.

‌همان‌طور كه اول صحبت‌تان هم فرموديد دنيا به نفع بهترشدن دارد حركت مي‌كند، مثلا به فرض 40-30 سال اخير آمار كشورهايي كه به سمت دموكراسي‌ حركت كرده‌اند بيشتر شده اما متاسفانه به نظر مي‌رسد ما در طول چند دهه اخير به‌خصوص بعد از شرايط بحراني دوران جنگ كه مشاركت كمي را از مردم نداشتيم، مي‌بينيم كه شاخص‌هاي مشاركت عمومي از يك سو و رفتار اخلاقي جامعه و مسوولان دارد كمتر مي‌شود. چرا چنين شده است؟ آيا استفاده نابجا از ارزش‌ها هم در اين امر دخالت داشته است؟

منبع: پایگاه اطلاع رسانی غیر دولتی انتخابات ایران

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 16:12  توسط دانشجو  | 

سیدحسن خمینی: بداخلاقی بزرگترین آفت ویرانگر کشور است

یادگار امام گفت: برای اینکه بدانیم انقلاب چقدر توفیق داشته است، باید بداینم روح اخلاق در جامعه چقدر تحقق پیدا کرده است؟

به گزارش ایلنا، حجت الاسلام و المسلمین سیدحسن خمینی که در هیجدهمین گردهمایی پیشکسوتان جهاد و شهادت در جمع سرداران دوران دفاع مقدس سخن می‌گفت؛ به تبیین فلسفی دلایل پیروزی انقلاب اسلامی پرداخت و در مقدمه تحلیل خود گفت: در بیان فلسفی، هر معلولی، ۴علت دارد که اجزای علت تامه‌اش می‌باشند؛ علت اولی، علت مادی است یا‌‌ همان ماده‌ای که معلول از ان حاصل می‌شود علت دوم، علت صوری است که‌‌ همان صورت و نقشه‌ای است در ذهن فاعل وجود دارد و مطابق با ان معلول حاصل می‌شود. علت سوم، علت فاعلی است که هر پدیده‌ای، نیاز به فاعلی برای به وجود آمدن دارد. علت چهارم، علت غایی است که‌‌ همان هدف و انگیزه‌ای است که باعث می‌شود فاعل در صدد احداث معلول بر‌اید. و به همین سبب است که می‌گویند علت غایی علت فاعلیت فاعل است. اگر هریک از این چهار علت نباشد، این معلول پدید نمی‌آید.

یادگار امام با بیان اینکه علایل چهارگانه، علاوه بر معلول‌های طبیعی، درباره معلول‌های اجتماعی هم صادق است، گفت: انقلاب اسلامی یک معلول اجتماعی است که به عنوان هویتی تحقق یافته در عالم واقع، باید علل چهارگانه پیدایش آن را بررسی کرد. علت مادی پیدایش انقلاب مردم بودند. علت فاعلی، امام بود که به مانند یک نجار و معمار، انقلاب را بنیان گذاشت. تعابیری مثل «معمار کبیر انقلاب» ریشه در این واقعیت فلسفی دارد. امام در انقلاب، از عنصری بنام مردم استفاده کرد و پدیده‌ای بنام انقلاب را بوجود آورد.

وی ادامه داد: علت صوری انقلاب، «جمهوری اسلامی» بود.‌‌ همان چیزی که امروز در قانون اساسی متبلور شده است. البته ممکن است در طول زمان، اجزای آن عوض شود اما چارچوب اصلی یا علت صوری آن‌‌ همان جمهوری اسلامی است.

سیدحسن خمینی علت غایی انقلاب اسلامی را اجرای تعالیم اسلامی خواند و اظهار داشت: علت غایی انقلاب باید با توجه به فاعل، ماده و صورت آن، تبیین می‌شود. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین غایات انقلاب اسلامی، اجرای تعالیم اسلامی بود. هیچکس نمی‌تواند انقلاب سال ۵۷ را تحلیل بکند و به این نتیجه نرسد که یا تنها هدف این معلول و یا یکی از مهم‌ترین اهداف آن، اجرای تعالیم اسلامی بود.

یادگار امام ادامه داد: باید پرسید این اسلام چه چیزی در دل خود داشت که مردم را به وجد و حرکت درآورد؟ قبل از انقلاب هم افراد بسیاری از اسلام گفتند اما امام کدام قطاع و بخش فراموش شده اسلام را مطرح کرد و با ارایه ان مردم را به صحنه آورد؟

سیدحسن خمینی در ادامه به تبیین عناصر اصلی قرائت امام از اسلام پرداخت و اظهار داشت: تعالیم اسلامی دارای یک کالبد و یک روح می‌باشند. یکی از مهم‌ترین اجزای کالبد تعالیم اسلام که به عنوان علت غایی انقلاب اسلامی به مردم معرفی شد، استقلال بود. این دستور صریح اسلام که می‌گوید نباید مسلمان‌ها تحت سلطه باشند. «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه» اصل اساسی اسلام است. جامعه اسلامی نبیاد وابسته به غیر باشد.

وی افزود: مسلمان نباید محتاج هیچ جامعه کفر بنیاد باشد. ممکن است با دیگران تعامل داشته باشد اما حتما باید بتواند در ابعاد مختلف روی پای خود بیاستد. باید همواره بتواند سرنوشت خود را تعیین کند.

وی افزود: قطعا یکی از آرزوهای ملت ایران پس از انقلاب ۵۷، استقلال بود. در تاریخ ایران از مشروطه به این طرف، هیج حادثه‌ای نیست که تنها یا مهم‌ترین عامل تاثیر گذار آن، عامل خارجی نباشد. ملت ایران، استقلال را مانند یک عقده تاریخی دنبال می‌کرد و آن را در تعالیم اسلام یافت.

یادگار امام عنصر دوم را آزادی عنوان کرد و اظهار داشت: در اسلام کرامت انسان، در آزادی او است. به فرموده علی (ع)، خدواند انسان را آزاد آفریده و نباید بنده دیگری باشد. آزادی به عنوان یکی از اساسی‌ترین عناصر اسلامی، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» تحقق یافته است.

سیدحسن خمینی، عنصر سوم را پیشرفت و عدالت دانست و گفت: بسیاری فکر می‌کنند پیشرفت و رفاه، جزو تعالیم اسلامی نیست. در حالی که باید گفت این‌ها اساسی‌ترین عالم اسلام است. دین اگر واقعی باشد باید به مسائل توجه کند.

وی افزود: حدیث نبوی می‌گوید؛ کاد الفقر ان یکون کفرا. فقر به کفر می‌انجامد نه حتی شرک. فقیر مشرک نمی‌شود بلکه وجود خدا را بکلی انکار کند.

وی در ادامه اظهار داشت: امام همه ابعاد تعالیم اسلامی را نشان داد. زکات و نماز و روزه جزو تعالیم اسلام هستند اما همه تعالیم اسلام نیستند. این‌ها همه، دین هست اما همهٔ دین نیست. مردم در پیشانی بلند و در سیمای رهبر کبیر انقلاب، تعالیم اسلام را دیدند اما نه تعالیمی که نشانه تحجر و وابستگی و عقب ماندگی بود. مردم در پیشانی امام، دینی را دیدند که رفاه و پیشرفت و آزادی و استقلال اساس آن بود. نگاهی به شعارهای آن روز به راحتی می‌تواند شاهد این مدعا باشد: فردا که بهار آید آزاد و‌‌ رها هستیم / نه ظلم و نه زنجیری، در اوج خدا هستیم

یادگار امام ادامه داد: شعارهای آن روز را باید تحلیل محتوایی کرد. ممکن است آن روز این شعار‌ها را کسی با این تحلیل‌ها بکار نمی‌برد اما در پس این شعار‌ها، حقایق زیادی وجود دارد.

سید حسن خمینی در ادامه در تبیین علت غایی انقلاب اسلامی، به تعمیمی تاریخی از عصر رسالت اشاره کرد و اظهار داشت: هدف انقلاب هرچه بلند باشد به بلندی بعثت نبی اکرم نیست. پیامبر می‌فرماید انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. من مبعوث شده‌ام که مکارم اخلاق را در جامعه کامل کنم. آن چیزی که غایت اصلی انقلاب ما است این است که همه انسان‌ها و تک تک اجزای جامعه و در مجموع خود جامعه، بهتر شود.

وی در ادامه با بیان اینکه باید توفیق انقلاب را با هدف نهایی آن بسنجیم، گفت: باید بدانیم تک تک افراد جامعه چقدر خوب شده‌اند. باید بپرسیم، آیا تک تک ما خوب بوده‌ایم؟ آیا چنین بودیم که اگر کسی از ما انتقاد کرد، از مرز اخلاق فرا‌تر نرویم؟

یادگار امام ادامه داد: بی‌ادبی ریشه جامعه را می‌خشکاند. کینه جامعه را نابود می‌کند. ما یاد گرفته‌ایم به محض اینکه با طرف مقابل صحبت می‌کنیم اول بگوییم مردک و بعد با او حرف بزنیم.

سید حسن خمینی افزود: اگر با هم اختلاف داریم، چرا باید به هم بی‌ادبی کنیم؟ بی‌ادبی کینه را رشد می‌دهد و وحدت را از بین می‌برد و اقتدار ملی را نابود می‌کند و آن وقت، درهای جامعه بسوی بیگانه باز می‌شود. بیگانه از دل‌های ما وارد می‌شود نه از مرزهای کشور.

وی تاکید کرد: باید برای نیل به اهداف غایی انقلاب، جلوی بی‌ادبی‌ها را بگیریم. کسانی که بی‌ادبی می‌کنند دانسته یا ندانسته، در‌ها را به روی بیگانه‌ها باز می‌کند. به قول ان شاعر: چه کسی می‌خواهد من و تو ما نشویم؟ خانه‌اش ویران باد.

یادگار امام به نقل از امام گفت: یکی ار رموز پیروزی انقلاب، وحدت بود و همین وحدت رمز بقای انقلاب است. باید موانع وحدت را از بین ببریم یکی مهم‌ترین موانع وحدت، بداخلاقی است.

سیدحسن خمینی اظهار داشت: یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بی‌اخلاقی، دروغ است که در جامعه ما رایج است. تهمت دیگر عنصر بداخلاقی است که متاسفانه در جامعه ما رواج دارد.
یادگار امام در ادامه گفت: مبارزه با بی‌اخلاقی، با اخلاق امکان پذیر است نه بی‌اخلاقی. رهبر معظم انقلاب روزی گفتند با دست کثیف نمی‌شود شیشه‌ای را تمیز کرد. این واقعیت است و با بی‌اخلاقی نمی‌شود مقابل بداخلاقی‌ها و بی‌اخلاقی‌ها ایستاد. و از همین جاست که من می‌گویم کدام جمع شایسته‌تر از پیشکسوتان جهاد و شهادت هستند که پیشگامان اخلاق در جامعه باشند؟

وی افزود: هر یک از پیش کسوتان عرصه جهاد و شهادت، یک حوزه نفوذ دارند و باید از این حوزه نفوذ برای بسط اخلاق و جلوگیری از بداخلاقی استفاده کنند.

سیدحسن خمینی ادامه داد: آنچه آفت این کشور است و در صورت تدام حتما جامعه را از بین می‌برد، بداخلاقی‌ها است. غیبت، دروغ، تهمت، بدخواهی، کینه، بغض، حسد و... جامعه را تباه می‌کند.

یادگار امام اضافه کرد: امام قبل از اینکه مدرس اصول و فقه باشد، مدرس اخلاق است. به نوشته مرحوم مطهری، شاگران امام همواره در حوزه اشراق او بودند.

وی در پایان خاطرنشان ساخت: اخلاق گفتنی نیست عمل کردنی است. به قول ابوسعید ابوالخیر، همه باید برخیزیم و برای خدا یک گام به جلو برداریم تا جامعه از بداخلاقی رهایی یابد.

گفتنی است مجمع پیش کسوتان جهاد و شهادت نام اجلاسیه‌ای است که از فرماندهان لشکر‌های سپاه و ارتش و همچنین مسیولین اصلی دفاع مقدس تشکیل یافته است. در مراسم یاد شده علاوه بر سردار محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوره دفاع مقدس و امیر ملک‌زاده فرمانده وقت ارتش جمهوری اسلامی، جمع زیادی از قرماندهان جنگ هشت ساله حضور داشتند.


»» تاریخ انتشار: 12/11/1390

منبع :پایگاه اطلاع رسانی غیر دولتی انتخابات ایران

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 16:9  توسط دانشجو  | 

در نظام اسلامی نقد مسئولان بر همه واجب است

در رسانه ها بحث هائی پیرامون امکان انتقاد از شخصیت های طراز اول کشور درج شد و جناب آقای دکتر توکلی نظر جامعی با ذکر شواهد در این مورد ابراز داشتند. در همین رابطه این نویسنده بر آن شد تا در زمینۀ سازوکار نقد مسئولین به مقایسه ای اجمالی در مورد نظام های مردم سالاری دینی و مردم سالاری لیبرال به عرض عموم برساند.

در جامعۀ اسلامی همه به اندازۀ فهم درستشان از امور و در حد استطاعت مسئول هستند و می باید به مسئولیت شان عمل کنند. کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته. یکی از این مسئولیت ها نقد همۀ کسانی است که در مناصب مختلف قرار دارند. اما باید توجه داشت که شیوۀ نقد در نظام مردمسالاری دینی سازوکار مخصوص به خود دارد و با شیوه هائی که در لیبرال دموکراسي وجود دارد متفاوت است.

در نظام دینی اصول حاکم بر ادارۀ کشور از ضوابط شرع مقدس متابعت می کند. همه موظفند بر اساس این ضوابط و نیز بر اساس قوانینی که با رعایت همین ضوابط تنظیم شده اند عمل کنند. حتی رهبر جامعۀ اسلامی اگر از حدود شرع تجاوز کند جایگاه خویش را از دست می دهد. بر همۀ اسلام شناسان و همۀ کسانی که از حدود ادارۀ اسلامی جامعه اطلاع یقنی، و نه ظنی دارند، واجب است در صورت مشاهدۀ هر خلافی، آن را به رهبر و دیگر مسئولین جامعه گوشزد نمایند. بر رهبر جامعۀ اسلامی و دیگر مسئولین واجب است تا به آن حرف توجه کنند و در صورت درست بودن اصلاح لازم را در رفتار و یا نتیجۀ رفتار خود صورت دهند. در غیر این صورت خلاف شرع عمل کرده اند. تأکید بر این نکته را لازم می دانم که منتقد می باید اطلاع یقینی از عمل درست اسلامی داشته باشد و با توجه به ضوابط علمی اشکال خود را طرح کند و طلب پاسخ نماید. با توجه به این که این نقد و بررسی بر اساس تکلیف شرعی هر دو طرف انجام می شود بر عکس آنچه در لیبرال دموكراسي انجام می شود نیازی به جو سازی عمومی ندارد.

در لیبرال دموكراسي معیار رأی اکثریت است. از این رو در آن نظام جو سازی اجتماعی نقش بسیار اساسی بازی می کند. برای این که حرفی به کرسی بنشیند باید اکثریت مؤثری را با خود همراه کند. از این رو جو سازی بر علیه مسئولین خطا کار از جمله رفتار های سیاسی در آن نظام به شمار می رود. مردم انتظار دارند تا هر خطائی در بوق و کرنا زده شود و شخص خاطی در مقابل افکار عمومی معرفی و مجازات گردد.

در نظام اسلامی همه چیز عندالله است. همۀ کار ها قربتاً الی الله است. از این رو خطا ها با ادلۀ کامل به شخص خاطی گوشزد می شود و بر شخص خاطی واجب است در صورت متقن دیدن ادله رفتار خویش را تغیر دهد و اشکال را جبران کند در غیر این صورت می باید طبق ضوابط اسلامی در مقابل مراجع ذی صلاح پاسخ گو باشد.

برای انجام این شیوه از نقد و بررسی، در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران سازوکار های لازم تدارک دیده شده است. برای نظارت بر رهبری، مجلسی متشکل از نمایندگان خبره و آگاه مردم پیش بینی شده که وظیفۀ نقد وبررسی رفتارهای رهبر جامعه را به عهده دارد و برای دیگر مسئولین، نمایندگان مجلس شورای اسلامی این وظیفه را بر عهده دارند. از این رو در انتخاب نمایندگان این دو مجلس مردم می باید کسانی را انتخاب کنند که بتوانند از عهدۀ وظیفۀ خویش به خوبی بر آیند.

ممکن است تصور شود که تشکیل این مجلس ها رافی مسئولیت از آحاد مردم می گردد. حال آن که چنین نیست. هر کس هر نقدی دارد موظف است از طریق نمایندۀ خود در مجلس خبرگان یا مجلس شورای اسلامی طرح نماید. حتی اگر این راه را به هر دلیلی کافی نداند با نوشتن نامه و یا استفاده از هر وسیله ای که مطمئن باشد آن کلام به رهبر جامعه و یا دیگر مسئولین می رسد می تواند نظر خویش را عرضه دارد. همان طور که گفته شد بر رهبر جامعه واجب است همۀ این نظر ها را مورد توجه قرار داده و در صورت وارد بودن اشکال، اصلاح لازم را صورت دهد. به هر صورت به طور رسمی رهبر در مقابل مجلس خبرگان و دیگر مسئولین در مقابل مجلس شورای اسلامی پاسخ گو هستند.

با توجه به این که در نظام مردم سالاری دینی نقد و بررسی رفتار مسئولین می باید بر اساس ضوابط اسلامی صورت گیرد این کار فنی و تخصصی است از همین روست که مجلس خبرگان پیش بینی شده است. ضوابط حاکم بر نمایندگان این مجلس خبرگی است که قانون آن را معین کرده و شورای نگهبان موظف بر نظارت بر اجرای آن است.

توجه دادن به این نکته لازم است که ضوابط را قانون معین می کند. قانون می باید مطابق با اصول اسلامی تنظیم شود و شورای نگهبان مسئول نظارت بر اجرای قانون است نه اعمال سلیقۀ شخصی. در نظام های لیبرال دموکراسی قانون را سلیقه های سیاسی از طریق کسب رأی اکثریت تعیین می کند. از این رو اگر دستگاهی به عنوان ناظر برای اجرای قانون در نظر گرفته شود تاجائی که بتواند آراء اکثریت را با خود داشته باشد می تواند اعمال سلیقه نماید. در مردم سالاری دینی ضوابط اسلامی حرف اول و آخر را می زند از این رو نظارت امری کارشناسی از جنس ادای تکلیف اسلامی است نه اعمال سلیقۀ سیاسی یا انتقام گیری های سیاسی مرسوم در غرب. هر کس در هر جا بتواند عمل خلاف شرعی را به اثبات برساند حاکم است نه عده و عُده ای را با خود به همراه داشته باشد. از این روست که گفته می شود در نظام اسلامی زر و زور حاکم نیست حکم خدا حاکم است.

 

منبع :سایت الف

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 16:3  توسط دانشجو  | 

وقتی مغزها می‌پرند

رنکینگ بسیار خوب ایران در صدور نخبگان نفیس!

فرارو- طی سال‌های گذشته تعدادی از نمایندگان مجلس و کارشناسان نسبت به پدیده مهاجرت نخبگان یا در اصطلاح فرار مغزها، واکنش نشان داده‌اند. از سوی دیگر برخی از مسؤولان دولتی همچون وزیر علوم موضوع مهاجرت نخبگان و فرار مغزها جنجال را رسانه‌ای عنوان کرده‌اند که مطابق با واقعیت‌های موجود کشور نیست. اما باور کنیم یا نکنیم سالانه 50 تا 80 هزار نخبه از کشور خارج می‌شوند و راهی سرزمین‌هایی دیگر می‌گردند...

به گزارش سرویس اجتماعی فرارو؛ صدرنشینی ایران در مسئله فرار مغزها از جمله باورهایی است که برخی سخت به آن معتقدند و برخی دیگر چون اسفندیار رحیم مشایی آن را دروغ می‌خوانند. با این حال بار دیگر یک مقام مسؤول بر خروج سالانه نزدیک به 80 هزار نخبه تأکید کرده است.

رییس سازمان ملی استعداد‌های درخشان می‌گوید: «در رنكینگ‌های بین‌المللی ایران در رتبه‌های اول یا دوم صادر‌كننده نخبه‌های نفیس جهانی قرار می‌گیرد. اما اگر بخواهیم با وجود همه اعداد و ارقام متفاوتی كه اعلام می‌شود، منطقی‌ترین آنها را بیان كنیم، سالی بین 50 تا 80هزار نخبه و متخصص در مجموع از ایران خارج می‌شود.»

مسوول سابق بررسی جمعیت در سازمان برنامه و بودجه بهترین راه فهم حقیقت خروج نخبگان را آمار‌هایی می‌داند كه كشور‌های دریافت‌كننده نخبگان ایران منتشر می‌كنند. اسناد نشان می‌دهند که عمده كشور‌های دریافت‌كننده مغز‌ها و نخبه‌های ایران، آمریكا، كانادا، انگلستان، فرانسه، هلند، آلمان، نروژ، بلژیک، سوئد و استرالیا هستند. این آمار‌ها نشان‌دهنده آن است كه مقصد نخبه‌های ایرانی همواره كشور‌های پیشرفته‌ای هستند كه بالاترین سطح رفاه اجتماعی، اقتصادی و بالاترین درآمد‌های سرانه را دارند.

محمد علی‌زاده نخبگانی که از کشور خارج می‌شوند را به دو دسته تقسیم می‌کند. یكی آن دسته نخبگانی كه از دانشگاه‌ها و مدارس ایران برای ادامه تحصیل جذب دانشگاه‌ها می‌شوند و دسته دیگر آن نخبگانی هستند كه متخصص به حساب می‌آیند. یعنی در كشور‌های مقصد جذب بازار كار می‌شوند.

به عقیده وی از تعداد افرادی كه هنوز در ایران هستند و برای مهاجرت اقدام كرده‌اند و به اصطلاح پشت در‌های سفارت ایستاده‌اند، می‌توان فهمید که میزان مهاجرت نخبگان به خارج از کشور بسیار بالاست.

دکتر علی‌زاده دلایل خروج نخبگان را به عوامل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی تجزیه می‌کند. برای مثال پایین آمدن نرخ رشد اقتصادی یکی از علت‌های پدیده مهاجرت نخبگان محسوب می‌شود. رشد اقتصادی پایین و سوءرفتار‌ها در نحوه توزیع رشد، به بیكاری در كشور دامن می‌زند. به طوری که «بازده اقتصادی كار» در كشور ما یک‌دهم آمریكا و یک‌‌پنجم كره جنوبی شده است.

به گفته رئیس سازمان استعدادهای درخشان در برنامه اول توسعه، به دلیل وجود نیروی كم تخصصی و مهاجرت همین نخبه‌ها، سیاست‌هایی اتخاذ شد كه نخبه‌ها جذب كشور خودمان شوند. نهادی برای این كار تشكیل شد، كه سراغ نخبه‌های خارج از كشور رفتند و آنها را برای كار در داخل كشور، دعوت كردند. اما برخی از این افراد تا شش ماه هم دوام نمی‌آوردند چرا كه ساختار اداری و اجرایی، بوروكراتیک ایران، آن‌ها را می‌راند. ساختار‌های اقتصادی ایران، سد و مانع ایجاد می‌كند. نخبه‌ها به امكانات و شرایط مناسبی نیاز دارند كه معمولا در ایران تامین نمی‌شود.

صندوق بين المللی پول نیز، بيکاری، سطح پائين درآمد اساتيد و نخبگان، نارسایی‌های مالی و اداری، کمبود امکانات تخصصی - علمی و بی‌ثباتی اجتماعی را از جمله دلايل مهاجرت ايرانيان ذکر کرده است.
 
به اعتقاد کارشناسان علوم مختلف دانشگاهی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از دانشجویان دوره‌های تحصیلات تکمیلی به امید مشارکت در برنامه‌ها و عرصه‌های سازندگی کشور، بازگشتند. اما پس از چندی روند بار دیگر معکوس گشت و مدام بر تعداد افراد علاقه‌مند به تحصیل و زندگی در کشورهای در حال توسعه افزوده شد.

ارائه راهکارها و اقدامات اجرایی می‌تواند تا اندازه قابل توجهی به حل این مسئله کمک کند. اما این امر میسر نخواهد شد مگر با ایجاد ترتیبات مدیریتی لازم در هیأت دولت که مشارکت همه مسؤولان را می‌طلبد و نه انکار آنان را.

منبع :پایگاه خبری تحلیلی فرارو

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 11:18  توسط دانشجو  | 

در دهمين کنگره حزب مردم سالا ري در آستانه انتخابات مجلس نهم مطرح شد:

 دولت کارآمد محصول مجلس توانمند است 

 هر چه در عرصه حضور کانديداها محدوديت ايجاد کنند محدوديت در مشارکت ايجاد مي شود و اين مساله مورد پسند دشمنان انقلاب است

گروه سياسي: دهمين کنگره حزب مردم سالا ري روز گذشته با شعار «مجلس پرسشگر دولت پاسخگو در پرتو انتخابات آزاد و عادلا نه» و با حضور جمعي از فعالا ن سياسي، نمايندگان مجلس و منتخبان حزب مردم سالا ري از سراسر کشور برگزار شد.
کنگره ساعت 9 صبح به صورت رسمي با استقرار اعضاي هيات رئيسه آغاز شد تا در آستانه نهمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلا مي اين کنگره برگزار شود.
حجت الا سلا م والمسلمين قيومي، دکتر محسني بندپي نماينده نوشهر و چالوس در مجلس، مهندس طاهرخاني نماينده تاکستان در مجلس، آقاي حميد رضا شکوهي، سرکار خانم فهيمه جهازيان اعضاي هيات رئيسه دهمين کنگره حزب مردم سالا ري بودند.
در اين نشست، علا وه بر برخي نمايندگان مجلس که عضو شوراي مرکزي حزب مردم سالا ري هستند، عبداللهي رئيس کميسيون برنامه و بودجه مجلس، عليرضا محجوب دبير کل خانه کارگر، سهيلا  جلودارزاده و الهه راستگو از نمايندگان ادوار حضور داشتند.
در ابتداي جلسه، ميرزابابامطهري نژاد به عنوان دبير کنگره به بيان گزارشي از مقدمات برگزاري دهمين کنگره حزب مردم سالا ري پرداخت.
سپس، محمد جواد حق شناس، عضو شوراي مرکزي حزب اعتماد ملي، عليرضا محجوب دبير کل خانه کارگر و نماينده مردم تهران در مجلس و سهيلا  جلودارزاده، فعال سياسي و نماينده سابق مجلس به ترتيب به بيان ديدگاه هايشان پرداختند.
در خاتمه افتتاحيه نيز، دکتر مصطفي کواکبيان، دبير کل حزب مردم سالا ري ديدگاه هاي اين حزب را در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلا مي مطرح کرد.
پس از خاتمه افتتاحيه نشست غيرعلني حزب برگزار شد و  دبيران استان هاي حزب، آخرين اخبار سياسي استان ها در خصوص انتخابات را اعلا م کردند.
دهمين کنگره حزب مردم سالا ري عصر روز گذشته با برگزاري نشست شوراي مرکزي حزب به پايان رسيد و مقرر شد تا 22 بهمن ماه، قطعنامه پاياني دهمين کنگره حزب مردم سالا ري به اطلا ع عموم مردم برسد.

مجلس پرسشگر، دولت پاسخگو

همانطور که مطرح شد، در ابتداي جلسه، ميرزابابامطهري نژاد، دبير دهمين کنگره حزب مردم سالا ري به بيان گزارشي پرداخت.
متن کامل اين گزارش به شرح زير است:
«سي و سومين سالگرد پيروزي انقلا ب اسلا مي، درخت آرزوهاي همه، در گذشته و حال و انشا»الله آينده، ايام مبارک ميلا د با سعادت فخر عالم امکان، پيامبر رحمت و وحدت محمد مصطفي(ص) برهمگان مبارک باد.
حضور مهمانان عزيز نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلا مي، دبيران کل احزاب قانوني، اعضاي محترم حزب را در دهمين کنگره حزب مردم سالا ري گرامي داشته و خيرمقدم عرض مي کنم.
استواري يک نظام سياسي در يک جامعه به توانايي احزاب سياسي آن جامعه بستگي دارد و يک حزب در صورتي توانمند است که از پشتيباني نهادمند مردم برخوردار باشد. توانمندي نهادمند يک باره به وجود نميآيد، بايد به صحنه آمد و ايستاد و اجتماع سياسي به وجود آورد. نشستن و منتظر شرايط آرماني بودن روش فرهيختگان نيست.
چشم به راهي، راه حل نيست، چشم به راه داشتن و، منتظر ماندن و، کاري نکردن، بدترين کاري است که مي شود کرد!
آن کس که منتظر مي ماند، تا فرصتي براي او از راه برسد، در حقيقت- هيچگاه به فرصتي فراخور، نمي تواند رسيد. منتظر فرصت ماندن، کار سياسي نيست، فرصت آفريدن کار سياسي است.
تو مگو همه بجنگند و زصلح من چه آيد
تو يکي نه اي، هزاري، تو چراغ خود برافروز
سعدي همين معنا را چه زيبا مي گويد:
طريق باديه رفتن به از نشستن باطل
 که گر مراد نيابيم، به قدر وسع بکوشيم.
مهم اين است که معيارهاي نهادمندي سياسي را تا حد امکان رعايت کني و در کتب معتبر سياسي اين معيارها را تطبيق پذيري، به جاي انعطاف پذيري- پيچيدگي، به جاي سادگي- استقلا ل، به جاي تابعيت و انسجام، به جاي گسيختگي دانسته اند.
اين اشاره را بدين جهت لا زم دانستم که متاسفانه عده اي به غلط و از روي ناآگاهي يا غرض، فعاليت قانونمند حزبي را به معناي پذيرش کاستي ها و قبول ناکارآمدي ها گرفته اند و از هيچ حمله اي به تلا ش آگاهانه احزابي که رسالت و مسووليت خود را ايفا مي کنند، دريغ نمي ورزند. متاسفانه برخي آنقدر در پارادايم ها، يا باورها و ديدگاه هاي خود سخت و متعصب مي شوند که به هيچ چيز جز باورهاي خود نمي انديشند و سرناسازگاري با پديده هاي نوين را مي گذارند و زنداني انديشه هاي خود مي شوند. پارادايم ها افکار، انديشه و باورهاي هر انسانندکه مانند فيلتر ذهني عمل مي کنند و داده ها و اطلا عات ورودي را بررسي و فيلتر مي کنند و اجازه ورود در چارچوب معيارهاي خود به مغز مي دهند و در واقع پارادايم ها بايد و نبايدها و تصوير هاي بينشي و تصميم هاي رفتاري ما را تشکيل مي دهند که اگر اين پارادايم ها نوسازي و ترميم نشوند. ما را در گذشته نگه مي دارند و خلا قيت و پذيرش افکار و باورهاي نو را از ما مي گيرند. هرچقدر فيلترهاي ذهني انسان نرمش پذير و بي تعصب باشد، بينش و نگرش و تصميمات ما را امروزي تر و با طراوت تر نگاه مي دارد. قدرت پذيرش افکار نو را در ما بالا  مي برد و به ما اجازه نوباوري، نوآوري و نوانديشي مي دهد. گاهي متاسفانه اينگونه افراد به فلج پارادايم ها مبتلا  مي شوند. نگاهي به گذشته به ما نشان مي دهد که اينگونه افکار و پارادايم هاي فلج شده همواره وجود داشته اند و به ويژه هرگاه در رهبران اجتماعي و مذهبي ظاهر مي شده اند، پذيرش پديده هاي نوين اجتماعي و صنعتي را با دشواري روبرو مي کرده اند. به هر حال براي رشد و توسعه فرهنگي بايد به خانه تکاني فرهنگي بپردازيم.
ذهن ما باغچه است
گل در آن بايد کاشت
و انگاري گل من
علف هرز در آن مي رويد
زحمت کاشتن يک گل سرخ کمتر از زحمت برداشتن هرزگي آن علف است.
چرا نبايد«به جاي لعنت کردن بر تاريکي، شمعي روشن کنيم».
بعد از اين مقدمه، گزارشي از چگونگي شکل گيري دهمين کنگره حزب مردم سالا ري را به استحضار مي رسانم: در اردوي تابستاني حزب مردم سالا ري، روزهاي 16و17 تيرماه 1390 در مشهد مقدس با حضور دبير کل محترم و اعضاي شوراي مرکزي، دفتر سياسي، دبيران شعب استاني و مسوولين کميته ها و شاخه هاي اين حزب برگزار شد، از جمله مصوبات مهم اين اردو اين بود که کنگره دهم حزب در دهه اول بهمن ماه برگزار شود. بعد از اين تصميم در جلسات کميته سياسي موضوع بررسي و نتيجه بررسي ها به شوراي مرکزي حزب گزارش شد.
در شهريور ماه 90 شوراي مرکزي اينجانب را به عنوان دبير کنگره دهم انتخاب و مامور تشکيل ستاد اجرايي و واحدهاي برگزاري کنگره کرد.
ستاد اجرايي از آذرماه واحدهاي اجرايي و حمايت دبير کل محترم و اعضاي شوراي مرکزي فعاليت جدي خود را آغاز و با تلا ش واحدهاي اجرايي برنامه امروز را تدارک کرد.
شعار کنگره دهم حزب مردم سالا ري، براساس مصوبات کميته سياسي و تصويب شوراي مرکزي اين است «مجلس پرسشگر، دولت پاسخگو، در پرتو انتخابات آزاد و عادلا نه»
واحدهاي ستاد اجرايي کنگره دهم عبارتند از:
هيات اجرايي با مسووليت آقاي محمدرضا حقي
واحد مراسم با مسووليت آقاي عباسي
واحد هماهنگي اداري با مسووليت آقاي سيد مجيد حسيني
واحد ارتباطات خبري با مسووليت آقاي حميدرضا شکوهي
واحد تشکيلا ت با مسووليت آقاي سيد جلا ل افتخاريان و جانشيني سرکار خانم ذوالفقاري
واحد روابط عمومي با مسووليت سرکارخانم فهيمه جهازيان
واحد سمعي و بصري  با مسووليت آقاي وحيد حقي
واحد تدارکات، امور مالي و پشتيباني با مسووليت آقاي حسين يزدي
واحد حقوقي با مسووليت آقاي دکتر کاظمي
وظيفه خود مي دانم از مسوولين محترم واحدهاي فوق الذکر و همکارانشان و دبيران محترم حزبي در استان ها و شهرستانها و کميته هاي حزب و اعضاي شوراي مرکزي و به ويژه از دبير کل محترم سپاسگزاري نموده و به استحضار برسانم که اين کنگره بعد از مراسم افتتاحيه با سه دستور کار اصلي ادامه خواهد يافت:
- گزارش کميته سياسي و دبيران استان ها از روند انتخابات مجلس نهم در کشور
- بحث و بررسي و اتخاذ تصميم در مورد چگونگي حضور حزب و جبهه مردم سالا ري در انتخابات مجلس نهم
- تريبون آزاد- استماع نظرات اعضا
- طرح و تصميم گيري مواردي از مصوبات شوراي مرکزي که نياز به تصويب کنگره دارد.
- جمع بندي و قطعنامه»

مردم گردانندگان اصلي حکومت هستند

حق شناس مدير مسوول روزنامه اعتماد ملي در اين کنگره با اشاره به اينکه در شش سال گذشته هر نوع تلاش و فعاليت احزاب کاري بسيار سخت و شايد غيرممکن بود، گفت: در دوره اي که علي رغم وجود قانون اساسي و تلاش هاي بسياري که براي تحقق اهداف انقلاب در قالب يک سند بزرگ و ماندگار به نام قانون اساسي صورت گرفت  مي بينيم که مهم ترين فصل اين قانون که اداره کشور به دست خود مردم است ضعيف عمل کرده است.
محمد جواد حق شناس تصريح کرد: در قانون اساسي موارد بسيار زيادي ذکر شده که نشان  مي دهد مردم گردانند گان حکومت اصلي هستند و در جمهوري اسلامي مهم ترين نقش را مردم در جامعه دارند.
وي تاکيد کرد: عاليترين حضور مردم در انتخابات مجلس است و بعد از گذشت سه دهه از عمر انقلاب شاهد اين هستيم فردي که خود را منتخب مردم  مي داند مجلس را تخريب  مي کند و راس امور نمي داند.
مدير مسئول سابق روزنامه اعتماد ملي درباره سازوکار انتخابات بر اساس حضور و راي مردم گفت: اگر مجلس نباشد هيات دولت نمي تواند به فعاليت خود ادامه دهد، زيرا در ابتداي تشکيل دولت مجلس بايد به آن راي اعتماددهد و اين مجلس است که در تمام حوزه ها به نمايندگي از ملت وظيفه اداره امور را در دست دارد.
حق شناس با اشاره به اينکه بايد ببنيم چه اتفاقي افتاده است که کساني به خود اجازه دادند تا مجلس را تخريب کنند، خاطرنشان کرد: عملکرد مجلس هفتم و هشتم به گونه اي بود که موجبات سو» استفاده را از جايگاه مجلس ايجاد کرد و شان مجلس را زير سوال برد.
وي گفت: چرا بعد از تصويب قانون در مجلس دولت آن را اجرايي نمي کند، آيا درست است که بعد از اعلام استيضاح يا سوال از وزير وي در جلسه مجلس حاضر نشود.
حق شناس تصريح کرد: مجلس در اين هشت سال نتوانست از حقوق خود دفاع کند پس چگونه  مي تواند از حقوق مردمي که به نمايندگانش راي داده اند دفاع کند مردم بايد به صحنه بيايند و نمايندگاني اتنخاب کنند تا جايگاه اصلي مجلس احيا شود . مجلس بايد به راس امور باز گردد و انتخابات سرفصلي است براي اينکه خون جديد به رگ جامعه بدود.

عده اي با دلال گري ثروت را
به جيب ثروتمندان سرازير کردند
 

عليرضا محجوب نيز در اين کنگره با اشاره به اينکه خانه کارگر يک گروه صنفي است و نمي توانيم در فعاليت هاي سياسي به صورت يک حزب عمل کنيم، گفت: جامعه کارگري در مجلس هشتم اعضاي زيادي نداشت و با تشکيل فراکسيون کارگري در مجلس يکي از افرادي که پاي کار ايستاد کواکبيان بود.
دبيرکل خانه کارگر که به عنوان دومين سخنران در دهمين کنگره حزب مردم سالاري سخن  مي گفت، با اشاره به مباح ث پيش آمده در وضعيت اقتصادي کشور، گفت: گفتماني که جامعه بايد به سمت و سوي آن سوق پيدا کند گفتمان اقتصادي است، وقتي از عدالت بحث  مي شود عدالت اقتصادي مهم ترين شاخصه اين بخش است .
وي بيان کرد: امام علي (ع) ضمن اينکه سياست بخشش را نکوهش نمي کند، اما در مقام عدالت عنوان کردند که بخشش به عدالت نمي انجامد و عدالت سرانجامي متفاوت از اين دارد که ما بخواهيم با توزيع ثروت آن را به سرانجام برسانيم و اکنون فضايي پيش آمده که ما اين روز ها شاهد مضرات اين توزيع هستيم.
دبير کل خانه کارگر گفت: حاصل هدفمند سازي آن است که ما برداشت  مي کنيم، اما هيچ اطلاعات دقيقي در اختيار ما درباره وضعيت بازارهاي اقتصادي قرار نگرفته است، مجموع کالاهايي که در هدفمندسازي درآمد را تشکيل  مي داد 28 ميليارد تومان بوده و اگر اين مبلغ را از ميزان رقم توزيع يارانه ها کم کنيم، بايد عنوان کنم که 30 تا 35 ميليارد ريال قدرت خريد اضافي در جامعه ايجاد شده است.
وي با اشاره به نابساماني بازار طلا ، ارز و سکه گفت: اگر اين بازارهاي دچار نوساناتي شده به دليل قدرت خريد اضافي مردم است.
محجوب تاکيد کرد: مجموع احزاب متعهد و معتقد به جمهوري اسلامي و کساني که به قانون اساسي و ولايت فقيه پايبند هستند بايد بر هدف بازسازي تاکيد کنند.
نماينده مردم تهران در مجلس تصريح کرد: ميزان زيادي از سرمايه بين فقرا توزيع شده، اما در اصل در دست فقرا نيست و عده اي با دلال گري ثروت را به جيب ثروتمندان سرازير کردند و اين کار 100 بار بد تر از پرونده اختلاس است.
وي تصريح کرد: انتظار ما اين است که حزب مردم سالاري به ضعفا و کارگران فکر کند و حساسيت به خرج دهد.
محجوب تاکيد کرد: گفتمان اقتصادي بايد يک گفتمان مهم در بين مردم باشد، اقتصاد بايد با انديشه پيش برود و طراحي اقتصاد و سياست انديشيده در احزاب شکل  مي گيرد.

جمهوري تنها با داشتن احزاب آزاد
شکل مي گيرد
 

سهيلا  جلودارزاده، نماينده  سابق مجلس نيز در دهمين کنگره حزب مردم سالا ري گفت: بايد تلاش کنيم تا به معناي احزاب در کشور رنگ بيشتري بدهيم، چرا که مي دانيم که يک جمهوري آزاد  تنها با داشتن احزاب آزاد و مستقل شکل مي گيرد. سهيلا جلودار زاده با اشاره به سخنان علي رضا محجوب دبير کل خانه گارگر، افزود: اگر در عملکرد اقتصادي يک جريان  ، عدالت در عمل اجرا نشود، بعد از گذشت زمان، مشکلات بروز خواهد کرد و در سطح جامعه خود را نشان خواهد داد. جلودار زاده تصريح کرد: هر حزب يا جريان براي زنده ماندن بايد وجه ربي داشته باشد در غير اين صورت از بين خواهد رفت. اينکه دريک انتخابات شرکت مي کنيم يا نه، فعاليت حزبي مي کنيم يا نه مهم نيست، مهم حرکت در مسير پروردگار است و تنها زماني ماندگار مي شويم که در مسير حق حرکت کنيم.
وي گفت: برخي عنوان مي کنند از هستي آن چيزي را دريافت مي کني که به آن داده اي يعني اگر بدي داده اي بدي دريافت مي کني و اگر با دقت در عمر سي ساله انقلاب بنگريم و فعاليت احزاب را در آن بررسي کنيم متوجه مي شويم که اين جمله درست است.

کسي نمي تواند به جاي مردم تصميم بگيرد

درخاتمه افتتاحيه کنگره، دکتر مصطفي کواکبيان سخنراني کرد.
دبيرکل حزب مردم سالاري با بيان اينکه حکومت امانت است، گفت: خدا به ما فرمان داده که امانت را به اهلش بسپاريم اين امانت مال مردم است و اين مردم هستند که بايد اين امانت را واگذار کنند و کسي نمي تواند به جاي مردم  تصميم گيري کند.
مصطفي کواکبيان تاکيد کرد: در ابتداي انقلاب اين مسئله بيشتر مورد توجه قرار مي گرفت، اما هر چه از انقلاب فاصله گرفتيم از اين مسئله دور شديم. اگر نگاه امانت به حکومت باشد زد و بند سياسي و باند مافيايي قدرت و ثروت مطرح نمي شود.
کواکبيان با اشاره به اينکه، از ما بهتران نيز نمي توانند به جاي مردم تصميم بگيرند، گفت: مردم حق ندارند حکومت را به نااهلان بسپارند.
حکومت بايد به اهلش واگذار شود. بر اساس شرايط قانوني، شوراي نگهبان بايد صلاحيت ها را تاييد کند، اما انتخاب کننده اصلي و تشخيص فرد شايسته با خود مردم است.
وي تاکيد کرد، شايسته سالاري يعني مردم کساني را که شايسته هستند بر مسند قدرت بنشانند.
اين فعال سياسي با اشاره به شعار عدالتخواهي دولت، افزود: دولت نهم و دهم شعار عدالت را سر داد و کماکان بر اين شعار تاکيد مي کنند اما آيا مي توانند بر اساس آمار ها اعلام کنند که سطح عدالت در جامعه محقق شده است يا نه؟ عدالت بايد براي مردم در عمل محسوس باشد.
وي با اشاره به اينکه بايد ديد که آيا جامعه به سطحي از عدالت نسبي رسيده است يا نه؟ گفت: اگر نرسيده بايد بدانيم اين شيوه عدالت براي اداره حکومت شيوه مناسبي نبوده است.
کواکبيان با بيان اينکه در مجلس هشتم به صورت نسبي پرسشگري و پاسخگويي دنبال مي شود، افزود: البته در اين زمينه وضعيت نامطلوبي را تجربه کرديم. امام خميني (ره) فرموده بودند مجلس در راس امور است و کساني که خلاف آن مي گويند خلاف سخن امام سخن گفته اند.
وي افزود: اگر مي گويند مجلس در راس امور است به خاطر آن است که قانون در راس امور قرار دارد. قوه مقننه قوانيني را تصويب مي کند و اين قوانين بايد اجرا شود، اما متاسفانه ما از وضعيت فعلي غصه مي خوريم چون دولت در برابر قانون تمکين نمي کند و به راحتي براي قانون تفسير ارايه مي دهد.
کواکبيان با اشاره به اينکه هنوز بودجه سال آينده به مجلس ارائه نشده است، خاطرنشان کرد: اساس کار جهاد اقتصادي بود اما دولت در زمينه اجراي قانون هدفمند کردن يارانه ها بد عمل کرد ما در اين قانون آورده بوديم که هدفمند کردن يارانه ها در طول 5 سال و با شيب ملايم انجام شود.
وي افزود: سال 90 از سوي مقام معظم رهبري به عنوان سال جهاد اقتصادي نامگذاري شده است، اما چقدر توانستيم در اين حوزه متمرکز شويم همين دو هفته چه جيب هايي که پر شدند و چه جيب هايي که خالي نشد.
اين فعال سياسي به نوسانات بازار سکه و ارز اشاره کرد و افزود: در بد ترين شرايط اقتصادي کشور احمدي نژاد به همراه وزراي اقتصاد و صنعت در مراسم تحليف رئيس جمهور اکوادور شرکت کرده بود واقعا لازم بود اين سفر انجام شود؟ رئيس جمهور به جاي اين سفر بايد مشکلات مردم را حل مي کرد.
عضو کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي همچنين گفت: بايد تدابير بيشتري در حوزه ديپلماسي صورت گيرد چرا که در قطعنامه اخير 4 کشوري که ما مدام از آن ها حمايت مي کنيم به ما راي ممتنع دادند. عربستان، عراق، سوريه و لبنان از جمله اين کشور ها هستند که راي ممتنع عليه ايران صادر کردند. حقيقتا کجاي ديپلماسي هستيم؟
کواکبيان گفت: در اين چند سالي که احمدي نژاد مسئوليت قوه مجريه را بر عهده گرفته است، فقط 11 ديدار با چاوز داشته و يک بار هم به اروپا نرفته است.
وي با اشاره به حدود شش برابر شدن ميزان نقدينگي نسبت به هفت سال گذشته، تصريح کرد: براي مهار مشکلات اقتصادي نبايد ميزان نقدينگي در کشور بيشتر شود، اما دولت حتي با برداشت از بودجه عمراني کشور يارانه ها را پرداخت مي کند. بي تدبيري در اجراي طرح هدفمندي يارانه ها وضعيت نامناسبي را ايجاد کرده است که در پي آن نمي توان نقدينگي را کنترل کرد.
دبيرکل حزب مردم سالاري با اشاره به کارآمدي مجلس اظهار داشت: دولت کارآمد از مجلس کارآمد پديد مي آيد، بنابراين بايد به نقش و اهميت مجلس پي برد. نمايندگان مردم آزادي عمل ندارند و انحصار طلبي در هيات رئيسه وجود دارد. در اين دوره از مجلس يک نفر از اعضاي فراکسيون خط امام (ره) در هيئت رئيسه قرار نگرفت که اگر اين امر صورت مي پذيرفت خيلي از مسايل حل مي شد.
کواکبيان درباره فعاليت جبهه مردم سالاري در انتخابات مجلس نهم گفت: از 170 نامزدهاي جبهه مردم سالاري 82 نفر تاييد صلاحيت شدند. شوراي نگهبان بايد به صورت دقيق صلاحيت نامزد ها را پيگيري کنند. هر چه در عرصه حضور کانديداها محدوديت ايجاد کنند محدوديت در مشارکت ايجاد مي شود و اين مساله مورد پسند دشمنان انقلاب است.
نماينده مردم سمنان با اشاره به مشکلات قانون انتخابات، افزود: ما در مجلس بايد اين موضوع را بررسي کنيم. يک ماه به انتخابات باقي مانده و هنوز تکليف برخي از نامزد ها مشخص نشده است و در عين حال برخي ديگر با خيال راحت فعاليت هاي انتخاباتي خود را آغاز کرده اند که اين با عدالت مغايرت دارد.
اين فعال سياسي با بيان اينکه برخي از اصلاح طلبان ما را متهم مي کنند که چرا در انتخابات شرکت کرده ايم، اظهار داشت: حزب مردم سالاري بر اساس وصيت امام خميني (ره) در انتخابات شرکت کرده است. امام راحل همواره بر شرکت مردم و گروه هاي سياسي در انتخابات تاکيد مي کردند.
وي گفت:  ما از وضعيت موجود رضايت نداريم اما اين دليل قهر از انتخابات نيست. تاريخ نشان خواهد داد که حزب مردم سالاري بهترين خدمت را انجام داده است چرا که قهر کردن با انتخابات منجر مي شود که يک عده وکيل الدوله راهي مجلس شوند.
کواکبيان با اشاره به اينکه ما نظام اسلامي را به راحتي به دست نياورده ايم، گفت: مي توانيم با حضور گسترده در انتخابات به راحتي از تحريم هاي فعلي قدرت هاي سلطه گر عبور کنيم به شرط آنکه تصميم شتابزده نگيريم.
 پس از  مراسم افتتاحيه دهمين کنگره حزب مردم سالا ري  با حضور اعضاي منتخب وارد دستور کار شد. در ابتدا رئوس  قطعنامه به تصويب اعضاي کنگره رسيد آنگاه در مورد انتخابات  نهمين دوره  مجلس شوراي اسلا مي  مصوبات شوراي مرکزي مبناي عمل حزب قرار گرفت و آقاي سيف الله عزالدين  از سمنان، آقاي صفرعلي طاهري از قزوين، آقاي جواد شرفخاني از ايلا م، آقاي شهبازي از چهارمحال وبختياري، آقاي آجرلو از قم، آقاي ايلخاني از آذربايجان شرقي، آقاي اميرناصر غلا م رضايي  از لرستان، آقاي  عرب از سيستان و بلوچستان، آقاي قمي از مازندران، آقاي عبدالعلي پور از اردبيل، آقاي زندآور از اصفهان و آقاي جعفري از بوشهر گزارش هايي در مورد وضعيت استاني خودشان ارائه دادند.

منبع :سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 11:15  توسط دانشجو  | 

مفهوم جمهوري بيانگر احترام به افکار مردم است

نماينده سابق مردم سنندج تاکيد کرد: شعارهاي ايام انقلاب نشان دهنده اهداف مبارزان بود. آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي چکيده مطالبات مبارزان بود.
جلال جلالي زاده در گفت و گو با ايلنا، تصريح کرد: با توجه به فقدان آزادي بيان و آزادي فعاليت هاي سياسي و وابستگي شاه به قدرت هاي غربي و شکل نظام سلطنتي، مردم ايران در آن شرايط احساس کردند که در وضعيت فعلي و با توجه به جايگاه ايران در منطقه نياز به ايجاد نوعي تحول است.
اين فعال اهل سنت در خصوص عملي شدن شعارهاي انقلاب، تصريح کرد: بررسي هاي کلي و منصفانه در اين مورد نشان مي دهد که ملت ايران به برخي اهدافي که در نظر داشت نرسيده است.
دبير شوراي هماهنگي اصلاح طلبان کرد با تاکيد بر اينکه مفهوم جمهوري بيانگر اراده مردم و احترام به افکار مردم است، گفت: در نظام مبتني بر جمهوري هر کس مي تواند آزادانه افکار خود را نسبت به تشکيل احزاب بيان کند، اما امروز شاهد اين هستيم که فضاي کشور باعث شده تا تشکيل حزب در ايران تابويي شود، به گونه اي که افراد بيم آن را دارند که متهم به وابستگي به حزبي خاص شوند.
جلالي زاده يادآورشد: اگر قرار بر اين باشد که تنها يک جناح خود را همه کاره نظام بداند بقيه افراد حق اظهار نظر نداشته باشند، نمي توان صحبت از تحقق جمهوري مد نظر امام در کشور کرد. در اين صورت تنها با شکلي از جمهوري مواجه هستيم در حاليکه در محتوا نتوانستيم معناي اصلي جمهوري را عملي کنيم و با مفهوم اصيل جمهوري در کشورهاي دموکراتيک فاصله داريم.
مسئول سابق هفته نامه سيروان ضمن انتقاد از کنار گذاشتن برخي از مهره ها اصيل انقلاب، تصريح کرد: عدم توسعه يافتگي فکري و عدم مدارا ميان فعالان سياسي کشور موجب شده تا کساني که ارکان اصلي انقلاب محسوب مي شوند، مورد بي مهري قرار بگيرند.
وي اضافه کرد: کساني که در پي منزوي کردن شخصيت هاي برجسته انقلاب هستند، در واقع درصدد مقابله و پشت پا زدن به شعارهاي انقلاب هستند.
وي در پايان با بيان اينکه در تمام انقلاب هاي دنيا افرادي خود را در راه خدمت به مردم فدا مي کنند، افزود: پس از مدتي افرادي که نقش کمتري در انقلاب داشتند زمينه مصادره انقلاب را فراهم مي کنند، به طوري که گفته مي شود انقلاب فرزندان اصلي خود را مي خورد و افرادي که کوچک ترين زحمتي براي نظام و انقلاب نکشيدند جايگزين آن ها مي شوند، اين مساله بزرگ ترين خطر براي آسيب به انقلاب هاست.

منبع : سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 14:27  توسط دانشجو  | 

زیباکلام: در ایران انتخابات معنا و مفهوم خود را از دست داده است!

مهدی فضائلی در میزگردی با حضور زیبا کلام و امینی گفت: ما نباید بسیاری از واقعیتها را نادیده بگیریم و دشمنی و طراحی دشمنان نسبت به انتخابات را نادیده بگیریم و آن را توهم تفسیر کنیم. در حقیقت این موضوع، چشم بستن بر واقعیت‌هاست در حالی که دشمنان اذعان دارند که برای انتخابات‌ کشور ما برنامه ریزی جدی دارند.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، در آستانه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، میزگردی با حضور صادق زیباکلام فعال سیاسی اصلاح‌طلب و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، مهدی فضائلی فعال سیاسی اصولگرا و مدیرعامل انتشارات سروش و پرویز امینی کارشناس مسائل سیاسی برگزار شد.

در این میزگرد چالشی، صادق زیباکلام انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را انتخاباتی معمولی دانست و اظهارنظرها مبنی بر حساس بودن این انتخابات را نوعی بازارگرمی نظام عنوان کرد. زیباکلام همچنین از اینکه برخی فعالان سیاسی اصلاح‌طلب هم‌اکنون در زندان هستند انتقاد کرد و گفت که اصلاح‌طلبان در انتخابات حضور ندارند. به اعتقاد زیباکلام امثال کواکبیان و خباز و ... که هم‌اکنون فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس را تشکیل می‌دهند و پیش از این در لیست‌های اصلاح‌طلبان دیده می‌شدند، اینک اصلاح‌طلب نیستند؛ بلکه "غیراصولگرا" هستند.

از طرف دیگر پرویز امینی با ارائه تحلیلی از مراتب دموکراسی، وضعیت دموکراسی در کشور را در بدترین شرایط "دموکراسی حمایتی" عنوان کرد و گفت که بزرگترین مانعان تحقق دموکراسی سیاسی در کشور، "نخبگان غیرپایبند به دموکراسی" هستند که در برابر رأی مردم می‌ایستند. البته این سخنان امینی اشاره‌ای تلویحی به جرزنی‌های سیاسی اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست‌جمهوری دهم نیز داشت. افرادی که هم ‌اینک به جرائم امنیتی در زندان‌ها حضور دارند.

مهدی فضائلی نیز با ارائه تحلیلی از فضای حاکم بر جهان و کشور، انتخابات مجلس نهم را از جهات بسیاری، مهم عنوان کرد و انتقاداتی نیز به سخنان صادق زیباکلام روا داشت. فضائلی اصلاح‌طلبان را طیفی عنوان کرد که به رأی مردم پایبند نیستند و فقط زمانی از مردم دم می‌زنند، که مردم موافق آنان باشند.

زیباکلام پس از سخنان امینی و فضائلی، اندیشه‌های این دو و بخصوص پرویز امینی را در بهترین شرایط تأمین‌کننده حکومتی "فاشیستی" عنوان کرد که در آن مردم "گله‌وار" رأی می‌دهند!

آنچه در ذیل می‌آید متن کامل این مناظره داغ انتخاباتی است:

* زیباکلام: سخن گفتن از حساسیت انتخابات مجلس نهم یک "بازارگرمی" است

به گزارش خبرگزاری فارس، صادق زیباکلام در ابتدای این میزگرد انتخاباتی، در پاسخ به این سوال که آیا انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، تفاوت خاصی با انتخابات‌های سابق از نظر فضای حاکم بر کشور و جهان دارد یا خیر، گفت: در این خصوص باید یک نکته اصلی و یک نکته فرعی را بگویم؛ درباره انتخابات نکته فرعی این است که در هر انتخابات همواره، مسئولان این نکته را تکرار می‌کنند که این انتخابات خیلی مهم است و در یک شرایط ویژه و خاصی انجام می شود. لذا اگر مثلا به انتخابات اسفند ۸۶ هم برگردید و سخنان آن زمان را هم نگاه کنید این حرفها را مشاهده می‌کنید لذا هیچ وقت غیر از این گفته نشده است. اینکه این بار هم مرتب گفته شود که شرایط این انتخابات هم در شرایط خاصی است طبیعی است.
وی ادامه داد: به نظر من این حرفها بیشتر برای بازارگرمی است. نکته‌ اصلی که می‌خواهم بگویم این است که در ایران مدتهاست که اساسا انتخابات معنا و مفهوم خود را از دست داده است و بیشتر به یک امر مکانیکی و انجام وظیفه‌ای بدل شده است.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب ادامه داد: دقیقا نمی‌توانم بگویم از سال فلان این اتفاق افتاده اما این وضعیت در دولت‌های قبل هم بوده است. در همه جای دنیا اصل و نفس انتخابات برای این است که آن حکومت و دولتی که در چهار سال گذشته قدرت را در دست داشته و سیاستها را اعمال کرده است آن گروه و حزب و شخصیتها بعد از چهار سال تصدی امور، از مردم به نوعی نظرخواهی می‌کنند. اگر مردم موافق سیاست‌های آن گروه باشند آن حزب و گرو مجددا انتخاب می‌شوند و اگر نباشند آن حزب، جریان و گروه توسط مردم جای خود را به جریان دیگر می‌دهند که نمونه‌های این مسئله را در انتخابات‌های بسیاری از کشورها می‌بنییم. ولی در ایران اصلا این وجه اصلی و بنیادی انتخابات وجود ندارد. در یک نگاه کلی جریانی که از تیر ۸۴ قدرت را به دست گرفتند و هم بر قوه مجریه هم بر قوه مقننه و هم بر قوه قضاییه مسلط شدند.
زیباکلام خاطرنشان کرد: در انتخابات ۱۲ اسفند که قرار است برگزار شود تنها مسئله‌ای که مطرح نیست این است که آیا عملکرد اصولگرایان در این مدت ۶ ساله خوب بوده است؟ ایا مردم از نظر سیاسی و اقتصادی، اجتماعی و ارتقا جایگاه ایران در عرصه بین المللی و کاهش شکاف طبقاتی در مبارزه با فساد‌و... راضی هستند؟ این طیف چقدر توانسته است موفق باشد؟ تنها مسئله‌ای که مطرح نیست ارزیابی عملکرد اصولگرایان ظرف این ۶ سال گذشته است.
وی ادامه داد: بنابراین به نظر من مسئله اساسی این است که چرا این انتخابات صورت می‌گیرد؟ آیا انتخابات به معنای داوری بر عملکرد اصولگرایان است؟ به نظر بنده این گونه نیست، بلکه به جای این مباحث اصلی به موضوعات فرعی مانند اینکه ترکیب ۸+۷ چیست و لیست جبهه پایداری کدام است؛ اینها که آمده‌اند اصلاح طلب هستند و یا نیستند؟ هاشمی گفته است می‌‌آیم یا نمی‌آیم؟ پرداخته می‌شود. یعنی به این موضوع پرداخته نمی‌شود که اصولگرایان بعد این مدت چه مملکتی را تحویل ما داده‌اند!

* فضائلی: انتخابات مجلس نهم شرایط ویژه‌ای دارد
در ادامه این میزگرد، مهدی فضائلی با اشاره به سخنان صادق زیباکلام، گفت: واقعیت این است که به دلیل اینکه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، تجربه انتخابات را نداشته‌ایم، هرکدام از انتخابات از ریاست جمهوری، مجلس، شوراها و... تجربه‌ای متفاوت و متمایز داشته است.
وی ادامه داد: این حرف، حرف درستی است که در طول بیش از سه دهه از پیروزی، انقلاب اسلامی در شرایط خاصی بوده است و امروز هم به نوعی در یک شرایط ویژه و خاصی قرار داریم. اینکه در گذشته گفته می‌شد این انتخابات شرایط خاصی دارد به تعبیری می توان گفت درست است؛ انتخابات این دوره هم شرایط ویژه متناسب "حال" دارد. در آینده نیز مثلاً انتخابات ریاست جمهوری در شرایط ویژه متناسب با خود خواهد بود.
مدیرعامل انتشارات سروش با اشاره به اینکه حتی اگر بپذیریم در کشور تلاش‌هایی برای بازارگرمی و افزایش مشارکت مردمی در انتخابات انجام می‌شود، کار بدی نیست،اظهار داشت: از سوی دیگر ما نباید بسیاری را از واقعیتها را نادیده بگیریم و دشمنی و طراحی دشمنان نسبت به انتخابات را نادیده بگیریم و آن را توهم تفسیر کنیم. در حقیقت این موضوع، چشم بستن بر واقعیت‌هاست در حالی که دشمنان اذعان دارند که برای انتخابات‌های کشور ما برنامه ریزی جدی دارند. لذا حتماً این انتخابات مثل انتخاب‌های گذشته مهم، حساس و پراهمیت است. و حتی در بعضی جهات این انتخابات از انتخابات‌های قبل حساسیت بیشتری دارد که در ادامه به چند نکته آن اشاره می‌کنم.

* فضائلی: پیشرفت‌های کشور در سی‌سال اخیر به معجزه شباهت دارد
فضائلی ادامه داد: اولاً به اعتقاد من نظام سلطه نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران در یک وضعیت دشوار قرار دارد. به همین دلیل امروز جدی‌تر از گذشته تلاش می‌کنند مقابل انقلاب اسلامی ایران بایستند و به فکر براندازی نظام باشند. آنها واقعیات را می‌بینند. می‌بینند که با گذشت هر روز از عمر انقلاب اسلامی کشور دستاوردهای نظام بیشتر شده و مقاومت ملت ایران نسبت به استکبار بیشتر می‌شود. آنها به خوبی می‌بینند که انقلاب اسلامی ایران در منطقه یک الگو شده است و همین موضوع هراس آنها را بیشتر می‌کند؛ البته اینکه ما در داخل کشور مشکلاتی را داریم کسی قصد پنهان کردن آن را ندارند. این مشکلات در همه کشورها بوده، هست و خواهد بود ولی در یک نگاه کلان و منصفانه به طول این سی و چند سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به روشنی می‌توان فهمید که در شاخص‌های مختلف پیشرفت‌ها و دستاوردهای بسیار بزرگی کسب کرده‌ایم که برخی از آنها شبیه به معجزه است.
وی با بیان اینکه اصل نگرانی نظام سلطه از ایران به دلیل بر هم خوردن منافع نامشروع آنهاست، به انواع مواجهه نظام سلطه با جمهوری اسلامی ایران و مشهود بودن این دشمنی‌ها اشاره و تصریح کرد: سلطه‌گران به خوبی می‌دانند که انقلاب اسلامی ایران هرچه بیشتر تداوم پیدا کند مواجهه و مقابله با آن سخت‌تر خواهد بود لذا به فکر این هستند که هرچه زودتر برایش فکری کنند.
این فعال سیاسی ادامه داد: نکته دومی که باید به آن تکیه کنم تحولات و خیزش‌های اسلامی منطقه است با حرکت‌های مردمی برخی نظام‌های وابسته به آمریکا و غرب در منطقه فروپاشیدند مصر، تونس، لیبی، آنگونه شدند. کشورهای مثل بحرین، اردن و عربسان تا حدود زیادی دچار بی‌ثباتی هستند و عموم منطقه وضعیت ملتبهی دارد. علاوه بر اینها اتفاق مهم دیگری که رخ می‌دهد گرایش هرچه بیشتر مردم منطقه به اسلام است و این در انتخابات‌های منطقه عیان است.
فضائلی خاطرنشان کرد: امروز اگر تحلیل‌های مراکز فکری آمریکا را مورد مطالعه قرار دهیم تقریباً یک محور جمع‌بندی همه این تحلیل‌هاست آن هم اینکه ضریب نفوذ آمریکا در منطقه در حال کاهش است و روند نفوذ انقلاب اسلامی ایران در منطقه در حال افزایش است. نکته سوم که باید در تحلیل‌ها به آن توجه داشت شرایط کنونی غرب است؛ شواهد، قرائن و مستندات نشان می‌دهد که غرب چه به لحاظ اقتصادی، چه به لحاظ اجتماعی و چه به لحاظ فرهنگی در وضعیت باثباتی نیست. اگر آمریکای امروز را با آمریکای زمان پیروزی انقلاب در سال 57 مقایسه کنیم، کاملاً ضعیف‌تر شده است. کسی در آن زمان تصور نمی‌کرد که مرکز غرب دچار بحران و مشکل تزلزل شود. امروز خود اندیشمندان غربی هشدار می‌دهند و نگرانی شدید خود را از وضعیت غرب ابراز می‌کنند.
وی مسئله مهم دیگر ناظر به انتخابات مجلس نهم را مسائل داخلی عنوان کرد و با اشاره به اینکه این انتخابات اولین انتخابات بعد از انتخابات سال ۸۸ و حوادث فتنه است، گفت: حوادثی که در بعد از انتخابات 88 کلید خورد موجب شد دشمن امیدوار شود و به تعبیر رهبر معظم انقلاب بزرگترین گناه سران فتنه همین بود. این حوادث موجب شد تحلیل‌هایی توسط دشمن نسبت به کشور ما ارائه شود. به همین جهت این انتخابات به عنوان اولین انتخابات بعد از فتنه دارای اهمیت زیادی است. این انتخابات بسیاری از این تحلیل‌ها و برداشت‌ها و تأثیرات انتخابات 88 را خواهد سنجید؛ لذا همه را منتظر نگه داشته است تا ببینند در این انتخابات چه اتفاقی در کشور ما رخ خواهد داد و مردم با چه کیفیت و میزان مشارکت و چه گرایشی در آن شرکت می‌کنند. علاوه بر این برخی معتقدند این انتخابات مقدمه‌ای برای ریاست جمهوری یازدهم است که اینها هم می‌تواند در نوع خود دارای اهمیت باشد.
مدیرعامل انتشارات سروش با اشاره به اینکه حقیقتاً انتخابات مجلس نهم مهم و حساس است و قطعاً دشمن برای آن برنامه دارد و تلاش می‌کند از برگزاری سالم آن جلوگیری کند و مشارکت مردمی را کاهش دهد، گفت: اگر این انتخابات با حضور و مشارکت بالای مردمی انجام نشود همه طراحی‌های دشمنان برای بعد از آن ابتر باقی خواهد ماند.

* فضائلی: اظهارات آقای زیباکلام تعجب برانگیز است/ انتخابات در ایران بی‌معناست و در آمریکا بامعنا؟
فضائلی در ادامه سخنان خود، اظهارات زیباکلام در ابتدای میزگرد را تعجب‌برانگیز خواند و گفت: اینکه گفته شود انتخابات در کشور ما معنا ندارد و در آمریکا و در انگلیس معنا دارد بسیارعجیب است.
وی افزود: اگر این انتخابات اهمیت و معنا ندارد چرا این قدر نسبت به آن اعلام موضع می‌شود و همه جریانات سیاسی نسبت به آن اعلام موضوع و هزینه می‌کنند؟ برخی برای برگشتن چارچوب تعیین و شرط گذاری کردند و بسیاری از حرکات سیاسی را در آستانه آن انجام می‌دهند. اتفاقاً این واکنش هایی که در داخل و خارج از کشور مشاهده می‌کنیم نشان می‌دهد که این انتخابات در کشور ما بسیار جدی است.

* پاسخ فضائلی به زیباکلام درباره نمایشی خواندن انتخابات
این فعال سیاسی در بخش دیگری از اظهاراتش که ناظر به سخنان زیباکلام بود، با بیان اینکه اگر به چرخش قدرت سیاسی در انتخابات گذشته نگاه کنیم خواهیم دید که انتخابات کاملاً در کشور ما جدی است، خاطرنشان کرد: مجلس اول و دوم در اختیار یک جریان سیاسی، مجلس سوم در اختیار جریان دیگر، مجلس چهارم و پنجم ... و تا به امروز می بینیم که این چرخش به دست مردم و به صورت کاملا جدی اتفاق افتاده است. می‌بینیم در ریاست جمهوری‌ها افرادی کاملاً متفاوت و با گرایش سیاسی مختلف بر سر کار می‌آیند. همه اینها نشان می‌دهد که اتفاقاً انتخابات در کشور ما بسیار جدی‌تر از بسیاری از کشورهای مدعی است، چرا که کاملاً چرخش قدرت و تغییرات سیاسی کاملا متضاد را در آن به خوبی لمس می‌کنیم. حتی این چرخش در انتخابات شوراها نیز دیده می‌شود. لذا در کشور ما انتخاب به معنی واقعی وجود دارد به همین دلیل می‌بینیم که مشارکت مردمی در انتخابات در نظام ما در حد قابل قبولی بوده است و این برخلاف مشی بسیاری از کشورهایی است که در آن انتخابات فرمایشی برگزار می‌کنند.

فضائلی افزود: ما می بینیم که اتفاقاً مردم به خوبی ارزیابی‌های خود را در انتخابات اعمال می‌کنند وقتی فردی مانند آقای احمدی نژاد بعد از اقای خاتمی از طرف مردم انتخاب می‌شود نشان می‌دهد که مردم نسبت به عملکرد جریان اصلاحات چنین واکنشی را در عمل و در انتخاب خود نشان می‌دهند. مردم جمع بندی خود را از روند جریان اصلاحات با انتخاب آقای احمدی نژاد نشان دادند همین طور ارزیابی‌شان را از مجلس سوم و مجلس ششم در مجلس چهارم و هفتم نشان داده‌اند. مگر مردم در غرب درباره مسائل اقتصادی رفراندوم برگزار می‌کنند که قرار باشد ما نیز در ایران رفراندوم برگزار کنیم؟ در آمریکا جمهوریخواهان و دموکراتها هرکدام برنامه‌های خود را اعلام می‌کنند. این مسائل در مراکز نظرسنجی علمی مورد بررسی قرار می گیرد نه در انتخابات. در حقیقت ارزیابی از جریان اصولگرایی و اصلاح‌طلب در همین انتخابات صورت می‌گیرد و مردم با مقایسه مجموع شرایط گزینه های مورد نظر خود را انتخاب می‌کنند.

* پرویز امینی: نخبگان سیاسی کشور به قواعد دموکراسی پایبند نیستند
در ادامه این میزگرد، پرویز امینی کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه من تلاش می‌کنم به بحث امروز از منظر جامعه شناسی نگاه کنم، انتخابات را برای هر ساختار سیاسی نشانه و علامت توسعه یافتگی سیاسی دانست و گفت: در واقع اگر برای توسعه سیاسی به دو شاخص و متغییر قائل باشیم، "متغییرهای پیامدی" همانطور که "لوسین پای" می‌گوید "پاسخگویی نظام به مطالبات و نیازهای مردم" است و به گفته هانتینگتون "متغییرهای فرآیندی یا روندی" توسعه سیاسی، "مشارکت و رقابت" است.
وی با بیان اینکه انتخابات در واقع نقش مهمی در روند توسعه سیاسی دارد، اظهار داشت: در سه دهه بعد از انقلاب این فرآیند توسعه سیاسی را مرحله به مرحله طی کرده‌ایم و توسعه سیاسی ما در حال حاضر با توسعه سیاسی دهه اول و دوم انقلاب حتماً متفاوت است اما نظام یک روند مثبت و رو به تکاملی را طی کرده است.

این کارشناس مسائل سیاسی با طرح این پرسش که "نقطه‌ای که الان در آن قرار داریم و وضع موجود از توسعه یافتگی سیاسی که می‌خواهیم با شاخص انتخابات آنرا بسنجیم آیا یک نقطه غایی و بدون عیب و ایراد و نقص است یا ما می‌توانیم در این فرآیند پیش برویم و ظرفیت‌های متفاوت‌تری از گذشته را به نمایش بگذاریم؟" ادامه داد: امروز مردم‌سالاری و انتخابات جزء فرهنگ سیاسی جامعه ما شده است. انتخابات به طور منظم و در زمان مقرر در کشور برگزار می‌شود، گردش نخبگانی در سیاست و فرهنگ سیاسی و توزیع قدرت به طور قابل قبولی در کشور وجود دارد.
امینی با بیان اینکه امروز ساختاری به نام پارلمان داریم که با دستگاه‌ها اجرایی در یک راستا قرار ندارند و حتی آنجایی که از نظر فکر سیاسی به هم نزدیک هستند، تعامل و کنش و حتی چالش‌ میان آنها دیده می‌شود، اضافه کرد: علاوه بر این نهادهای دیگری مثل مجمع تشخیص را داریم که مجموع این ساختارها نشان‌دهنده توزیع قدرت هستند. اما اگر می‌خواهیم با نگاه جامعه شناسی موضوع را جلو ببریم، باید کمی مبحث را ریشه‌ای‌تر ببینیم. "ادوارد شیلز" دسته‌بندی‌ای در توسعه سیاسی دارد و پنج نوع ساختار سیاسی را از نظر سطح توسعه یافتگی نام می‌برد؛ "دموکراسی سیاسی سطح یک"، "دموکراسی حمایتی و هدایت شده"، "الیگارشی نوگرا"، "الیگارشی توتالیتر" و "الگیارشی سنتی"؛ ما اگر مجموع شرایط را در نظر بگیریم وضعیت موجود در جمهوری اسلامی در بدترین شرایط در وضعیت دوم قرار دارد، یعنی دموکراسی حمایتی و هدایت شده. یعنی شرایطی که فرهنگ مدنی خیلی خوب شکل نگرفته است، رفتار سیاسی احزاب خوب نهادینه نشده است و کارآیی و کار کردی که از آنها انتظار می‌رود انجام نمی‌دهند؛ ضمناً رسانه‌هایمان ظرفیت‌هایی را که از آنها انتظار می‌رود به خوبی منعکس نمی‌کنند.

* عدم پایبندی نخبگان سیاسی به قواعد دموکراسی فتنه ۸۸ را بوجود آورد
وی در ادامه با تأکید بر اینکه مشکل اصلی عدم ارتقای کشور از سطح دموکراسی(دموکراسی حمایتی) به سطح دموکراسی سیاسی، "عملکرد نخبگان جامعه" است، گفت: نخبگان کشورمان به قواعد و مناسبات سیاسی تن نمی‌دهند و یا صداقت لازم را در برخورد با قواعد و مناسبات سیاسی و قواعد بازی سالم سیاسی ندارند. این عنصری است که اجازه ورود ما به سطح بالاتر دموکراسی را نمی‌دهد. مثلاً در اتفاقات سال 88 دو متغییر "مشارکت مردمی بالا" و "رقابت" را داریم اما نتیجه‌ای مانند حوادث بعد از انتخابات را شاهد هستیم و کسانی که این حوادث را به وجود آوردند، همین نخبگان سیاسی هستند؛ یعنی کسانی که حاضر به رعایت قواعد سیاسی نیستند.

این کارشناس مسائل سیاسی خاطرنشان کرد: اینگونه مسائل در حد ضعیف‌تر و پائین‌تری در برخی انتخابات گذشته ما نیز بوده است که در زمان جابجایی قدرت توسط مردم، جریان ناکام تمام تلاش خود را برای ناکار آمدن کردن جریان پیروز به کار گرفته است؛ این موارد در حقیقت ناشی از توسعه نیافتگی سیاسی در حوزه نخبگان ماست یعنی در این نخبگان، فرهنگ مدنی و سیاسی آنقدر که باید رشد نکرده است. نتیجه اینکه اگر نخبگان سیاسی ما قواعد را رعایت کنند این توسعه یافتگی می‌تواند ارتقا پیدا کند

* آقای هاشمی رفسنجانی جزء نخبگان سیاسی است که به قواعد دموکراسی پایبند نیست
امینی با بیان اینکه در انتخابات پیش رو ما در توده عمومی مردم مشکل و چالشی نداریم چرا که مردم آزادانه انتخاب مورد نظر خود را انجام می‌دهند، یکی از مشکلات کشورمان را نخبگان عنوان کرد و گفت: نخبگان گمان می‌کنند اگر قدرت جریان پیروز را بپذیرند این با کاهش قدرت آنها مساوی است. یعنی پذیرفتن قدرت دیگری کاهش قدرت آنان را موجب می‌شود. مثلاً در کشور ما در شخصی مثل آقای هاشمی رفسنجانی این مشکل کاملاً وجود دارد. یعنی نمی‌خواهد بپذیرد که از راس قدرت پایین بیاید، چرا که پذیرفتن احمد‌ی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور، با کاهش قدرت او برابر است.

* تکثر در انتخابات مجلس نهم به خوبی دیده می‌شود
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به سخنان صادق زیباکلام مبنی بر عدم حضور گروه‌هایی با سلایق مختلف در انتخابات گفت: امروز جریانی که به نام جبهه متحد آمده‌اند به دنبال ایجاد پارلمانی است که جریان دولت نفوذی در آن نداشته باشد. جریان سومی را به نام جریان جبهه پایداری می‌بینیم که می‌گوید هیچکدام، نه جریان دولت و نه جریان جبهه متحد. این جریان حضور افرادی مثل قالیباف و لاریجانی را بر نمی‌تابد. این به معنای جامعه متکثر است.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به حضور گسترده اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس نهم، ادامه داد: اینکه فلان حزب خاص یا افراد خاصی در انتخابات شرکت نمی‌کنند، به مسئله دیگری برمی‌گردد که به عنوان «نخبگان» آنرا توضیح دادم.

* امینی: بین فضای نخبگان ما و فضای واقعی جامعه تفاوت‌های زیادی وجود دارد
وی با بیان اینکه "آسیب مضاعف این مسئله این است که فضای رسانه‌ای و سیاسیمان را معطوف به تحلیل فضای نخبگان کنیم و آنرا فضای جامعه تلقی کنیم، در حالی که فضای نخبگانی ما اصلا فضای جامعه نیست" ادامه داد: بین فضای نخبگانی ما و فضای واقعی جامعه حتما تفاوت وجود دارد که انتخابات سال ۸۸ به خوبی این را نشان می‌دهد. تا حدودی می‌توان گفت بخش قابل توجه نخبگان جامعه ما به یک سمت تمایل داشت، ولی فضای عمومی ما چیز دیگری را می‌خواهد که این باید در فضای رسانه‌ای تعدیل شود و مفاهیم آن تغییر کند.

* زیباکلام: اگر صحبت‌های امینی را جدی بگیریم به یک جامعه فاشیستی می‌رسیم

در ادمه این میزگرد، صادق زیباکلام عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و فعال سیاسی اصلاح‌طلب، با انتقاد شدید از سخنان امینی گفت:اگر بخواهیم صحبت‌های آقای امینی را جدی بگیریم، به یک جامعه فاشیستی می‌رسیم که توده‌ها گله وار می‌آیند و هر کاری که دلشان می‌خواهد می‌کنند و ما باید به آنها گوش دهیم و به نخبگانی و روشنفکرها و تحصیل‌کرده‌ها کاری نداشته باشیم.

وی افزود: محض اطلاع آقای امینی! در زمان شاه کسی که مبارزه می‌کرد، اتفاقا روشنفکر‌ها بودند، اتفاقا اگر پنج هزار زندانی سیاسی در ماه‌های آخر حکومت شاه داشتیم، جزو نخبگان بودند، یعنی یا روحانی بودند، یا روشنفکر یا نویسنده یا دانشجو بودند. ما اتفاقا از توده مردم، از دهقانان، از کارگران، مسافرکش‌ها زندانی سیاسی در زندان نداشتیم، بنابراین طبیعت جامعه اینگونه اقتضا می‌کند، یعنی نخبگانی هستند که بار مبارزات سیاسی را به دوش می‌کشند احتمالا اگر آقای امینی قبل از انقلاب می‌بودند، می‌گفتند اکثریت مردم از شاه راضی هستند، یک مشت روشنفکر با شاه مخالفند. اتفاقا شاه هم همین را می‌گفت.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی غیر دولتی انتخابات ایران

پاورقی : تمامی اخبار موجود در این سایت از سایت های مجاز داخلی گرفته می شوند و طبق قانون سایت جوان نیوز رودسر هیچگونه مسئولیتی در برابر بازتاب اخبار منتشر شده از سایر سایت های مجاز داخلی ندارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 14:24  توسط دانشجو  | 

مطهری: ظاهرا مسئولان برگزاری انتخابات، تمایل زیادی به مشارکت بالای مردم ندارند

علی مطهری می گوید یکی از راهبرد های دشمن مشارکت پائین مردم در انتخابات است و برخی از مسئولان اجرایی انتخابات نیز به این امر دامن می زنند.

علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس هشتم در گفت وگو با خبرآنلاین در پاسخ به اینکه پیش بینی می کنید دشمنان جمهوری اسلامی و ضد انقلاب برای تاثیر گذاری بر انتخابات مجلس نهم از چه روش هایی استفاده می کنند، با اشاره به موضوع رد صلاحیت ها، گفت: فکر می کنم خودمان کمک کردیم که مشارکت در سطح پائینی باشد. بالاخره فضای سیاسی کشور را باز نکردیم تا اطلاح طلبان در انتخابات شرکت کنند، و رد صلاحیت ها هم به گونه ای است که ظاهرا مسئولان برگزاری انتخابات تمایلی زیادی به مشارکت بالای مردم ندارند.
در حالی که وزیر کشور بعد از پایان ثبت نام انتخابات در کنفرانس خبری میزان رد صلاحیت ها در انتخابات مجلس نهم را 17 درصد عنوان کرد، مطهری می گوید:« رد صلاحیت ها به مشارکت مردم صدمه می زند.»
مطهری در پاسخ به پرسش دیگر خبرآنلاین درباره اینکه آیا ممکن است به چالشی همانند انتخابات ریاست جمهوری مواجه شویم با تفکیک این دو انتخابات، اظهار داشت:فکرنمی کنم؛ چون انتخابات مجلس حساسیت انتخابات ریاست جمهوری را ندارد و بعید می دانم چالش امنیتی در انتخابات مجلس داشته باشیم.
عضو فراکسیون اصولگرایان در پاسخ به اینکه چه رقمی را برای مشارکت مردم در تهران پیش بینی می کنید، تصریح کرد: اگر در فرصت باقی مانده یک فضای رقابتی ایجاد شود و لیست های جدید و مستقل هم وارد عرصه شوند و امکان رقابت بین منتقدان وحامیان دولت ایجاد شود، مشارکت افزایش خواهد یافت.
حضور در لیست های انتخاباتی در شرایطی که مطهری به طور مستقل ثبت نام کرده و وارد عرصه شده است، دیگر موضوعی بود که وی درباره آن، اظهار داشت: بنده به طور مستقل کاندیدا شدم و هر گروهی مرا در لیست خودش قرار دهد ، مخالفتی ندارم . اما در بین لیست های موجود، لیست جبهه متحد اصولگرایان را ترجیح می دهم.
او حضور در لیست انتخاباتی اصلاح طلبان را هم رد نکرد و گفت : این در دست خودشان است، هر کس دوست داشت اسم مرا در لیست خود قرار می دهد، بنده مانع نمی شوم.

منبع : پایگاه اطلاع رسانی غیر دولتی انتخابات ایران
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 14:22  توسط دانشجو  | 

احمد شيرزاد:

راه ماندگاري فرصت طلبان، تمکين به روش هاي غيراخلاقي است

نماينده مجلس ششم آزادي و جمهوريت را يکي از مهمترين مطالبات مردم در زمان انقلاب عنوان کرد.  احمد شيرزاد در گفت و گو با ايلنا با اشاره به آرمان هاي انقلاب اسلامي گفت: شعار آزادي و جمهوريت به صورت مستقيم و غيرمستقيم در شعارهاي مردم قرار داشت و در اکثر راهپيمايي ها مردم اين خواسته ها را فرياد مي زدند به گونه اي که مي توان گفت درونمايه اصلي انقلاب اسلامي ايران بيزاري از استبداد و همچنين اعتراض به ناديده گرفتن راي مردم بود.  وي افزود: اکثريت مردم کشورمان در شعارهاي اسلامي خود به حرکت هاي ضد اسلامي رژيم اعتراض و تقاضاي پاسداشت آرمان هاي اسلامي و ديني خود را داشتند.  احمد شيرزاد در ادامه گفت و گوي خود با اشاره به خانه نشين شدن و حذف برخي ياران اصلي امام (ره) و انقلاب خاطرنشان کرد:وقتي ما تنها خود را برحق بدانيم و به خود اجازه دهيم تحت هرشرايطي نظر خود و جناح مان را به ديگران تحميل کنيم اساس مردم سالاري زير سوال مي رود چرا که اساس مردم سالاري تمکين به نظر جمع در شرايطي است که نظر اکثريت با نظر يک عده محدود در تضاد باشد.  احمد شيرزاد راه ماندگاري فرصت طلبان در عرصه سياسي را تمکين به روش هاي غيراخلاقي عنوان و تاکيد کرد:   اگر فرصت طلبان بازيگر اصلي سياست کشور باشند، ياران صديق نظام و انقلاب از عرصه دور مي مانند.

منبع :سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 11:31  توسط دانشجو  | 

مصطفي درايتي:

ضعف نهادهاي مدني با معناي جمهوريت در تضاد است

عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت معتقد است که ضعف نهادهاي مدني با معناي جمهوريت در تضاد است.  حجت الاسلام مصطفي درايتي در گفت وگو با ايلنا، گفت:استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي محوري ترين شعارهاي مردم در زمان انقلاب بود که در دستيابي به هر يک از اين مطالبات در مقاطع مختلف با فراز و فرودهايي مواجه بوديم.  وي ادامه داد:اصل منطقي بر اين است که نبايد به بهانه دستيابي به يکي از اهداف نظام اهداف ديگر را قرباني کرد.  درايتي گفت: امروز به اعتقاد من تحقق آزادي به عنوان يکي از کليدي ترين اهداف انقلاب در جامعه مورد سوال است. به گونه اي که برخي فرزندان انقلاب و ياران صديق امام(ره) که از پشتوانه هاي اصلي انقلاب به شمار مي روند با مشکلات و محدوديت هايي مواجه هستند.  مشاور رئيس جمهور دولت اصلاحات با بيان اينکه هم اکنون پس از گذشت 33 سال از پيروزي انقلاب، جمهوريت و حتي قرائتي که از اسلاميت مطرح مي شود مورد ترديد است، افزود: اگرچه ما مدعي اين هستيم که در جمهوري اسلامي نقش اصلي از آن مردم است ولي از طرفي شاهد ضعف نهادهاي مدني هستيم که اين با معناي جمهوريت در تضاد است. به گونه اي که اين وضعيت با واکنش افراد متدين نظام نيز مواجه شده است.  وي اضافه کرد: در راستاي استقلال کشور نيز بايد ميان منافع و استقلال کشور پيوند عميقي برقرار باشد در حاليکه تلقي نادرست برخي افراد از استقلال به گونه اي انزواگرايانه است.

منبع :سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 11:25  توسط دانشجو  | 

نتیجه نگاه حذفی

1- عماد افروغ چهره نام آشنايي است; او نقد مي کند اما به تازگي منتقد نشده. وي از زماني که نماينده مجلس هفتم اصولگرا شد نسبت به همصدايي قوه مقننه با قوه مجريه هشدار داد و تاکيد کرد که نبايد اين موضوع باعث نواخته شدن ناقوس ديکتاتوري جديد شود.اين روشنفکر از ابتدا منتقد بود و منتقد ماند. وي بارها به معترضان خود که تصريح داشتند بايد منتقدان راه حل هم ارائه دهند تاکيد کرد که نقاد چنين وظيفه اي ندارد و تنها بايد نقد کند و ملزم به ارائه راهکار نيست.
2- چندي پيش حضور افروغ در تلويزيون سر وصدا به پا کرد; اين فريادها دقيقا شبيه همان جنجال هايي بود که چند سال پيش هنگام حضور اين نماينده سابق مجلس در برنامه شب شيشه اي رخ داد.آن انتقادات در سال آخر عمر مجلس هفتم موجب شده بود عماد افروغ از اردوگاه اصولگرايان و رياست کميسيون فرهنگي مجلس طرد شده و کنار گذاشته شود ولي اين امر باعث نشد اين نماينده از نقد دست بکشد; چه اينکه انتقادات او شدت گرفته و بارها نسبت به مصلحت انديشي هاي بزرگان اصولگراي مجلس هفتم که سد نظارت بودند اعتراض کرد.
3- اعتراضات اين روزها به افروغ به دليل اظهاراتش در برنامه پارک ملت براي او تازگي ندارد چرا که پيش از اين هم اين نماينده سابق مجلس به مرگ تهديد شده است.به عقيده بسياري او در برنامه مذکور صدا وسيما وارد خطوط قرمز شده اما به نظر مي رسد هجمه ها عليه وي بيش از آنکه به دليل چنين اظهاراتي باشد بيشتر از اين بابت است که رسانه ملي ما به دليل نوع سياست هاي خود که تک بعدي است بسياري را بد عادت کرده است.معترضان به افروغ  که خود را وکيل وصي همه مردم مي دانند بر اين عقيده هستند که هر فعل و انفعالي ابتدا بايد از خروجي آنان بگذرد.مثلا اگر نقصي است تنها آنان مجاز به نقد هستند و اگر عمل نيکي شده تمجيد آن بايد در اختيار اين جماعت پرمدعا اما توخالي باشد.نوع انتقادات آنان به صدا وسيما در ماجراي اخير هم از اين جنس است. حرف اول و آخرشان اين است که چرا بدون اجازه و اذن ما فردي به انتقاد نسبت به برخي مسائل پرداخته است.اين گروه که صدا و هيبت شان همچون طبل است بر اين اعتقاد هستند که صدا وسيما به اين اندازه هم که در اختيار آنان است کافي نيست و مراقبند مبادا در اين اثنا  چهره اي همچون افروغ در برنامه اي مسائلي را مطرح کند.
4- عده مذکور در حالي  از چند صدايي برآشفته مي شوند که در شرايط کنوني اين امر به مثابه يک کيميا است. وقتي از جهات مختلف فشارها افزون مي شود و اکنون که نتايج تکصدايي و تک محوري پس از قريب به 6 سال هويدا شده چرا تکرار بر راه اشتباه گذشته؟ مگر کساني که خود را عقل کل مي دانستند و تنها شعار مي دادند و شعار، شرايط کنوني را نمي بينند؟آيا براستي هيچ رابطه اي ميان آن نگاه هاي حذفي با اين وضعيت اقتصادي نيست؟آيا اگر صدا و نگاه ديگران تحمل  و به بهانه يک نقد ساده قشون کشي انجام  نمي شد حال، شرايط فرق نمي کرد؟
5- اين روزها در حالي بر صورت منتقدان  باقي مانده پنجه کشيده مي شود که بيش از هر زماني به وجود آنان نياز است. به نظر مي آيد محتاج تجديدنظري اساسي هستيم  .بايستي جلب اعتماد کرد; هم از منتقدان و هم از مردم.کساني که در خارج از مرزها چشم طمع دارند با لشکر کشي و از ديوار بالا رفتن ها عزم خود را بيش از گذشته جزم مي کنند چرا که خيال مي کنند داخلي ها تحمل خودشان را نيز ندارند و خود زني را بر وحدت و همفکري ترجيح مي دهند. پس اگر اين چنين است چرا ادامه راه گذشته و اصرار بر آن؟آيا کساني که تنها خود را حق مي دانند نمي خواهند از شرايط کنوني که فعلا بعد اقتصادي آن آشکار شده پند بگيرند؟

نويسنده : سيد عليرضا کريمي

منبع :سایت مردم سالاری

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 16:30  توسط دانشجو  | 

حضور پر شکوه مردم در جلسات دکتر عباسپور در شهرستان املش

بخشی از سخنرانی جناب آقای دکتر نورعلی عباسپور که در مورخه 5/11/1390 در یکی ازجلسات شهرستان املش ایراد شده است به شرح زیر می باشد:

مشارکت آگاهانه منجر به ایجاد یک مجلس توانمند خواهد  شد . اگر جامعه اقدام به یک انتخاب آگاهانه کند قطعا به رضایتمندی بیشتر منجر خواهد شد . در کشور ما رفتار های سیاسی علمی و آگاهانه نیست به همین علت انسجام لازم وجود ندارد . فضای امروزجامعه نگاه کاملا ناامیدانه ای به آینده کشور است و ما شاهد افسردگی و ناامیدی در بخش قابل توجه ای از شهروندان بخصوص قشر جوان و تحصیل کرده جامعه هستیم. شاید بخواهیم عمده ریشه مشکلات را در دولت ، مجلس و... جستجو کنیم اما به نظر ما ریشه بسیاری از مشکلات در خود جامعه و نحوه انتخاب مردم نهفته است . ما معتقدیم اگر بخواهیم شاهد شرایط مطلوبی در جامعه باشیم باید دست به انتخاب آگاهانه تری بزنیم . حضورتنها به معنای رای دادن نیست بلکه به معنای مشارکت فعال مردم است یعنی اینکه افراد حرف ها و مشکلاتشان را بی پرده بیان کنند و در اجتماع حضوری فعال داشته باشند و انتقادهایشان را مطرح کنند. اگر ما مشارکت فعالی در مسائل اجتماعی نداشته باشیم سرنوشتی به غیر از چیزی که الان بر ما می گذرد نخواهیم داشت .این وضع قطعا وضع مطلوبی برایمان نیست. اگر نگاه آگاهانه به مسائل اجتماعی به خصوص انتخابات نداشته باشیم نتیجه اش همین تشکیل باندهای ثروت و قدرت و تخصیص منابع به عده ای خاص است.

ویژه خواری ها ، پارتی بازی ها و.... معلول نگاه سنتی و غیر آگاهانه به مسائل اجتماعی به خصوص مسئله انتخابات است. ما معتقدیم هر کسی که در این مملکت زندگی می کند حق حیات ، امنیت ، آزادی بیان و ابرازعقیده دارد . وهیچ کس حق ندارد این حقوق را از افراد سلب کند.اگر اینها را از جامعه بگیریم و جامعه احساس حقارت کند قطعا آن جامعه در راه پیشرفت و توسعه دچار مشکل خواهد شد . قطعا کسانی که در راه آگاهی و آزادی مردم خلل ایجاد می کنند به این علت است که دستشان از قدرت کوتاه خواهد شد. استفاده ابزاری از مقدسات ، ولایت فقیه  ،اعتقادات مردم و...آیا هدفی جز قدرت و ثروت دارد؟ این طبیعی است که هر تغییری که بخواهیم ایجاد کنیم موانعی در سر راه آن موجود است . قطعا منفعت طلبان دست به تخریب ، شایعه سازی ، تهدید ، پرونده سازی و... می زنند. اینها بوضوح در جامعه مشاهده می شود.

ما بارها گفته ایم که اگر سلایق مختلف ، نگاه های متفاوت و آزادی بیان در جامعه وجود نداشته باشد جامعه دچار مشکل خواهد شد و انسجام جامعه را بهم خواهد ریخت . اینگونه نیست که در یک مملکت فقط عده ای خاص توانمندی داشته باشند و بقیه کنار زده شوند. جامعه ای که از ظرفیت های انسانیش استفاده نکند دچار مشکل می شود هر جامعه ای که بسمت توسعه و پیشرفت حرکت کرده است جامعه ایست که از افکار ، اندیشه ها و ظرفیت های گوناگون جامعه استفاده کرده است .

رمز توسعه جامعه این است که ما از ظرفیت های انسانی استفاده مناسب کنیم و این طور نباشد که نخبگان از کشور خارج شوند یا اینکه در درون جامعه گوشه نشینشان کنیم .ما امروز بخش زیادی از نخبگان و جوانان جامعه را شاهد هستیم که احساس ناامیدی و یاس می کنند و احساس می کنند از توانمندیشان خوب استفاده نمی شود . ما هر قدر هم منابع زیرزمینی داشته باشیم اگر از منابع انسانی مان به درستی استفاده نکنیم قطعا مشکلات جامعه مرتفع نخواهد شد. فقط افکار و اندیشه های قوی و مدیریت درست وعلمی بر منابع کشور راه برون رفت از مشکل است . تجارب بشری امروزه این را اثبات کرده است. مشکلات پیش پا افتاده ای که امروزه شاهد آن هستیم ناشی از عدم مدیریت درست بر منابع کشور کار آمد و عدم استفاده است از نخبگان و روشنفکران جامعه است . اگر جامعه آگاهانه با مسائل بر خورد نکند زمینه فریب ایجاد می شود و عده ای به راحتی با دروغ از مردم رای می گیرند .

اگر از همین ابتدا بنا را کج بگذاریم یعنی انتخاب ناآگاهانه داشته باشیم قطعا مجلس ضعیف شکل می گیرد و مجلس ضعیف منجر به دولت ضعیف خواهد شد و در نتیجه سازمانها توانمندی مدیریت درست جامعه را نخواهند داشت . حرف ما امروز این نیست که به ما رای دهید بلکه ما خواستار مشارکت آگاهانه و درست به دور از احساس و سنتی نگری است . حتی یک نفر هم می تواند در جامعه تغییر ایجاد کند چه برسد به یک جمع کثیری که امروزه شاهد آنیم که در جهت تغییر در چهارچوب قانون اساسی گام بر می دارند . قطعا تغییرات نیازمند همتی بلند و تعاملی درست با جامعه است .

به امید فردایی روشنتر  .....    

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 16:16  توسط دانشجو  | 

عشق و سياست

دكتر محمود سريع القلم **استاد دانشگاه شهيد بهشتي **           --- ،، حتما بخوانید ،،---

شکسپير مي‌گويد: «برخي انسانها بزرگ آفريده شده‌اند؛ برخي بزرگي را به دست مي‌آورند و بر گروهي، بزرگي ناخواسته سوار مي‌شود.» عرصه سياست در دو کانون انديشه و سياستمداري خلاصه مي‌شود. هرچند صاحبان انديشه عموماً در دايره متفاوتي از سياستمداران فعاليت مي‌کنند، اما سياستمداراني نيز هستند که انديشه هم توليد مي‌کنند و دو کانون انديشه و سياستمداري را در ميدان بزرگ‌تري گرد آورده‌اند.

 از يک منظر، تاريخ، خطي است که از عملکرد يک سياستمدار به عملکرد ديگري پيوند خورده است؛ به درجه‌اي که سياستمدار، بزرگ آفريده شده باشد و در زمان مناسبي به مديريت و هدايت موضوعات تعيين‌کننده پرداخته باشد، نقطه و کانون تاريخي برجسته‌اي را به جاي مي‌گذارد. تفاوت ميان مديريت و سياستمداري اين است که مدير، کارها را درست انجام مي‌دهد اما سياستمدار، کار درست را انجام مي‌دهد. اين تفکيک به قدري اهميت دارد که سرنوشت و جهت‌گيري ملتها را مشخص مي‌کند

دوگل، گاندي و نلسون ماندلا به دنبال قدرت رفتند تا کاربزرگي را انجام دهند. اين سياستمداران در مقاطعي خاص ظهور کردند تا مسير و جهت‌گيري کشورهاي خود را به نفع ملت و مصالح و منافع کشور هدايت کنند. شماري، چون دلبسته مقامند به دنبال قدرت مي‌روند، اما كساني که مي‌خواهند در تاريخ نقطه عطفي پديد آورند، تحقق هدف يا هدفهايي را مقدم بر سمت و سمت‌يابي تعريف مي‌کنند.

تاريخ همه‌گونه سياستمدار دارد و همان‌طوري که شکسپير تقسيم‌بندي مي‌کند، عده‌اي سعي مي‌کنند بزرگي را به دست آورند و در عين حال، انبوهي از صاحبان مقام در سايه پيش‌آمدها، بزرگي را از آن خود مي‌کنند. گروه اول شکسپير، يعني انسانهايي که بزرگ آفريده شده‌اند، کيفيت و جهت‌گيري تاريخ را شکل مي‌دهند؛ کساني که حتي اشتباهاتشان در فرآيندهاي تاريخي، زاينده پويايي است.

تمرکز اين نوشتار در عرصه سياستمداري و سياستمداران بزرگ است. سياستمداري مانند گذرگاه عمومي نيست که همه از آن عبور کنند. بحرانها، چالشها و رويدادهاي مهم، سياستمداران برجسته و تاريخ‌ساز را از انبوه شهرونداني که با عادتها زندگي مي‌کنند، گلچين مي‌کند و سخن و رفتار و تصميم آنها را بر جوامع مستولي مي‌گرداند.

تحقق هيچ کار مهمي بدون وجود انسانهاي بزرگ امکان‌پذير نيست. انسانهاي بزرگ، اراده مي‌کنند و انسانهاي متوسط در آرزوهاي خود غوطه‌ورند. مهم‌ترين کاري که سياستمداران بزرگ تاريخ براي کشور خود به مرحله عمل رسانده‌اند، افزايش قدرت است.

ارتقاء موقعيت و سطح قدرت و توانمنديهاي يک کشور، دشوارترين چالش سياستمداري است که از برجستگي علم سياست و هنر سياسي مايه مي‌گيرد و مقياس و پيچيدگي آن غيرقابل مقايسه با مهندسي، پزشکي و يا حتي اختراعات است. دنگ شائوپينگ در يکي از ماندني‌ترين جمله‌هاي خود اظهار داشت: «چين براي قدرتمند شدن نيازمند پنجاه سال صلح با نظام بين‌الملل است.»

اين سخن شالوده اجماعي است که تمامي اقشار اجتماعي، تخصصي و امنيتي چين را گرد يک محور براي چندين دهه جمع کرده است. بدترين و بي‌فايده‌ترين افراد در عرصه سياست، آناني هستند که مجموعه عملکرد آنها براي حفظ سمت و موقعيت خود است. صدام‌ها، برژنف‌ها و کاستروهاي تاريخ صرفاً براي خود، قدرت را خواستند و در واقع، فکر و عمل را در حد غريزه به‌کار گرفتند.

کاسترو اخيراً در مرز هشتاد سالگي و با انبوهي از بيماريها، قدرت را به طور «موقت» به برادرش منتقل نمود. کاسترو که خود سالها عليه ديکتاتوري باتيستا جنگيده بود، نظام ديکتاتوري به ظاهر متفاوتي را بنيان گذاشت و اکنون بيش از 45 سال است که بر آن ديکتاتوري حکم مي‌راند. کوبا در 45 سال گذشته، در اختيار يک فرد عمل کرده است و بدون ترديد نويسندگان علم سياست در آينده، دستاوردي براي کاسترو قايل نخواهند شد.

براي به انجام رساندن کارهاي بزرگ داشتن قدرت ضروري است. کسب قدرت في‌نفسه نكوهيده نيست. سياستمداري درابتدا يعني کسب قدرت و حفظ آن، ولي تفاوت سياستمداري و داشتن سمت در اين است که افراد، قدرت را براي چه منظوري مي‌خواهند. موشکافيها، ظرافتها، ابزارهاي تاريخي و نظري و مفهومي علم سياست، محقق را آنچنان به روش فهم رفتارها مجهز مي‌کند که بتواند سياستمداري و علاقه‌مندان به سمت را از يکديگر تجزيه و تفکيک کند.

 نلسون ماندلا پس از 27 سال زنداني شدن درنهايت به آرزوي خود يعني شکست آپارتايد دست يافت و در پرتو موقعيت ممتازي که پيدا کرد، در نظام جديد سياسي آفريقاي جنوبي، رييس جمهور شد. هرچند تمامي شرايط داخلي و بين المللي مساعد انتخاب مجدد او براي چهار سال ديگر براي رياست جمهوري بود، اما ماندلا به واسطه اينکه در عرصه سياست غريزي عمل نمي‌‌كرد و مي‌خواست نماد آزادي‌خواهي را حفظ کند، از نامزدي دوباره سرباز زد و فراتر از هر سياستمداري در آفريقاي جنوبي و بر فراز هم‌عصران خود باقي ماند.

ماندلا براي شکست آپارتايد مبارزه کرد، نه براي احراز پست رياست جمهوري زيرا که آرمان او به مراتب فراتر از يک مسند و موقعيت بود. او براي کشورش قدرت آفريد، احترام کسب کرد و نيروي تازه‌اي براي تحرک و پيشرفت به ارمغان آورد. بديهي است که در تاريخ از نلسون ماندلا به نيکي ياد خواهد شد.

در مقابل، ويل دورانت در رابطه با مرگ لويي پانزدهم اين‌گونه مي‌آورد: «در 7 مه 1774، طي تشريفات رسمي در برابر درباريان، پادشاه اظهار داشت از اينکه براي اتباع خود مايه رسوايي شده، نادم است... وي در دهم ماه مه 1774[سه روز بعد] در سن شصت و چهارسالگي درگذشت. جسدش که هوا را آلوده مي‌کرد، به سرعت و بدون تشريفات خاص و در ميان اظهارات طعن‌آميز جمعيتي که در اطراف مسير صف کشيده بودند، به مقبره سلطنتي سن‌دني برده شد.

بارديگر، مانند سال 1715، فرانسه از مرگ پادشاهش شادي کرد.» نلسون ماندلا و لويي پانزدهم دو نماد در عرصه سياست هستند: اولي با اعتقاد، تدبير و عشق عمل کرد و دومي به پايين‌تر از سطح غريزه سقوط نمود.

واژه عشق را براي ماندلا به‌کار برديم؛ حالت و صفتي که مي‌توان به گاندي، دوگل، چوئن‌لاي، دنگ شائو‌پينگ، ماهاتيرمحمد، اميرکبير، مارگارت تاچر و جان‌اف کندي اطلاق کرد؛ کساني که با تدبير و هوش، وابستگي عميق به کشور و عشق به پيشرفت سياستمداري کردند و شرايط و سطح قدرت کشور خود را ارتقاء بخشيدند.

فراتر از عشق، نيرويي وجود ندارد. انرژي عشق است که به تدبير و هوش، ساختار و جهت‌گيري و هويت مي‌بخشد. توقف در مرحله غريزه و عشق به عظمت يک کشور، دو کانون قطبي در عرصه سياست است. هانس ديتريش گنشر در پايان جنگ سرد و پس از اتحاد دو آلمان، پس از 18 سال مديريت سياست خارجي، از سمت وزير خارجه آلمان استعفا داد.

 او در پاسخ به چرايي استعفاي خود اظهار داشت که«براي 18 سال تلاش کرد تا دو آلمان متحد شوند و چون اين هدف تحقق پيدا کرده است، انگيزه ديگري براي حضور در سياست ندارد.» گنشر فراتر از غريزه و حفظ سمت وزير خارجه مي‌انديشيد و به گونه‌اي عمل کرد که مورخين، در پاراگراف مربوط به او، به نيکي از عملکرد و افق ديد و اهتمام او ياد خواهند کرد.

در تضاد با روش گنشر، شيوه فرانکو است؛ هنگامي که وي پس از چهل سال ديکتاتوري درگذشت، اسپانيا مانند کبوتري از قفس آزاد شد و طي سي سال گذشته در مسيري حرکت کرده است که پيش‌بيني مي‌شود در مقياس اروپا، از ايتاليا پيشي گيرد. مرگ، زمان خروج فرانکو از دايره قدرت را تعيين کرد و تصميم و انتخاب، زمان استعفاي گنشر را. در وضعيت اول، غريزه و سکون تاريخ را رقم زدند و در وضعيت دوم، عشق به کشور و عقلانيت سياسي هدايتگر رفتار بود.

ساختار موجود سياسي اسپانيا ديگر اجازه نمي‌دهد صاحبان قدرت تا لحظه مرگ بر مسندهاي خود باقي بمانند و هر فردي که براي مدتي پا به عرصه سياست و سياستمداري مي‌گذارد، با عقل وعشق، تدبير و انرژي روحي، برنامه و حساسيت به ميراث تاريخي و با درايت و ميهن‌دوستي، درجه‌اي از کيفيت براي نام و حزب و کشور خود به جاي خواهد گذارد. وقايع جنگ تحميلي، نمونه‌اي ديگر از تدبير و عشق و باورهاست. فداکاري هزاران جوان و فرمانده در دفاع از خاک و کشور به مدت هشت سال، اوج دلبستگي و تعلق قلبي آنها به اين مرز و بوم را به نمايش گذاشت.

از ديد زيبايي شناسي، اينکه اسلام علاقه به وطن را جزء ايمان مي‌داند، تحيرآور است و به‌نظر مي‌رسد ميان خاک و خدا پيوند برقرار کرده است و عقل و عشق و طبيعت و ماوراءالطبيعه را به‌هم آميخته و محاسبه‌گري و نيروي قلب را به‌هم تنيده است. با اين نگاه است که مي‌توانيم ميان عشق زميني که نماد آن در ميهن‌دوستي صرف است، و عشقي که سرچشمه آن خداوند است، تفکيک قايل شويم. در اين ميان، مهم‌ترين مرز شناخت، اعتقاد به غيب و يا عدم اعتقاد به غيب است.

آنان كه موحدند اساس شناخت خود را از هستي، اعتقاد به غيب و ايمان به غيب و سپس يقين به غيب قرار مي‌دهند. حصول قطعي غيب در اعتقاد، قلب و عمل انسان، محتاج درك عقلي، طهارت نفس و تداوم عمل صالح است. به سخن ديگر، شناخت وحدانيت حق تعالي دو مجراي پيوسته عقلي و قلبي دارد. به اندازه‌اي كه عقل روابط علت و معلولي پديده‌هاي هستي را كشف كرده و متوجه شود، محدود بودن، وابسته بودن و عبوديت انسان را به اثبات مي‌رساند.

در انتهاي اين روند، ضعف آدمي متجلي مي‌گردد. اگرچه انسان اختيار دارد و از طريق مجاري عقلي و غريزي انتخابگر است، درنهايت در يك مستطيل بزرگ هستي سير مي‌كند. بنابراين، عقل در عين اينكه به انسان قدرت صانع بودن مي‌دهد، ضعف، زوال و وابستگي او را نيز به نمايش مي‌گذارد و چه‌بسا بدون وروديهاي اوليه عقلي، درك حق تعالي و ورود در دامنه‌هاي ماوراء‌الطبيعه، بلوغ و تداوم پيدا نكند. وروديهاي عقلي از هستي، عظمت هندسه خلقت را به تصوير مي‌كشد و او كه طهارت نفس داشته باشد و كمتر لكه‌هاي سياه، قلب او را پوشانيده باشد، از رودخانه عقل به اقيانوس عشق مي‌رسد:

آفتاب فقر چون بر من بتافت                         هر دو عالم هم ز يك روزن بتافت
من چو ديدم پرتو آن آفتاب                           من بماندم باز شد آبي به آب
هرچه گاهي بردم و گه باختم                      حجله در آب سياه انداختم
محو گشتم، گم شدم، هيچم نماند                سايه ماندم، ذره‌اي پيچم نماند
قطره بودم، گم شدم در بحر راز                    مي‌نيابم اين زمان آن قطره باز
گرچه گم گشتن نه كار هر كسي‌ست           در فنا گم گشتم و چون من بسي‌ست
كيست در عالم ز ماهي تا به ماه                  كاو نخواهد گشت گم اين جايگاه

عقل و فهم استدلالي از جهان‏، كوچكي و حتي صفر بودن انسان را متجلي مي‌كند. تا انسان احساس فقر نكند، وارد باغ عشق نمي‌شود و حصول چنين فقري، ورودي‌هاي اوليه عقلي به شناخت است. فقير تسليم مي‌شود، واژه «من» تعطيل مي‌شود. در اين عالم اعتماد است و جبران نيست؛ بخشش است و تشنگي، عجز است و خودفراموشي. عاشق درخواست ندارد و فقط عذرخواهي مي‌كند. بي‌دليل نيست كه بهترين دعا استغفار است. عاشق مبهوت است. تا هنگامي كه قلب سفر عشق را آغاز نكند، شبنمهاي وابستگي در باغ عشق فراهم نمي‌آيند:

كسي اين جام معني مي‌كند نوش                      كه كردست او سر خود را فراموش

ماهيت عشق، ارتباط فقير است با غني و نه فقيربا فقير. مجنون درحالي كه ليلي را مي‌جست، خدا را يافت و با نيروي برخاسته از قلب گفت: اي ليلي اكنون بيارام. از نيمه شب تا برآمدن آفتاب، زماني كه تو در خواب فرو رفته‌اي، در باغ عشق شبنمهاي زلال معرفت را در آبگينه‌اي فراهم مي‌كنم و به هنگام طلوع كه برخاسته‌اي، ظرف شبنم را كه با سختي ولي با محبت براي تو گرد آورده‌ام، تقديم قلب تشنه‌ات مي‌كنم.

هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق     ثبت است بر جريده عالم دوام ما

كساني كه منبع عشقشان الهي است، نسبت به آنان كه صرفاً در دايره عشق زميني هستند، مسئوليت سنگين‌تري دارند. عشق الهي دايره‌اي بزرگ‌تر رسم مي‌كند و نردباني ميان عشق زميني با عشقي به مراتب بالاتر، براي معراج و در عين حال عمل خالص زميني عده‌اي خاص استوار مي‌كند. سياستمداران بزرگ با عشق به سربلندي كشورشان، قدمهاي بزرگ بر مي‌دارند. در مداري وسيع‌تر، سياستمداراني كه در دايره خاك و خدا قرار گرفته‌اند، مسئوليتي سنگين‌تر دارند. نمونه‌هاي عشق زميني و عشق به وطن كم نيستند.

سر تا پاي وجود دوگل فرانسه بود. او تنها به قدرت، شوكت، پرستيژ و احترام فرانسه مي‌انديشيد. اگر دوگل نبود، معلوم نبود فرانسه بتواند از شكست در جنگ جهاني دوم سرافراز بيرون آيد؛ اگر دوگل نبود، فرانسه خرابيهاي جنگ جهاني دوم را به پيشرفت و اصلاح تبديل نمي‌كرد؛ اگر دوگل نبود، عادي‌سازي روابط فرانسه و آلمان امكان‌پذير نمي‌شد؛

اگر دوگل نبود، قانون اساسي جمهوري پنجم تدوين نمي‌شد و فرانسه در هرج‌ومرج سياسي، اجتماعي و اقتصادي فرو مي‌رفت و اگر دوگل نبود، پرستيژ فرانسوي حفظ و احيا نمي‌شد. چوئن‌لاي، نخست‌وزير و معمار چين نوين و قدرتمند امروز‏، نيازهاي غريزي خود به سمت و قدرت را كنار گذاشت و همه چيني‌ها و جهانيان را متوجه مائوكرد تا نيازهاي مائو به سلطه بر ديگران ارضاء شود و خود در پس پرده عقل و تدبير و عشق به‌‌آينده چين و جايگاه پرقدرت جهاني آن كاركرد و موانع را يكي پس از ديگري از ميان برداشت و با مائو زدايي در زماني كه خود مائو زنده بود، چين را از ايده‌آليسم افراطي نجات داد و زمينه ورود كشورش به رده‌بندي‌هاي درجه يك قدرت جهاني را فراهم آورد، به گونه‌اي كه امروز هيچ تصميم مهمي در جهان اتخاذ نمي‌گردد مگر آنكه پكن آن را بنا به مصالح خود تأييد كند.

توان چوئن‌لاي در ايجاد فرآيندي كه به اجماع‌سازي ميان جريانها براي توليد ثروت و قدرت چين بينجامد، در مقايسه با رهبران قرن بيستمي، تقريباً بي‌نظير بود. او به اين نتيجه رسيده بود كه هيچ راهي جز ثروتمند‌شدن چيني‌ها و كناره‌‌گيري تدريجي دولت از صحنه اقتصادي وجود ندارد. با احاطه‌اي كه چوئن‌لاي به ظرافتهاي فرهنگ چيني داشت، در مدتي بسيار كوتاه فضا و ساختاري را بنا گذارد كه امروز چين دومين كشور جهان در دريافت سرمايه‌گذاري خارجي است و ذخيره ارزي آن در سال 2006 به 970 ميليارد دلار رسيد.

اگر دوگل‌ها و چوئن‌لاي‌ها صرفاً در فكر حفظ مقام و موقعيت خود بودند و به سياست و قدرت در حد غريزه مي‌نگريستند، چين و فرانسه ازتبعات ناشي از انقلاب ماركسيستي و جنگ جهاني دوم مصون نمي‌ماندند. تعلق خاطري كه يك سياستمدار به خاك و كشور خود دارد، منبع انرژي از جنس ديگري است كه با عقلانيت و علم و برنامه‌ريزي و محاسبات و آمار و ارقام متفاوت است.

در واقع، سياستمداري كه براي افزايش قدرت يك كشور تلاش مي‌كند، به‌گونه ‌غير‌مستقيم در پي ارتقاء موقعيت ملت خود است. به سخن ‌ديگر، موقعيت و آينده هر ملتي نزد سياستمداران آن است. سياستمداران عاشق كشور خود، مسئوليت داشتن قدرت را درك مي‌كنند و موقعيت خود را فراتر از يك سمت ارزيابي مي‌كنند.

چنين سياستمداراني سخت معتقد به ترتب، فرآيند، تراكم و كسب تجربه تدريجي براي كارهاي بزرگ هستند. اگر به فاصله يك روز، كسي از فضاي مهندسي برق و تأسيسات به فضاي سفارت يا وزارت برسد، بي‌گمان نمي‌تواند معناي مسئوليت قدرت را حس كرده باشد؛ زيرا سلسله‌مراتب را طي نکرده، آمار و ارقام كشور را درك و جذب نكرده، جايگاه و رده‌بندي مسايل "مهم" و "غير مهم" و "تا اندازه‌اي مهم" را در طبقه‌بندي‌‌هاي ذهني‌اش سامان نداده است.

از آنجا كه بسياري از افراد در جامعه ما به گونه ‌تصادفي و يا از طريق تبعيت به سمت رسيده‌اند، عموماً ويژگيهاي ذاتي سياستمداري و رسيدن به مرحله عشق ورزيدن به جايگاه و قدرت كشور را تجربه نكرده‌اند. فراتر از اين سطح تحليل، آنهايي كه موحدند مسئوليت سنگين‌تري دارند؛ زيرا منبع عشق و امور قلبي آنان، الهي است و تعلق به خاك و وطن و مردم را جزيي از نظام اعتقادي و حتي بالاتر در تعلق خاطر به ماوراء‌الطبيعه تلقي‌مي‌كنند.

ماهاتير محمد نه با عشق عرفاني و آسماني، بلكه با عشق زميني و عقل پوزيتويستي در دو دهه مالزي را كه سرمايه‌اي جز كائوچو و موز نداشت، به جايي رساند كه امروز بيش از صد ميليارد دلار صادرات با فناوري سطح بالا دارد. اگر انرژي عشق و قلب نباشد، كارهاي بزرگ انجام نمي‌گيرد و بي‌گمان عشقي كه ريشه در وابستگي به ماوراء‌الطبيعه دارد، انرژي متفاوتي چه از حيث كمي و چه به لحاظ كيفي توليد مي‌كند.

مهم‌ترين ويژگي يك سياستمدار آن است كه هويتي براي كشور خود تعريف و نقاشي كند كه قدرت‌زا باشد. امروز مردم مالزي بسيار ثروتمند شده‌اند، ضمن اينكه دين و آداب ‌و رسوم خود را نيز از دست نداده‌اند. احترام بين‌المللي آنها به مراتب افزايش يافته‌است و همه دانش آموختگان مالزيايي از غرب به كشور خود باز مي‌گردند. نيروي برخاسته از عشق ماهاتير محمد به كشورش، موقعيتي ممتاز براي ملت مسلمان مالزي فراهم آورد.

طيب اردوغان، نخست‌وزير تركيه، بيش از نخست‌وزيران ديگر تركيه در بروكسل وقت مي‌گذارد. او كه وابسته به يك حزب اسلام‌گرا است، در انديشه افزايش قدرت ملي تركيه است و اسلامي‌بودن او مغايرتي با عشق او به تركيه و افزايش موقعيت مردم تركيه در اروپا و جهان ندارد. اردوغان به خوبي سخن ميلتون فريدمن را درك كرده‌است كه «شوكت يك ملت در آن است كه از دولت حقوق نگيرد و زندگي‌اش بر تلاش و همت و انديشه خود استوار باشد.» از اين رو، اردوغان و مجموعه حكمرانان تركيه اهتمام مي‌ورزند تا اقتصاد تركيه را به اقتصاد جهاني متصل كنند و مسئوليت توليد ثروت را متوجه دستگاه كند و ناكارآمد دولتي نكنند.

اردوغان همانند ديگر اعضاي هيأت حاكمه تركيه، به خوبي آگاه است كه قدرت يك ملت در آن است كه در كشوري فعاليت كنند كه قدرت اقتصادي از قدرت سياسي تفكيك شده باشد. اردوغان كه فرصتي ابدي براي نهادينه كردن اين افكار و افكار سازنده ديگر ندارد، با تلاش شبانه‌روزي و عشق به خاك و كشور و «نه» گفتن‌هاي پياپي به آمريكا كه شريك استراتژيك تركيه است، در پي گسترش سطح قدرت و توان تركيه است.

عشق به خاك و قدرت يك كشور در حوزه شخصيت سياستمداران است و ويژگي‌هاي شخصيتي سياستمداران كم‌اهميت‌تر از توانايي فكري و مديريتي آنها نيست؛ شخصيتي كه هم نيروي دافعه دارد و هم جاذبه و از صدايي گيرا و قلمي توانا و بياني با استفاده دقيق از كلمات بهره‌مند است؛ شخصيتي كه به نياز و منافع ديگران حساس است و پاسخگو؛ ظرفيت درك ديگران را دارد و از قدرت قابل توجه معاشرت با انسانها برخوردار است. مارگارت تاچر در مناظره‌ها و مباحث مختلف به قدري به جزئيات بحث احاطه داشت، پرسشهاي دقيق مطرح مي‌كرد و اطلاعات وسيعي را به‌كار مي‌گرفت كه مخاطبان و حتي مخالفان خود را شگفت‌زده مي‌كرد.

سياستمداراني كه از هوش عاطفي بهره‌اي دارند، به روابط عمومي بسيار قوي مجهز هستند و توان خارق‌العاده‌اي در تصويرسازي و اسطوره‌پردازي دارند. سياستمداري كه به كشور خود عشق مي‌ورزد، براي آنكه عامه مردم را از سنگلاخ پيشرفت و توسعه عبور دهد، بايد براي آنها افق ترسيم كند و ذهنيتهاي مثبت بسازد و عمارات اسطوره‌اي ذهني‌اي بنا كند كه روح انسانها را جلا بخشند. سياستمداراني كه بزرگ به‌دنيا مي‌آيند، دركلام و رفتار و نگاه خود پيام دارند و مسائل مهم زمان خود را به خوبي‌مي‌شناسند و از هنر انطباق واقعيتها با آرمانها برخوردارند.

تمامي سياستمداران بزرگ نه‌تنها به خاك عشق ورزيده‌‌اند، بلكه با تمركز بر يك يا چند ايده ساده ثروت و قدرت‌يابي بر مجموعه فعاليتهاي خود تحرك بخشيده‌اند؛ هر‌چند آميزه‌اي از قدرت‌يابي و شوكت ملي، كانون زندگي آنها بوده‌است. در طي يك دهه گذشته، نزديك به ده‌هزار نفر استاد چيني براي آموزش زبان به دانشگاهها، شركتها و نهاد‌هاي آموزشي آمريكا رفته‌اند. بدون ترديد، اين برخلاف ميل آمريكايي‌ها بوده است اما حكومت عاقل چين به‌گونه‌اي عمل كرده ‌است كه با افزايش قدرت ملي براي خود جا بازكرده و ديگران را ناگزير از پذيرش سهم چين در تعاملات بين‌‌المللي نموده است.

براي سياستمداران هيچ امري فراتر از قدرت‌يابي و ثروت‌يابي براي كشور وجود ندارد. در 1988، در شهر تولوز فرانسه، در نشست هيأت مديره شركت ايرباس گزارشي ارايه شد كه پيش‌بيني مي‌شد مسافرت هوايي در سطح جهان طي چند دهه آينده سه برابر افزايش خواهد يافت. فكر بديعي به ذهن اعضاي حاضر جلسه رسيد. شركت ايرباس با 55000 كارمند از 80 كشور مختلف طرح توليد هواپيماي ايرباس 380 A را تصويب كرد و اين شاهـكار فـناوري در سال 2005 با بيـش از ده ميلـيارد يورو سرمايه‌گذاري به بهـره‌برداري رسيد. هواپـيماي ايرباس 380 A ، نهصد مسافر را درخود جاي مي‌دهد.

در اين هواپيما، 37 كيلومتر سيم‌كشي به كار رفته و در آن 320000 قطعه استفاده شده‌است. تأمين سرمايه و حمايت سياسي و بوروكراتيك از سوي دولتهاي اروپايي به توليد چنين دستگاه فناوري عظيمي منجر شد. سياستمداران يك كشور در افق ديد و فهم روندهاي آتي بايد دست‌كم بيست سال از عامه مردم جلوتر باشند.

عشق به آينده سرزمين قدرتمند و صاحب سرمايه است كه سياستمداران كشوري را از كشور ديگر متمايز مي‌كند. اگر سياستمداران عشق به سرزمين داشته باشند، حتماً تلاش مي‌كنند تا خانواده‌هاي چهار نفري با موتور در اتوبانها حركت نكنند.

عشق و تعصب به سرزمين ، قدرت و عظمت است كه باعث مي‌شود سياستمداران تلاش كنند، گذرنامه كشورشان از نهايت احترام برخوردار باشد. وابستگي به خاك و ارتقاء قدرت ميهن است كه موجب مي‌شود اهتمامي صورت پذيرد تا قطر كه سن آن 750 /۱ ايران است، لنج ايراني را براي مدت سه هفته بي‌پاسخگويي به سفير ايران توقيف نكند.

هنگامي كه جان اف كندي نوجوان بود به عنوان نخستين درس ورود به عرصه سياستمداري، از پدرش آموخت كه «مهم نيست شما نسبت به خود چه فكر مي‌كني، آنچه اهميت دارد اين است كه ديگران درباره تو چگونه مي‌انديشند.»

در سنگلاخ سياست، همين‌كه تصور شود فردي يا نهادي يا كشوري روبه سستي دارد و يا به سراشيب افتاده است، احترام و شوكت و جايگاه خود را به تدريج از دست مي‌دهد. در سياست، تصوير به مراتب مهم‌تر از واقعيت است؛ زيرا كه اكثريت مطلق انسانها با ظرفيت‌هاي بصري، تجزيه و تحليل مي‌كنند و ذهنيت خود را نسبت به پديده‌ها، افراد و كشورها شكل مي‌دهند.

بدين‌دليل است كه بيش از پنجاه درصد از سياست هم‌اكنون حالت رسانه‌اي به خود گرفته‌است و كساني كه در معركه سياست قدم مي‌زنند، سعي مي‌كنند در چارچوب رسانه‌ها، «مقبول» عمل كنند. سياستمداراني كه نه‌تنها به كشور خود علاقه‌مند كه به آن عشق مي‌ورزند، بهترين استفاده‌‌ها و بهره‌برداري از امكانات رسانه‌اي را براي انعكاس تصويري مثبت و ستودني از كشور خود به‌كار مي‌گيرند.

رفتار سياسي، نوعي بازي درتئاتر است. واژه‌ها، حركات، نگاهها، سكوتها و ايفاي نقش بازيگران دقيق، حاوي معني و جهت‌گيري هستند و هر فردي دركل نمايش، وظايف خود را به خوبي عمل مي‌كند و هارموني جمع را حفظ مي‌كند.

در پهنه سياست نيز مجموعه كارها بايد در راستاي اهداف كلان كشور و منافع و مصالح آن باشد. بي‌دليل نيست كه در علم سياست گفته مي‌شود، كشوري باثبات است كه منافع فرمانروايان آن با منافع عامه مردم، هم‌جهت وهمگون و سازگار باشد.

در فعل سياسي به سهولت نمي‌توان فرهنگ سياسي جوامع را ناديده گرفت. اگر نامزد مقامي در آلمان در مبارزات انتخاباتي از خود «تواضع» نشان دهد و «مظلوم‌نمايي» كند، نه تنها مردم آلمان به آن توجه نمي‌كنند بلكه در خميرمايه روحي و نظام استنباطي آنان، چنين رفتاري اثر مثبت به‌جا نمي‌گذارد. حتي كارگر ساده آلماني آموخته است كه به برنامه احزاب و افراد حساس باشد.

اداهاي فردي و ظاهرنمايي‌هاي هدايت‌شده بازيگران سياسي، كمتر بر شهروند آلماني يا هلندي يا ژاپني اثر دارد. طي دو سده صنعتي ‌شدن، عقلي ‌شدن سياست و منافع‌محوري احزاب و بلوغ فكري و شخصيتي، آحاد مردم، حتي اگر زير ديپلم باشند، به مثلث منافع فردي، حزبي و كشوري توجه مي‌كنند.

اما به‌ويژه در جوامع خاورميانه‌اي، ويژگيهاي ظاهري به‌شدت شهروندان را تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. بي‌حكمت نبوده است كه در تاريخ ايران، صحنه‌گردانان سياسي براي پيشبرد اهداف خود به گريه، بغض، غش، انداختن شانه‌ها و چهره‌هاي درهم و غمگين متوسل مي‌شده‌اند. اين آداب جذب، ريشه در ساختار فرهنگ سياسي و نظام ارتباطي شهروندان با روشهاي شناخت آنان از افراد دارد.

هرچند فرآيند عقلي‌كردن نظام استنباطي زمان مي‌برد و محتاج صنعتي‌شدن و سطح قابل‌توجهي از توسعه‌يافتگي است، اما سياستمداران علاقه‌مند به كشور، منافع ملي و قدرت ملي مي‌توانند سعي‌كنند نمادهاي فرهنگي غيرعقلاني را اصلاح و به جاي آنکه وقت و انرژي خود را صرف نمايش اداهاي انسان «خوب و مظلوم» کنند، همه همت خود را متوجه افزايش تدريجي سطح قدرت و عزت کشور خود کنند.

بهره سخن اينكه، سياستمداري يك حرفه و تخصص است. اصالت خانوادگي و داشتن ريشه‌هاي شهري و مدني، پشت‌سر گذاشتن فرآيندهاي تجربه و ترتب، صيقل‌خوردن ذهن و روح و از همه مهم‌تر پرورش وابستگي به سرزمين و تعالي آن، از پيش‌نيازهاي رفتار اصيل در پهنه سياست است. مگر جامعه‌اي مي‌پذيرد كه دانشجوي سال دوم پزشكي به جراحي بپردازد؟ مگر شهرونداني قبول مي‌كنند كه محل سكونتشان را يك نوجوان سرد و گرم نچشيده مهندسي كند؟

عرصه سياست پارك عمومي نيست كه هركس درآن به قدم‌زدن و اظهار‌نظر مشغول باشد. تاريخ كشورهاي قدرتمند و موفق به وضوح نشانگر اين اصل است كه سرنوشت ملتها در دست سياستمداراني است كه هر تصميمشان، جهت‌‌گيري ‌و ‌آينده آنها را تعيين مي‌كند.

به‌رغم صدها خصوصيت خانوادگي، شخصيتي، رفتاري، كلامي و انساني كه براي سياستمداران مطلوب قايل شويم، يك خصلت مافوق عموم اين خصايص قرار مي‌گيرد؛ خصلت عشق به سرزمين و ميهن و سربلندي آن. اين وضعيت اوج سياستمداري است. دو قطب حفظ سمت از يك طرف و تعالي كشور از طرف ديگر، دايره حرفه سياستمداري است.

تنها دلبستگي و تعلق خاطر، قطب تعالي كشور را تضمين مي‌كند. به محض اينكه نظام رفتاري سياستمداران در مسير حفظ مقام باشد، مقدمات زوال كشور فراهم شده‌‌است. بي‌دليل نيست كه سيربودن و صيقل شخصيتي بايد قبل از موقعيت سياسي تحقق پيدا كرده باشد. آنان ‌كه در اين عرصه، خاك و خدا را به هم تنيده‌اند، در نهاد خود متوجهند كه براي چه مقصودي سجده مي‌كنند، با چه هدفي در پي قدرتند و براي چه كساني تصميم مي‌گيرند.

منبع: عصر ایران

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 20:13  توسط دانشجو  | 

عضو فراکسيون خط امام: چرا براي حذف رقيب پرونده سازي مي کنيد؟

 انتخابات براي اين نيست که نامزدها پرونده غير واقعي رو کنند

 عضو کميسيون اجتماعي مجلس با تاکيد بر اينکه يکي  از شرايط انتخابات سالم، اخلاق انتخاباتي است گفت: گاهي افراد تصميم مي گيرند اجازه ندهند يک فرد درانتخابات راي بياورد و شروع به مشکل سازي يا پرونده سازي خلاف واقع مي کنند، در صورتي که بزرگان دين ما گفته اند که هميشه نقاط مثبت خودتان را بگوييد. نصرالله ترابي  در گفت وگو با اعتدال، با يادآوري اينکه پيامبر مي گويند ما تو را مبعوث کرديم تا اخلاق را در جامعه حاکم کني گفت: بقيه اديان الهي هم برخي احکام اسلام را داشته اند اما اسلام آمد تا اخلاق را کامل و در جامعه جاري کند.  وي با تاکيد بر اينکه وزير، نماينده مجلس، رييس جمهور، استاندار و زير مجموعه هايشان بايد الگو باشند گفت: اين افراد بايد پاسخگوي رفتار و کردارشان باشند.  نماينده شهرکرد افزود: بداخلاقي زماني است که به قدرت بچسبيم و بگوييم که به هر قيمتي بايد اين قدرت را به دست آوريم و اگر اين طور نشد، رقيب را تخريب کنيم. اين افراد احتمال مي دهند که اگر فرد سالمي وارد انتخابات شد، راي مي آورد. در اين حالت فرد مسووليت را براي خدمت نمي خواهد بلکه براي قدرت مي خواهد و ميخواهد به هر قيمتي شده، قدرت را بگيرد و رهايش نکند.  ترابي ضمن درخواست از شوراي نگهبان براي بررسي رعايت اخلاق انتخاباتي از سوي نامزدها گفت: فردي که با تهمت و افترا و پرونده سازي جايگاهي را به دست  آورده کاري نادرست مرتکب شده است.  وي با تاکيد بر اينکه انتخابات براي اين نيست که نامزدها پرونده هاي غيرواقعي رو کنند يا در مناظره ها "بگم، بگم" بگويند گفت: شايد اين افراد راي هم بياورند اما ذهنيت مردم را با اين رفتار خراب کرده اند. رقيب را شمر و خودشان را معصوم جلوه ميدهند و مي گويند که من به دنبال اصلاح هستم و او به دنبال غارت است.  وي با اشاره به اينکه گاهي بداخلاقي به جايي مي رسد که در ماجراي کربلا چهره نوراني امام حسين را وارونه جلوه مي دهند و به امام حسين(ع) مي گويند خارجي، گفت: در صحنه کربلا چنين مي گويند که نوه پيامبر بر اسلام شوريده و به اين راحتي مي گويند خارجي است. چنين کاري را مي کنند تا اگر امام معصوم را شهيد کردند، بگويند از دين خارج شده بود. اين عواقب تبليغات و بداخلاقي است که تا کجا پيش مي رود.  ترابي با اعلام اينکه جامعه هميشه آبستن تبليغات منفي و تحت تاثير زر و زور و تزوير است گفت: فرض کنيد با ابزاري خاص يک دوره اجازه حضور رقيب را نداديد. فرض کنيد که يک عده دوست و رفيق را با خود آورديد، آخرش چه مي شود؟ آيا مي خواهيم از جمهوري اسلامي الگويي به دنيا ارايه بدهيم و بگوييم که در دنياي ما، پارتي بازي و رانت جايي ندارد، يا اينکه مي خواهيم با بداخلاقي رقيب را تخريب کنيم و مانند دوره امام حسين(ع) عده اي مسلمان معتقد را خارجي معرفي کنيم و انتخابات را برگزار کنيم! آيا اين شدني است؟

منبع :سایت مردم سالاری


 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 19:50  توسط دانشجو  |